
عنوان زیبایی است، نه؟ چه کسی است که دوست نداشته باشد از او و کارهایش با عنوان ستایش برانگیز «نگهبانان بهار زمین» یاد شود؟ چه کسی است که خواهان مرگ زمین باشد؟
حتا شاید بیشتر خوشحال شوید، اگر بدانید ممکن است این صفت دلپذیر اشاره به پدران ما در ایران باستان داشته باشد!
فرد پیرس - یک دانشمند بریتانیایی که در سال 1951 میلادی به دنیا آمده – کتابی نوشته با این عنوان: Keepers of the Spring و در بخشی از آن مینویسد: «نزديك 3 هزار سال پيش، كشاورزاني باهوش و نوآور دريافتند كه با كندن تونلهاي زيرزميني ميتوانند جريان آب را به كشتزارهايشان افزايش دهند. آن تونلها، كه كاريز يا قنات ناميده ميشوند، با شيب ملايم از دامنهي كوه، يعني سرچشمهي آب، تا دهانهي كاريز در كشتزارها كشيده شده بودند. همين نوآوري بود كه آب لازم براي امپراتوري پارسها را فراهم ميكرد.» او فناوري قنات را اين گونه معرفي كرده است: «يكي از بزرگترين طرحهاي مهندسي كه روي كرهي زمين انجام شده است و از نظر دانش سازهای ميتوان آن را با اهرام مصر برابر دانست.» آن گونه كه پیرس در كتاب خود آورده است، اين فناوري در سراسر امپراتوري پارسها گسترش يافت و حتا به اسپانيا هم رسيده است. او این را هم میگوید که هم اكنون نزديك 40 هزار کاریز در ايران امروزي وجود دارد كه ميتوانند هشت برابر رود نيل آب فراهم ميكنند!

امّا شوربختانه ما آن حجم عظیم آب؛ آن رودخانهای که میتوانست 8 برابر نیل برای ما آب به ارمغان آورد را با زدن و حفر چاههای متعدد عمیق و نیمهعمیق و با اجرای طرحهای احمقانهی انتقال آب و احداث سازههای نفرتبرانگیزی به نام سدهای بزرگ مخزنی خشکاندیم تا امروز – و فردا بیشتر – افسوس تاریخ را بخوریم و هرگز نتوانیم در برابر فرزندانمان با افتخار یربلند کنیم. همان گونه که اینک پدران این آب و خاک میتوانند تا همیشهی تاریخ به ما فخر فروشند و افتخار ایران و جهان باقی مانند.
گفتنی آن که فرد پیرس در طول 20 سال گذشته به افزون بر 64 کشور جهان سفر کرده و از طرحهای بزرگ انتقال آب و سدهای آنها بازدید کرده است و در نهایت میگوید: اين طرحهاي بزرگ و فناوريهاي امروزي نتوانستهاند از تنگناها و دشواريهای امروز ما در راه فراهم كردن آب مورد نياز جمعيت در حال رشد بكاهند. ما بايد از آبشناسان باستاني بيشتر بياموزيم. آنها از دانش بومی و منطقهاي بهرهمند بودند و طرحهايي را اجرا ميكردند كه با منطقهي آنها سازگار بود.
ممنون از حسن سالاری عزیز که با کامنتی که در یادداشت پیشین، برایم نوشت، مرا با جزیره دانش آشنا کرد.
بچه ها: آن جزیره را رها نکنید!
درج نظر
+ نوشته شده در پنجشنبه 10 دی1388ساعت 9:33  توسط محمد درویش

مجلهی معتبر نیوساینتیست در آخرین شماره خود – 22 دسامبر 2009 – نتایج تحقیقات گروه عمران و محیط زیست دانشگاه فنی تنسی در کوکویل آمریکا را منتشر کرده که با هدایت دکتر فیصل حسین به انجام رسیده است. این دانشمند بنگالیتبار و همکارانش موفق شدهاند تغییرات آبشناختی و نظام بارندگی حوضهی آبخیر 633 سد بزرگ مخزنی موجود در کشورهای مختلف جهان پیش و پس از احداث این سازههای غولآسا را مورد ارزیابی و سنجش قرار دهند و نتیجه بگیرند که در اغلب این حوضههای آبخیز، شدت بارندگی پس از ساخت سدها افزایش یافته و درنتیجه خسارتهای ناشی از ریزشهای آسمانی به شکل رخداد سیلهای حادثهخیز فزونی گرفته است.

نکتهی بسیار مهمتر این تحقیق که به ویژه میتواند برای آبسالاران وطنی و دانشجویان علاقهمند به صنعت آب کشور حایز اهمیت تلقی شود، هشداری است که حسین و تیم تحقیقاتیاش میدهد: این که شدت خسارتها متناسب با خشکی سرزمین افزایش مییابد. به عبارت دیگر، سدهای بزرگی که در مناطق خشک و نیمه خشک جهان مانند ایران احداث میشوند، میتوانند بارندگیهای سیلابی با شدت تخریب بیشتری را در زمان کوتاهتری بیافرینند!

حال دلم میخواهد بدانم سرایندگان آخرین لطیفه ی سال! با دیدن نتایج این تحقیق چه پژواکی از خود بروز میدهند؟ فقط امیدوارم آنها مانند بهمن آرمان کل این تحقیق را در شمار تازهترین دسایس امپریالیست جهانی قرار ندهند! شما چه فکر میکنید؟ آیا آغاز پایان افسانهی توسعه و سدسازی در جهان فرا نرسیده است؟
برای آگاهی بیشتر:
- On the Empirical Relationship between Large Dams and the Alteration in Extreme Precipitation.
درج نظر
+ نوشته شده در سه شنبه 8 دی1388ساعت 23:0  توسط محمد درویش
در تحلیل نقشههای خشکسالی کشور مربوط به دو ماههی نخست سال آبی 89-1388 نوشتم که انگار از غرب خبرهای خوشی در راه است و نسیم خیس و سبزرنگی وزیدن گرفته که میخواهد قرمزها را از شرق بیرون براند.

اینک در تأیید آن پیشبینی سبز؛ نهتنها برای نخستینبار سراسر پهنهی 165 میلیون هکتاری کشور در روز چهارشنبه گذشته – 18 آذر 1388 - بیآفتاب شد، بلکه خبر میرسد که پس از 12 سال، مردمان دیار تفتیدهی خوزستان هم با برف آشتی کردند (و یا شاید برعکس!) و افزون بر آن، در ساری هم پس از 12 سال، برف باریده است و حتا دامنهی برف تا جنوب شرق کشور که در طول دو ماه اخیر خشکسالی کمسابقهای را تحمّل کرده بود، امتداد یافته و حالا با سفیدپوش شدن دامنههای ساردوئیه جیرفت، نگرانی از کمبود آب جایش را به کمبود علوفه برای عشایر گرفتار آمده در برف داده است؛عشایری که آمده بودند تا قشلاقی مطبوع را در جیرفت بگذرانند؛ اما ییلاقی بس خنک و تگری نصیبشان شد!
امید که این ریزشهای مهرآمیز و نمدار بر سر و روی این سرزمین تشنه همچنان دوام داشته باشد تا بلکه قدری از آن 15 متری را که در طول 3 دههی گذشته از سفرههای آب زیرزمینی پیشخور کردیم، دوباره به سرجایش بازگشته و جبران شود.
درج نظر
+ نوشته شده در جمعه 20 آذر1388ساعت 0:57  توسط محمد درویش

این تصویر را که میبینید، یک عکس ترکیبی ماهوارهای از سنجندهی Landsat است که پایتخت ایران را نمایش می دهد و منبع آن سازمان ناسا آمریکاست ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 15 آذر1388ساعت 21:21  توسط محمد درویش
به نظر من نباید ناامیدانه در بارهی این تصویر برگرفته از کسوف دست به قضاوت زد! همین که تابلوی زردرنگ سازمان حفاظت محیط زیست کشور هنوز پیداست و میتواند برای کلاغها در زیباترین تالاب کشور، تکیهگاهی مطمئن برای رفع (بخوانید دفع) قضای حاجت باشد، خوب است! خوب نیست؟

حالا اگر تالاب دارد تبدیل میشود به مرداب؛ اگر میلیونها تن رسوب و مواد آلاینده در آن تخلیه میشود؛ اگر کنارگذرش میشود میانگذر و اگر استادیوم ورزشی در مرکزش میخواهند بسازند؛ خب بسازند! سازمان محیط زیست کشور سالهاست که نشان داده در این جور حاتمبخشیها بخیل نیست! هست؟
تازه وقتی هم میخواهد وارد عمل شود، آدم را بیشتر یاد شاه سلطان حسین میاندازد تا آغا محمد خان قاجار! نمیاندازد؟
درج نظر
+ نوشته شده در یکشنبه 15 آذر1388ساعت 2:30  توسط محمد درویش

دوشنبه شب گذشته با دكتر احمدعلي كيخواه نماينده مردم زابل و زهك در مجلس شوراي اسلامي و نايب رييس كميسيون كشاورزي، آب و منابع طبيعي نشستي مشترك داشتيم كه بيش از 4 ساعت به طول انجاميد.
موضوع نشست بررسي توانمنديهاي مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور به منظور ساماندهي به اوضاع نگران كنندهي دشت سيستان از منظر شاخصهاي مؤيد ناپايداري سرزمين بود. شاخصهايي كه جملگي با شيبي منفي و شتابناك در حال فرواُفت كارمايه ها و زيرساخت ها هستند.
نكتهي جالبي كه دكتر كيخواه مورد اشاره قرار داد، وزن ناچيز گرايههاي محيط زيستي و دانشهاي مرتبط با آن در مجالس قانونگذاري ايران بوده است. وي ميگفت: تا هنگامي كه بر شمار راهيافتگان به صحن بهارستان از بين متخصصين اين بخش افزوده نشود، نبايد انتظار داشت كه كار مؤثر و بزرگي براي احياي وضعيت كشاورزي، منابع طبيعي و آب در ايران صورت گيرد.
گفتههاي او مرا به فكر فرو برد؛ به خصوص آن كه در طول ماه گذشته اين دومين باري بود كه با وي به عنوان يكي از نمايندگان ذينفوذ و تحصيلكرده جلسه داشتم - كه با 155 رأي به عنوان ناظر مجلس شوراي اسلامي در شوراي عالي آب كشور هم انتخاب شده است - و هربار احساس ميكردم كه چقدر غم و حرفهاي ناگفته در ضميرش موج ميزند! حرفهايي كه شايد هيچگاه نتواند برزبان آورد و همين او را بيشتر بيازارد.
جالب است بدانيد در هيچ يك از دورههاي هشتگانه مجلس، تاكنون اكثريت اعضاي اين كميسيون را متخصصان مرتبط تشكيل ندادهاند؛ آن هم در شرايطي كه تعداد دانشآموختگان اين حوزه در مجلس همواره به صورت اسمي بيشتر از ظرفيت كميسيون – يعني 23 نفر - بوده است! به عنوان مثال در همين دوره هشتم حدود 30 نفر كارشناس، كارشناس ارشد و دكترا در رشتههاي كشاورزي و گرايشهاي مرتبط با آن در حوزهي آب و منابع طبيعي و ... حضور دارند. امّا متأسفانه حتا نيمي از اعضاي كنوني كميسيون متخصص اين حوزه نيستند! يا دغدغهي نخستشان اين حوزه نبوده و نيست! چرا؟
وقتي ميزان جذابيت اين كميسيون حتا براي متخصصين راهيافته به مجلس چنين اندك است، ديگر چه انتظاري از طيف گستردهي نمايندگان غير متخصص در اين حوزه داريم تا به پايداري بومشناختي سرزمين و حفاظت و ديدهباني از اصل 50 قانون اساسي در عين تضمين امنيت غذايي كشور بپردازند!؟
آيا مجاز هستم تا بگويم: از ماست كه بر ماست؟!
درج نظر
+ نوشته شده در چهارشنبه 11 آذر1388ساعت 11:30  توسط محمد درویش
جمعه، 4 دسامبر 2009 بيست و شش وزير دولت نپال در اقدامي بيسابقه ميخواهند تا جلسه كابينه دولت متبوع خويش را در دامنههاي اورست جايي به نام Gorakshep برگزار كنند تا جهانيان را متوجه خطر عظيم نابودي مهمترين و بزرگترين منابع آب شيرين جهان در هيماليا ناشي از جهانگرمايي –Global Warming - كرده و نسبت به خطر آبشدن شتابناك يخچالها هشدار دهند.

اقدامي كه چندي پيش كابينهي مالديو هم به شكل ديگري انجام داد و جلسه خود را در زير آب برگزار كرد، جايي كه تا چند سال ديگر همهي آن جزيرهي كوچ و زيبا ممكن است به آن نقل مكان كند!

در اين ميان، تحقيق دانشمندان استراليايي براي پرورش نسلي از گوسفندان كه آروغ كمتري زده و بدينترتيب گاز متان اندكتري را به نيوار انتشار دهند، در صدر خبرهاي اين روزهاي اغالي محافل رسانهاي جهان قرار گرفته است. يادمان باشد كه استراليا يكي از بزرگترين كشورهاي پرورش دهندهي گوسفند بوده و اگر بتواند راندمان گوسفندان را از منظر كاهش انتشار گاز متان افزايش دهد، كمكي شايان تقدير و خدمتي بيبديل به همهي مردم و ديگر زيستمندان ساكن در كرهي زمين – ناشي از كاهش فرآيند جهان گرمايي - خواهد كرد.
همان طور كه ملاحظه ميشود، همه در تكاپوي مهار جهانگرمايي و تدارك برگزاري اجلاس سران در كپنهاگ هستند و ميكوشند تا بيشترين توشه را از آن اجلاس سبز براي مردم خود و همهي زيستمندان عالم به ارمغان آورند.
امّا دريغ ... دريغ از يك موضعگيري رسمي، يك بيانيه، يك مصاحبه مطبوعاتي از سوي لشكرياني كه قرار است به عنوان نمايندگان ايران در كپنهاگ حاضر شوند!
به خدا ما هم حق داريم بدانيم كه موضع رسمي متوليان حوزه محيط زيست و منابع طبيعي كشور در باره اين بزرگترين و مهمترين رخداد پاياني سال 2009 جهان چيست؟ حق نداريم؟
ما هم حق داريم كه بدانيم دولت متبوع ما چه برنامههايي را براي كاهش انتشار گازهاي گلخانهاي دارد؟ دوست داريم بدانيم كه در يك افق 10 ساله قرار است كه رتبهي شرمآور كنوني ما در آلودگي نيوار، چند پله كاهش خواهد يافت؟ دوست داريم بدانيم كه رهبران ما ما را دوست دارند و به ما عميقاً حرمت مينهند و از برنامههاشان بيپرانتز و مصلحتسنجي و ... سخن ميگوين
در همین باره:
- چالش جهانگرمایی را در کپنهاگ به فرصت بدل کنیم.
درج نظر
+ نوشته شده در سه شنبه 10 آذر1388ساعت 10:12  توسط محمد درویش
+ نوشته شده در شنبه 7 آذر1388ساعت 20:5  توسط محمد درویش
تازهترین گزارش منتشر شده از سوی یک نهاد تحقیقاتی موسوم به دیدهبان سواحل در استرالیا نشان میدهد که سواحل سیدنی، بزرگترین و گردشپذیرترین شهر این کشور هیچگاه تابستانی به این تمیزی را تجربه نکرده است.
در حقیقت از بین 29 ساحل مورد بررسی که در تمام روزهای تابستان دارای آبی قابل شنا و سالم بودند، سواحل شمالی سیدنی پاکترین بوده است ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 6 آذر1388ساعت 14:50  توسط محمد درویش
امروز مهمان مردم شریف دیار عبید زاکانی و علیاکبر دهخدا – قزوین – بودم تا در حضور عالیترین مقامات صنعتی استان و جمعی از سرمایهگذاران محلی، امکانات و علاقهمندی طرفین را به استحصال انرژیهای نو در استان ارزیابی کنم. خوشبختانه از هر دو طرف چراغ سبز آشکارا چشمک میزد و من امیدوارم استان قزوین بتواند روزی با پیشگامی در این حوزه – به ویژه از منظر انرژی بادی – گامی استوار در مسیر توسعهی پایدار و کاهش وابستگی معیشتی به سرزمین بردارد؛ رخدادی که سبب شده روند اُفت سطح آبزیرزمینی، به ویژه در دشتهای جنوب شرقی استان به مرزهایی نگرانکننده برسد.
جالب اینجاست که هماکنون بخش صنعت تأمینکنندهی بیش از نیمی از اشتغال استان است؛ در حالی که تنها 2 درصد از آب قابل استحصال قزوین را به خود اختصاص میدهد، در صورتی که بخش کشاورزی حدود 93 درصد از آب قابل استحصال استان را مال خود کرده، آن هم در حالی که کمتر از 25 درصد اشتغال را راهبری میکند.
درج نظر
+ نوشته شده در جمعه 29 آبان1388ساعت 22:26  توسط محمد درویش
امروز مهمان مردم نجیب و خونگرم شال در استان قزوین بودم. آبادبومی کهن که مردمانش با زبانی اختصاصی به نام تاتی صحبت میکنند (گویا یکی از صاحبمنصبان بانک جدید تات هم اهل همین دیار است) و یکی از بخشهای شهرستان بویینزهرا محسوب میشود. آنها در پی راهاندازی و استحصال انرژیهای نو، به ویژه باد و خورشید در منطقهی خود بودند و مشتاقانه امکانات و خدمات فنی را مطالبه میکردند ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 15 آبان1388ساعت 21:31  توسط محمد درویش

خوشحالي هم دارد. چه اگر زايندهرود را از اصفهان كسر كنيم، يعني طراوت و نشاط و بركت را از اين ديار تمدنساز حذف كردهايم ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت 11:18  توسط محمد درویش

امروز به اتفاق همکارانم برای ارزشیابی طرحهای پژوهشی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان تهران به پارک ملّی خجیر رفتم.
تقریباً هر آنچه که دیدم تأسفبار و ناامیدکننده بود؛ قابل تصور نیست که یکی از دیرینهترین و پرمطالعهترین پارکهای ملّی کشور اینک در چنین شرایط یأسآوری به سر برد. تقریباً از همه جا صدای غرش غولهای آهنی (بلدوزر) به گوش میرسید و چنان به جان دامنههای شکنندهی خجیر افتاده بودند که انگار در پی کشف مخفیگاه دشمنی خونریز هستند ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 3 آبان1388ساعت 21:32  توسط محمد درویش
سالها پيش شاعر آسماني و دوست داشتني من – سهراب سپهري – گفته بود:
تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي
همت كن و بگو
ماهيها
حوضشان بي آب است ...
امروز كه داشتم به ارزيابي و داوري برنامه راهبردي بهينهسازي الگوهاي
مديريت حوضههاي آبخيز، كار ارزشمند دكتر اسماعيل شريفي و همكارانش در
مركز حفاظت خاك و آبخيزداري ميپرداختم، ناگهان در بخش تصويرسازي از وضع
موجود فرسايش در كشور، با اين تصوير روبرو شدم و دلم گرفت ...

پيش خود گفتم:
حالا
اگر سهراب زنده بود، بايد به جاي «حوض بيآب» از حوض گلآلود استفاده
ميكرد! آن هم در كشوري كه نرخ فرسايش آن در بهترين حالت، شش برابر
ميانگين جهاني است.
بياييم به خود قول دهيم كه من و تو هرگز كاري نكنيم كه به قانون جهان بربخورد و آب را از ايني كه هست، گلآلودتر كند.
بياييم از اين پس ديگر از پايان يافتن زندگي نترسيم؛ از اين بترسيم كه ممكن است هرگز آغاز نشود اين زندگي!
درج نظر
+ نوشته شده در سه شنبه 21 مهر1388ساعت 11:34  توسط محمد درویش
مطابق بسياري از سالهاي سپري شدهي روزگار ما، باز هم خبر رسيد كه هشت هزارتن گندم ناقابل در اثر عدم رعايت اصول علمي جانمايي و دپو
و نگهداري، در استان اردبيل نابود شد. اين كه ميگويم «ناقابل» براي آن
است كه عاليترين مقامات سياسي و قضايي استان در مواجهه با اين رخداد
ناگوار، تنها به «انتقادي نرم» از مسئولاني پرداختند كه سبب ساز چنين فساد
كمنظيري در راهبرديترين محصول ايران شدند. وگرنه ارزش ريالي آنچه كه در
چند ساعت از دست رفت با تمامي بودجه سالانهي پژوهشي بزرگترين نهاد متولّي
تحقيقات منابع طبيعي كشور برابري ميكند ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 14 مهر1388ساعت 10:46  توسط محمد درویش

این تصویر را روز 28 مرداد 1388 در منطقه ییلاقی و بسیار زیبای باغ بهادران – 70 کیلومتری غرب اصفهان - از زاینده رود گرفتهام؛ از همان زاینده رودی که مردمان دیار زنده رود، آن اصفهانیهای هوشمند و خردمند، مدتهاست که در حسرت قطرهای از آبش چشم به بستر خشک و تفتیدهاش در جوار پلهای زیبای خواجو و سی و سه پل دوختهاند ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 31 مرداد1388ساعت 23:52  توسط محمد درویش

استاد كردواني! يادتان هست فرمان قتل تالابها را صادر كرديد؟
صبح امروز به طور اتفاقي شنوندهي گفتگوي دكتر پرويز كردواني با بخش صبحگاهي راديو جوان بودم. ايشان در باره مهمترين دلايل توليد گرد و خاك و افزايش غلظت ريزگردها در آسمان ايران سخن ميگفت. وي گفت: من هماكنون در دفتر فرماندار سختكوش سمنان هستم و از اين كه وقت ايشان را ميگيرم، عذر ميخواهم! امّا نگفت كه اين موضوع چرا بايد براي شنوندگان راديو جوان جالب باشد؟!
بگذريم ...
استاد اشاره كردند كه اين ريزگردها از شام (منطقهاي بين عراق و سوريه كنوني) ميآيد و بنابراين من به آقاي عبدينژاد (مديركل دفتر امور بيابان) و خانم جوادي هم گفتهام كه با مالچپاشي در كشور نميتوانيد از شر اين ريزگردها خلاص شويد. امّا - جالبتر آن كه - با مالچپاشي در عراق هم نميتوانيد! كردواني افزود كه مهمترين دليل افزايش اراضي خشك و مستعد توليد گرد و خاك در عراق، كمآب شدن رودخانههاي دجله و فرات است كه سبب شده ديگر اين رودخانهها طغيان نكنند و چالابهاي اطراف و پاييندست خود را مشروب نسازند. در نتيجه اين اراضي هم به چشمههاي توليد گرد و خاك بدل شدهاند كه البته حرف بسيار درستي است. امّا نكتهاي كه ايشان – انشاالله به سهو – فراموش كردند كه تذكر دهند، آن بود كه چرا دجله و فرات ديگر طغيان نميكند؟! و چرا حق آبهي اين رودخانهها اينقدر كم شده است؟ آيا جز اين است كه سه كشور تركيه، سوريه و ايران با زدن سدهاي متعدد و انحراف آب، اجازهي خروج آب از كشورهاي متبوعشان را به كمينه رساندهاند؟ آيا اين معضل ناشي از همان احداث سدهاي بيرويهاي نيست كه آقاي دكتر فرمان داده بودند بايد بر روي هر دره در كشور ايران هم احداث شود؟ آيا آقاي دكتر فراموش كردهاند كه چگونه فرمان قتل تالابها را صادر كردند؟ حال چگونه است كه يادشان افتاده، مرگ تالابها ميتواند به افزايش كانونهاي فرسايش بادي و توليد گرد و خاك و خاشاك بيشتر بيانجامد؟
البته باز جاي شكرش باقي است كه اين ريزگردهاي عربي و خس و خاشاك هوا توانستند چهرهي ماندگار و دوستداشتني كشور را از خواب غفلت بيدار كرده و به ايشان يادآوري كنند كه سدسازي را نبايد در هر درهاي توصيه كرد و نميتوان بي مهاباي فرداها به جنگ طبيعت رفته و فرمان ذبح تالابها را صادر كرد.
نكتهي ديگر برميگردد به پيشنهاد جديد استاد، مبني بر اين كه به جاي خاكپوشهاي نفتي (مالچپاشي)، از ريگ براي تثبيت ماسههاي روان بينالنهرين استفاده شود. ايشان اين را هم گفتند كه يكي از دوستانشان يك دستگاه سنگشكن جديد ساخته كه ميتواند سنگها را خرد كند و از ريگ حاصل براي تأمين مواد لازم در اين روش بهره برد!
راستش به فرض كه همهي اين فرضها درست باشد، هنوز نميدانم كه ريگ پاشي را ميخواهند با استفاده از چه ابزاري و در چه زماني و با چه هزينهاي انجام دهند؟ و آيا اصولاً ذرات بسيار ريز دوميكروني كه اينك در فضاي 18 استان كشور قدرتنمايي ميكنند را ميشود با ريگ ريخته شده بر سرشان مهار كرد؟!
واپسين نكته آن كه شگرد خاكپوشهاي نفتي كمك ميكند تا بستر براي تثبيت زيستشناختي (بيولوژيك) مهيا شود. اما ريگپاشي قرار است چه كند؟ آيا ميخواهيم مسكن باشيم يا در پي درمان دايمي و پايداري واقعي سرزمين هستيم؟
بيشتر بدانيم:
- هشدار! آب فرات دوباره نصف شد؛ ترکها مقصر هستند یا سوریها؟
- راهکارهایی برای برون رفت از کابوس غبارآلودگی آسمان آبی ایران
- حرفها را زدهایم؛ حالا هنگام عمل است!
- طغیان خس و خاشاک امروز، نتیجه بیتوجهی به هشدار تاریخی دیروز!
همدردي!
- بدين وسيله مراتب همدردي خود را با ديده بان عزيز محيط زيست ايران و ديگر اهالي شريف پونك اعلام ميدارم و اميدوارم كه از اين پس جنازهها را در همان جايي قرار دهند كه هميشه قرار ميدادند!
درج نظر
+ نوشته شده در چهارشنبه 14 مرداد1388ساعت 11:12  توسط محمد درویش