تبليغاتX
مهار بيابان‌زايي

تاریخچه‌ی مطالعات ارزیابی بیابان‌زایی در ایران و جهان - 7


    معتمد (1370) در آن بخش از شاخص‌هاي بيابان‌زايي تحقيق كرد كه به هجوم ماسه‌هاي روان مرتبط است. وي پس از مطالعه بر روي منشأ ماسه‌هاي دشت يزد- اردكان، به اين نتيجه رسيد كه منشأ اين ماسه‌ها، رسوبهاي ريزي هستند كه در محيطي فاقد پوشش گياهي و در معرض جريان باد، واقع در انتهاي دشت آبرفتي قرار گرفته‌اند كه از جمله مي‌توان به بستر آبراهه‌هاي ارتفاعات ندوشن خضرآباد تا عقدا و ميبد اشاره كرد، وی پيشنهاد کرد از طريق بادشكن و خاکپوش‌های نفتی در دو سطح كوتاه‌مدّت و درازمدت، به تثبيت محل برداشت اقدام شود. بر مبناي پژوهش‌هاي اختصاصي و احمدي (1374) نيز كه در همان استان به انجام رسيده، موقعيت اصلي نقاط برداشت (منشأ) تپه‌هاي ماسه‌اي ارگ يزد، قطاع شمال غربي تا غرب منطقه تحت مطالعه تعيين شده است.
     جوندا و همكاران(1988) به دنبال پژوهش‌هاي خود در ارتباط با تبيين سازوکارِ فرايند بيابان‌زايي در چين، به اين نتيجه رسيدند كه وقوع بيابان‌زايي ناشي از فرايندهاي تاريخي و عوامل بالقوه‌ی طبيعي است، امّا گسترش و تكامل آن به فرايندهاي نوين ناشي از فعاليتهاي انساني باز مي‌گردد، هرچند كه فشارهاي انساني مي‌توانند، حتا روي فرايندهاي طبيعي نيز، مؤثر واقع شوند. عوامل بالقوه‌ی طبيعي از ديدگاه اين پژوهش كه در وقوع و توسعه‌ی جريان بيابان‌زايي مؤثر هستند، عبارتند از:
1- هماهنگي بين رژيم باد و فصل خشك (شرط پويايي)،
2- دانه‌بندي و ساختمان ذرات خاك سطحي ماسه‌اي (اساس مادي)،
3- عوامل انساني.
     همچنين گروه جوندا تلاش كرد تا در پژوهش خويش، ضمن بررسي مباني بوم‌شناختي بيابان‌زايي، تغييرات محيطي حاصل از بيابان‌زايي را نيز ناديده نگرفته و به ارزيابي آنها بپردازد. پنج سال بعد، جوندا به اتفاق يكي ديگر از همكارانش به نام وانگ تائو، كليه‌ی عواملي را كه در تشديد بيابان‌زايي در شمال چين مؤثر هستند، شناسايي كرده و مورد بررسي قرار دادند (Zhenda و Tao، 1993). آنها به اين نتيجه رسيدند که مهمترين عامل تخريب محدوده‌ی مورد مطالعه، قطع درختان، درختچه‌ها و بوته‌هاي خشبي به منظور تأمين سوخت حدود 35 ميليون نفر ساكنين منطقه است. به‌ طوري كه سهم اين عامل در فرايند بيابان‌زايي، 8/31 درصد تعيين شد. بقيه‌ی عوامل به ‌ترتيب عبارت بودند از: چراي مفرط (3/28 درصد)، كشاورزي و عمليات مربوط به كشت و كار (4/25 درصد)، بهره‌برداري غيراصولي از منابع آب (3/8 درصد)، عوامل طبيعي (5/5 درصد) و عمليات تكنوژنتيكي (7/0 درصد). همان طور كه ملاحظه مي‌شود، در منطقه‌ی مورد مطالعه به مساحت 334000 كيلومترمربع كه داراي اقليم خشك و نيمه‌خشك است، عوامل طبيعي سهم چنداني در تشديد روند بيابان‌زايي ندارند. در اين مطالعه همچنين نرخ بيابان‌زايي، 1560 كيلومترمربع در سال در مقطع 1975-1950 تعيين شد. ليكن با استفاده از نگاره‌هاي ماهواره‌اي سنجنده‌ی TM، معلوم شد كه اين نرخ در طول سال‌هاي 1975 تا 1987 به 2100 كيلومترمربع در سال افزايش يافته است. بنابراين، در طول 37 سال، بيش از 64200 كيلومترمربع (نزديك به 20 درصد از منطقه) بر مساحت شن‌زارها افزوده شده است.

ادامه دارد ...

درج نظر

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 آذر1388ساعت 18:14  توسط محمد درویش  mohandes

از غرب خبرهای خیس با رنگ سبز می‌رسد! نمی‌رسد؟

  نتایج تازه‌ترین ستاده‌های برآمده از نقشه‌های خشکسالی کشور در سال آبی پیش رو، نشان از پیش‌روی امیدبخش سبزها از سمت غرب و عقب‌نشینی مذبوحانه‌ی سرخ‌ها به سوی شرق می‌دهد. هرچند همچنان، آسمان و زمین کشور بیشتر از آن که سبز باشد، قرمز است. در این میان در حالی که تهران در وضعیت ترسالی متوسط قرار داشته و میزان ریزش‌های آسمانی آن بین 20 تا 45 درصد بیشتر از میانگین درازمدت 31 ساله در آبان ماه است.  در یاسوج، قزوین، کرمانشاه، اهواز، ایلام، سنندج، خرم‌آباد، همدان و جنوب آذربایجان وضعیت ردیایی بوده و میزان باران اندازه‌گیری شده بیش از 60 درصد میانگین درازمدت بوده است ...

   

   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 6 آذر1388ساعت 18:26  توسط محمد درویش  mohandes

رابطه دلفین ، ترور جان اف کندی ، علف‌کش و سام خسروی‌فرد!

 

دلفین ها می میرند! چه در این سوی آب و چه در آن سوی آب! چرا؟

          سام را همه‌ی اهل محیط زیست ایران خوب می‌شناسند؛ آدمی دقیق، متخصص در جزییات امور و فوق‌العاده مسئولیت‌پذیر نسبت به آنچه منتشر می‌کند.
    بنابراین وقتی در آتش نوشتش به بررسی ماجرای مرموز مرگ فله‌ای دلفین‌ها در خلیج فارس می‌پردازد و آن را با تروری مرموز‌تر در ینگه دنیا مقایسه می‌کند، باید حرفی داشته باشد، حرف‌ستان!
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 6 آذر1388ساعت 12:32  توسط محمد درویش  mohandes

تاریخچه‌ی مطالعات ارزیابی بیابان‌زایی در ایران و جهان -6

مسایل بیابان و بیابان زایی در مرکز آسیا: عنوان تازه ترین کتاب استاد بابایف

       گروهي از محققين فرانسوي با لحاظ اين تعريف كه مناطق بياباني شده را، مناطقي كاملاً عاري از پوشش گياهي، فرض مي‌كند؛ پس از بررسي اطلاعات موجود، به اين نتيجه رسيدند كه طي سال‌هاي 1952 تا 1987 در كشور مالي بر وسعت اراضي لخت 5 تا 7 درصد افزوده شده است.

babaev

در حالي كه Babaev  و همكاران (1993)، اين نوع نگاه به بيابان‌زايي را غيرواقعي و ناكافي دانسته و شناسه‌هاي بيشتري را افزون بر لخت شدن اراضي، نشانه‌ی بيابان‌زايي دانسته‌اند. از همين‌رو، 60 درصد اراضي كشور مالي را، بياباني شده ارزيابي كرده‌اند. آنها همچنين نرخ بيابان‌زايي در كشور خويش (تركمنستان) را، در يك دوره‌ی 20 ساله (85-1965) محاسبه كرده و اعلام کردند: 56 درصد كشور با درجات شديد و خيلي شديد در معرض بياباني‌شدن قرار دارد. دانشمندان تركمن، همچنين اشكال مختلف تخريب سرزمين را در 8 رده به شرح زير معرفي كرده‌اند:
1- تخريب پوشش گياهي،
2- فرسايش بادي،
3- فرسايش آبي،
4- شورشدن مزارع آبياري شده،
5- شورشدن خاك در اثر پيشروی آب دريا و مصرف مداوم آب رودخانه‌ها در كشاورزي،
6- فشرده‌شدن خاك و تشكيل سله در آن،
7- پيشروي بيابان در اثر عمليات فني يا تكنوژنتيكي،
8- بيابان‌زايي به وسيله‌ی حيوانات.

درج نظر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 آذر1388ساعت 21:6  توسط محمد درویش  mohandes

تاریخچه‌ی مطالعات ارزیابی بیابان‌زایی در ایران و جهان -5


    از جمله‌ تلاش‌هاي ديگري كه فارغ از بهره‌گيري از امكانات ماهواره‌اي، به سامان رسيده است، مي‌توان به پژوهش‌هاي فاموري و ديوان در سال 1349 اشاره كرد كه تلاش كردند تا از جنبه‌ی ديگري، يعني با استفاده از معيارهاي خاكشناسي، به بررسي مسأله پرداخته و محدوده‌ی بیابان‌هاي ايران را تعيين كنند. پنج سال بعد، كارتر و همكاران (1975)، مناطق شور بياباني را از منظر ویژگی‌های بوم‌شناختی گياهان در محيط‌هاي شور و چگونگي استقرار آنها مورد بررسي قرار دادند. حسن احمدي در اين ميان، مطالعات جامع‌تري به منظور كشف معيارهاي شناخت بيابان و طبقه‌بندي آن، به انجام رساند و در نخستين مرحله ثابت كرد كه همبستگي معني‌داري بين مناطق زيست‌اقليمي (بيوكليماتيك) و محيط‌ پيكرشناسي سنگي (مرفوپدولوژيك) و ريختار (تيپ) پوشش گياهي وجود دارد. اندكي قبل‌تر، فريفته (1366)، به بررسي سامانه‌هاي طبقه‌بندي اقليمي با تأكيد بر مناطق نيمه‌خشك و خشك ايران پرداخت. در اين تحقيق، پس از معرفي سامانه‌ی طبقه‌بندي‌هاي ژنتيكي (براساس تابش و توده‌هاي هوا)، به مقايسه‌ی اين روش‌ها در مناطق خشك و نيمه‌خشك با تكيه بر اطلاعات 39 ايستگاه اقليمي كشور پرداخته شده است. البته خليلي (1371) در اين خصوص، كامل‌ترين پژوهش را تا امروز در ايران به انجام رسانده است، كه نتايج آن، توسط جاماب در طرح جامع آب كشور، مورد استفاده و استناد قرار گرفته و مراحل تكميلي آن، كماكان پيگيري مي‌شود (جاماب، 1370 و خليلي، 1378).

درج نظر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 آذر1388ساعت 17:30  توسط محمد درویش  mohandes

تاریخچه‌ی مطالعات ارزیابی بیابان‌زایی در ایران و جهان -4


      به ‌دنبال توليد نرم‌افزارهاي جديد و پيشرفت فنون رايانه‌اي، نقش اطلاعات ماهواره‌اي نيز در مطالعات مربوط به تهيه‌ی نقشه‌ی بيابان‌زايي و ارزيابي آن، هر روز فزوني گرفت. از جمله، حسین ارزاني در 1376 براي ارزيابي و مديريت مناطق خشك و بياباني، پيشنهاد تلفيق سنجش از دور (RS) و سامانه‌ی اطلاعات جغرافيايي یا ساج (GIS) را مطرح كرد، چرا كه اعتقاد داشت با توجه به حساسيت و شكنندگی قابل توجه بوم‌سازگان‌هاي بياباني، مديريت اين زيست‌بوم‌ها به ظرافت خاصي نيازمند است، در نتيجه براي اعمال بهترين نوع مديريت، نياز به بررسي، پايش و ارزيابي مكرر و به روز پيراسنجه‌های تغييرپذير است. بررسی‌هاي وي كه در استراليا به انجام رسيده است، نشان داد؛ دو ابزار RS و GIS پس از انجام اصلاحاتي، قابليت بكارگيري براي توليد اطلاعات، مديريت اطلاعات و همنهاد آنها را به منظور برنامه‌ريزي مديريت و ارزيابي مكرر فرسايش و پوشش گياهي دارا بوده، مي‌توانند در اتخاذ شيوه‌اي مناسب، براي مديريت مناطق خشك مؤثر و مفيد باشند. Vinogradov (1995) نيز نسبت به استفاده از امكانات رقومي تأكيد كرده و از آنها در روش خود، برای پايشِ جريان بيابان‌زايي و تعيين مناطقي كه در آينده در معرض خطر بيابان‌زايي قرار خواهند گرفت، بهره برده است. وي روند بيابان‌زايي در منطقه‌ی آمودريا (آسيای ميانه) را در طول 30 سال، مورد ارزيابي قرار داده و نتيجه گرفته است: در طول دهه‌ی نخست (60-1950)، نرخ بيابان‌زايي كمتر از 5/0 درصد، در دهه‌ی دوّم (70-1960)، يك تا 5/1 درصد و در دهه‌ی سوّم (80-1970)، به سه تا چهار درصد در سال رسيده و در مجموع حدود 40 تا 45 درصد از منطقه را شن‌زارها پوشانده‌اند، در حالي كه در سال 1960، كمتر از 5 درصد منطقه به اشغال شن‌زارها درآمده بود. صادقي و نادي (1376) نيز مطابق روشي كه ارزاني (1376) به توصيف آن پرداخت، عرصه‌اي به وسعت 144 هزار هكتار از اراضي بياباني استان اصفهان، واقع در شهرستان نائين را، با دقتي قابل قبول (50000: 1) مورد ارزيابي قرار داده و براي هر يك از 38 واحد كاري تفكيك شده، پيشنهاداتي به منظور امكان برنامه‌ريزي مطلوب‌تر و بهبود كيفيت آنها ارايه دادند. دست آخر آن که مرتضی ابطحي در سال 1378 با بهره‌گيري از نگاره‌هاي ماهواره‌اي سنجنده‌ی MSS (مربوط به سال 1976) و سنجنده‌ی TM (مربوط به سال 1998)، به بررسي روند بيابان‌زايي در منطقه‌ی كاشان (به مساحت 722100 هكتار) پرداخت و در نهايت اعلام كرد كه حدود 1/13 درصد اراضي منطقه (بيش از 94 هزار هكتار)، شورتر شده‌اند. ابطحي همچنين به اين نتيجه رسيد كه امكان مقايسه‌ی اين دو نوع نگاره‌ی ماهواره‌اي با يكديگر دشوار است، چرا كه زمان برداشت، نوع سنجنده و حتا باندهاي برداشت آنها با هم متفاوت بوده و ناهماهنگ است.

درج نظر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 آذر1388ساعت 17:8  توسط محمد درویش  mohandes

تاریخچه‌ی مطالعات ارزیابی بیابان‌زایی در ایران و جهان -3


منطقه هودنا - الجزایر

   موضوع شناسايي و طبقه‌بندی بیابان‌ها و فرايندهای بيابان‌زايي، تقريباً از آغاز پيدايش مفهوم بيابان‌زايي در سال 1921 ميلادی توسط يک دانشمند انگليسی به نام "E. Bovill"، در شمارِ مهمترين گرايه‌های پويندگان علم در اين حوزه قرار داشته است؛ ليكن پيشينه‌ی نخستين تلاش جدي كه با همين هدف و استفاده از كاربرد فناوري ماهواره‌اي در شناخت بیابان‌ها و ترسيم مناطق تحت اثر فرايندهاي بيابان‌زا، صورت پذيرفت، به سال 1977 بازمي‌گردد. نتيجه‌ی آن تلاش نيز، توليد نقشه‌هاي جهاني با مقياس «25000000 : 1» بود. متعاقب آن، هلدن و استرن از دانشگاه لند در سوئد نيز با استفاده از اين فناوري و مقايسه‌ی آن با نقشه‌ی پوشش گياهي كشور سودان در سال 1981، به اين نتيجه رسيدند كه در طول 18 سال (76-1958) محدوده‌ی بيابان 30 تا 120 كيلومتر به سوي جنوب در استان كوردوفان پيشروي كرده است؛ نتيجه‌ای که پيش از او نيز، لامپري در 1975 آن را تجربه کرده و گزارش داده بود: متوسط پيشروي سالانه‌ی صحرا از سال 1958 تا 1975 در کشور سودان، حدود 5/5 كيلومتر است.

کاروان شتر در هودنا

      مطالعاتي مشابه نيز در منطقه‌ی هودنا (Hodna)، واقع در بخش شمال مركزي الجزاير، زير نظر فائو و يونپ در اوايل دهه‌ی 1980 به انجام رسيد كه هدف آن، تجزيه‌ی اطلاعات رقومي چندزمانه‌ی ماهواره‌ی لندست براي يك منطقه‌ی مشخص و تعيين مقادير طبيعي مناسب و مرتبط با فرايندهاي بيابان‌زايي بود (فائو و يونپ، 1984). تقريباً همزمان با اين مطالعات، رفاهي در سال 1358 نشان داد كه كاربرد مستقل اطلاعات ماهواره‌ی «Landsat-1»، در اكثر موارد، صرفاً در مطالعات اجمالي مفيد خواهد بود و براي تهيه‌ی نقشه‌هاي دقيق‌تر، به مطالعات زميني و برداشت‌هاي ناحيه‌اي نياز است، چرا كه نقشه‌ی حاصل از اين روش با نقشه‌ی نيمه‌تفصيلي منطقه‌ی تحت مطالعه، اندكي تفاوت را نشان مي‌داد. به همين دليل، دو سازمان فائو/يونپ و Kaushalya در پژوهش‌هاي خويش، ناچار شدند از ابزارهاي ديگري افزون بر نگاره‌هاي ماهواره‌اي سود ببرند. در اين ميان، كاشاليا موفق شد با استفاده از نگاره‌های ماهواره‌اي (TM5 FCC) مربوط به 20 آوريل و 31 اكتبر 1986، نقشه‌هاي ترسيمي ارتفاعي (توپوگرافي) موجود با مقياس «50000: 1» ، آمار جمعيت منطقه (حاشيه‌ی شرقي صحراي تار، واقع در غرب ايالت راجستان هند به مساحت 6075 كيلومترمربع) در دو مقطع زماني 1961 و 1981 و سرانجام گزارش‌هاي اجمالي مربوط به ذخاير آب‌هاي زيرزميني، چگونگي تخريب را در هر يك از 5 شاخص معرف بيابان‌زايي به شرح زير نشان دهد:1- از نظر تخريب پوشش گياهي، وي نتيجه گرفت كه 2 درصد از سطح مراتع و 4 درصد از مساحت جنگل‌ها به كلي نابود شده‌اند،
2- 2/4 درصد از كل منطقه تحت تأثير هجوم ناهمواری‌هاي ماسه‌اي قرار گرفته است،
3- در ظرف 25 سال گذشته، شهر جاژپور حدود 400 درصد رشد داشته است،
4- نوسان سطح سفره‌ی آب زيرزميني، از 26 تا 162 فوت در سال 1958 به 67 تا 370 فوت در سال 1986 افزايش يافته است،
5- فزوني شمار جمعيت، قابل ملاحظه بوده به نحوي كه نرخ آن، رقم 2/2 درصد را نشان مي‌دهد و متوسط تراكم جمعيت در هر كيلومترمربع از 102 نفر به 207 نفر افزايش يافته است. همچنين در مناطق شهري، تراكم جمعيت از مرز 6445 نفر در هر كيلومترمربع، پيشي گرفته است.

درج نظر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 آذر1388ساعت 7:1  توسط محمد درویش  mohandes

تاریخچه‌ی مطالعات ارزیابی بیابان‌زایی در ایران و جهان -2


     متعاقب توليد نقشه‌هاي جهاني بيابان‌زايي در سال 1977 كه به سفارش همايش مبارزه با بيابان‌زايي سازمان ملل متحد(UNCOD)، در مقياسي كوچك (000/000/25 : 1) تهيه گرديد، پيشنهاد توليد نقشه‌هايي بزرگ مقياس‌تر مطرح شد؛ نقشه هايي كه توانايي نمايش حساسيت اراضي به بيابان‌زايي را به صورتی دقيق تر و در سطوحی ملّی و منطقه ای دارا باشند. نخستين اقدام در اين راستا، تدوين يك روش موقت براي ارزيابي و تهيه‌ی نقشه‌ی بيابان‌زايي بود. اقدام بعدي، کشف کاستي‌ها و فزونی های احتمالی روش با اجرای داوطلبانه‌ی آن در پاره ای از کشورهای علاقه مند و مبتلابه بود. به همين منظور، از نخستين سال‌هاي دهه‌ی هشتاد ميلادي تاكنون، چندين كشور با موقعيت‌هاي اقليمي متفاوت، از شيلي گرفته تا پاكستان اقدام به اجراي روش مزبور كرده و در گزارش‌هاي نهايي خويش، نقاط قوت و ضعف روش را بازگو كردند. پيشنهاد اجراي روش در سال 1371 به ايران نيز داده شد، ليكن به گمان خلأ اطلاعاتي و نارسايي نرم‌افزاري، استقبال درخوري از آن به عمل نيامد. تا اينكه بر مبناي يك طرح مشترك دانشگاهي/ پژوهشي در قالب دانشنامه‌ی كارشناسي ارشد كه نتايج آن را در سال 1378 منتشر شد، آشکار شد كه سامانه‌ی اطلاعاتي كشور به طور بالقوه استعداد اجراي روش مزبور را در سطح 3/59 درصد داراست. به دنبال این دانستگی، تاکنون کوشش‌های متعددی در کشور از سوی نهادهای پژوهشی و دانشگاهی مرتبط برای ایرانیزه کردن یا بومی‌کردن روش، معرفی معیارها و شاخص‌هایی گویا، قابل حصول و منطقی و کالیبراسیون آنها صورت گرفته است که دانشگاه تهران، مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور و دانشگاه یزد در این خصوص پیشگام بوده است.

درج نظر

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 آذر1388ساعت 23:18  توسط محمد درویش  mohandes

تاریخچه‌ی مطالعات ارزیابی بیابان‌زایی در ایران و جهان -1

مربوط به روش گلاسود

    ارزیابی روند بیابان‌زایی، آرمانی است که دست‌کم بیش از نیم‌قرن است فکر بسیاری از اندیشمندان این حوزه را درگیر به خود کرده است. می‌توان گفت: کشوری که به نقشه‌های به روز و دقیق «حساسیت اراضی به بیابان‌زایی» مسلح باشد، می‌تواند ادعا کند که گامی استوار و جدی در مسیر آمایش‌محوری طرح‌های توسعه‌ی خویش برداشته است؛ دستاورد گران‌سنگی که در صورت تحقق، دیگر نباید نگران اُفت ناپایداری سرزمین و کاهش توان بوم‌شناختی آن بود.

     چنین است که در این مجال می‌کوشم، توجه خوانندگان عزیز مهار بیابان‌زایی را به برخی از مهم‌ترین تلاش‌های صورت گرفته در این حوزه – در مقیاسی جهانی و ملّی – جلب کنم.

درج نظر

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 آذر1388ساعت 22:37  توسط محمد درویش  mohandes

در ستایش دانشمندان دانشگاه ادینبورگ!

پژوهشگران دانشگاه ادینبورگ

     اخیراً پژوهشگران اسکاتلندی در دانشگاه ادینبورگ، دریافته‌اند که می‌توان به مدد برخی باکتری‌های موجود در اندام گروهی از حشرات و گیاهان نورافشان، میدان‌های مرگ ناشی از پنهان‌سازی مین را کشف کرد.
    کشف بزرگ این دانشمندان، بار دیگر ثابت می‌کند که بشر امروز حق ندارد به بهانه‌ی آن که فایده‌ای برای فلان گیاه یا جانور نمی‌شناسد، آن را علف هرز یا جاندار زیانکار نامیده و نسلش را به انقراض بکشاند.
    ما باید بپذیریم که هنوز – در بهترین حالت – چیزی در حدود 10 درصد از گونه‌های گیاهی و جانوری موجود در کره خاک را شناسایی کرده‌ایم؛ واقعیتی که عظمت نادانی بشر را در این حوزه بر دل و جان نخبگان زمین می‌تاباند.

     یادمان باشد که تا چند دهه پیش:
    ما نمی‌دانستیم که یک شب‌پره ساکن در آمریکای لاتین می‌تواند میلیون‌ها هکتار مراتع استرالیا را از مرگ نجات دهد؛
   ما نمی‌دانستیم که به کمک گیاهی به نام پریوش قرمز می‌توان سرطان هاجکین و لوسمی لنفتیک کودکان را درمان کرد؛
   ما نمی‌دانستیم که سرخدار پاسیفیک می‌تواند به مبتلایان سرطان سینه و تخمدان امیدی تازه دهد؛
   ما نمی‌دانستیم که بزاق زالو می‌تواند مانع لخته‌شدن خون در حین عمل جراحی شود؛
   و ما نمی‌دانستیم که ماده‌ای در پوست نوعی قورباغه ساکن در برکه‌های اکوادر وجود دارد که اثر تسکین‌دهنده‌ی درد آن ده‌ها برابر مرفین است.

   این ها را گفتم تا بار دیگر که خواستیم برگه‌ای را به بهانه‌ی توسعه و اشتغال‌زایی امضاء کرده و مجوز نابودی یک زیستگاه را صار کنیم؛ بار دیگر که خواستیم ابر را به زمین کشیده و خشکش کنیم و بار دیگر که خواستیم از ژرفای دنا یا از بلندای بابا‌موسی یا میانه‌ی تالاب انزلی توسعه‌ای را بازمهندسی کنیم؛ اندکی بیشتر تأمل کرده و به یاد آوریم: شاید داروی نجات فرزند من از عصاره‌ی نهفته در جان زیستمندان همین سرزمین قرار است بدست آید.
     طبیعت را دوست بداریم و پاسداری‌اش کنیم، حتا اگر آن را نمی‌شناسیم!
                                                                                          همین.

 

درج نظر

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 آذر1388ساعت 19:12  توسط محمد درویش  mohandes

آنفولانزای نوع جاده‌ای در ایران!

آنفولانزایی که یک شبه ره صدساله رفت!

      روز گذشته، سازمان بهداشت جهانی در آخرین گزارش خود اعلام کرد که متأسفانه تعداد تلفات ناشی از آنفولانزای نوع A از مرز 6770 کشته در 206 کشور جهان گذشته است ...
    


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 30 آبان1388ساعت 22:30  توسط محمد درویش  mohandes

درختان هم می‌توانند برق تولید کنند و هم در مهار آتش‌سوزی جنگل‌ها مؤثر باشند!


   به گزارش سازمان خواروبار و کشاورزی (فائو) افزون بر 350 میلیون هکتار از رویشگاه‌های جنگلی جهان سالانه در اثر آتش‌سوزی به یغما می‌رود که این میزان برابر با 8.8 درصد از مجموع اندوخته‌گاه‌های جنگلی جهان است. در بزرگی این رقم همان بس که بدانیم: مجموع مساحت جنگل‌های 53 کشور جهان از جمله ایران که اصطلاحاً از ایشان با عنوان کشورهای با پوشش کم جنگل (LFCCS) یا Low Forest Cover Countries یاد می‌شود، حتا به نصف آن رقم هم نمی‌رسد! بنابراین، اگر روند کنونی برای 12 سال دوام یابد، دیگر جنگلی بر روی کره خاک نخواهد ماند ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 آبان1388ساعت 11:50  توسط محمد درویش  mohandes

بیاییم همه در سوگ گراندکانیون ایران بگرییم!

    روزنامه همشهری امروز را که ورق بزنی با این تیتر غم‌انگیز روبرو می‌شوی: گراند كانيون ايران در معرض تخريب!
     و بعد از قول کاظم مهین روستا می‌خوانی: تنگ هايقر معروف به گراند كانيون ايران در 35 كيلومتري جنوب غربي شهرستان فيروزآباد و بعد از روستاي رودبال واقع شده است ... تنگه‌ای که حالا قرار است به بهانه‌ی احداث یک سد مخزنی دیگر کاملاً نابود شده و به زیر آب رود!
     یاد گزارشی افتادم که 8 سال پیش، در 10 آذر 1380 و پس از بازدید از منطقه نوشته و در آن برای نخستین‌بار، چشم‌اندازهای کم‌نظیر دهرود را با گراندکانیون پهلو زده بودم!
شما هم این گزارش را اگر وقت دارید بخوانید، تادریابید که چرا امشب با خواندن خبر همشهری چشمانم دوباره خیس شد و آه از نهادم درآمد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 16 آبان1388ساعت 22:46  توسط محمد درویش  mohandes

دانشنامه‌ای که به روح یک شغال تقدیم شد!

     سه شنبه هفته‌ی گذشته در محل تالار اجتماعات دانشکده محیط زیست دانشگاه تهران حاضر شدم تا از نزدیک در جریان دفاع از دانشنامه‌ی کارشناسی ارشد مهدی مجتهدی باشم. عنوان دانشنامه‌ی مهدی «مشارکت مردمی در مدیریت منطقه حفاظت شده سبزکوه» نام داشت؛ منطقه‌ای که بسیار آن را دوست دارم و تاکنون گزارش‌های متعددی از این منطقه‌ی هوش‌ربا در مهار بیابان‌زایی منتشر کرده‌ام. مهدی را یکی دو سالی است که می‌شناسم و از نزدیک در جریان پایمردی‌ها و سختکوشی‌هایش برای انجام این پژوهش میدانی دشوار بوده‌ام. تیم راهبری وی در این تحقیق عبارت بودند از احمدرضا یاوری، فرهاد دبیری و منیژه مقصودی ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 11 آبان1388ساعت 20:59  توسط محمد درویش  mohandes

سپاس از دکتر حجت‌الله زاهدی‌پور

آقای دکتر حجت الله زاهدی پور - 28 مهر 1388

حجت‌الله زاهدی‌پور، یکی از پژوهش‌گران باسابقه در حوزه منابع طبیعی و محیط زیست استان مرکزی است؛ او اینک مسئولیت بخش منابع طبیعی در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی اراک را برعهده دارد. هفته‌ی گذشته در معیت گروهی از همکارانم(کنشلو، علیزاده، میرحاجی و رسول امید) برای ارزیابی طرح‌های آن مرکز، مهمان او و همکاران سختکوشش بودیم ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 5 آبان1388ساعت 23:24  توسط محمد درویش  mohandes

آنها درختان مصنوعي مي‌كارند و ما درختان طبيعي درو مي‌كنيم!

و حالا مي شود در بيابان هم درخت كاشت و طراوت برداشت كرد!

      از ديدن اين دو تصوير چه حس و حالي را تجربه مي‌كنيد؟
     درست مي‌بينيد؛ آنها درختان مصنوعي يا "artificial trees" هستند كه قرار است در قالب يك برنامه‌ي تحقيقاتي بلندپروازانه اندكي از خطر جهان‌گرمايي "Global Warming" را بكاهند. دكتر تيم فاكس كه عهده‌دار اين مسئوليت بزرگ در آكادمي ملّي علوم بريتانيا است، اينك مي‌كوشد تا به كمك دانش ژئومهندسي، بخشي از نابخردي‌ها و آزمندي‌هاي بشر متكبر هزاره‌ي سوّم را تعديل بخشد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 20 مهر1388ساعت 11:45  توسط محمد درویش  mohandes

پیشرفت‌های تازه جهان در افزایش ظرفیت تولید انرژی‌‌های تجدید شونده

استاد احمد آل یاسین

     استاد احمد آل یاسین را همه می‌شناسیم، یکی از اندیشمندان وطن‌دوست و متخصص با شهرتی فراملّی که دارای تألیفات و کتاب‌های متعددی به زبان‌های فارسی و انگلیسی در حوزه محیط زیست و منابع آب است. او هر چند فرسنگ‌ها دور از وطن زندگی می‌کند، امّا همواره دلش با ایران و ایرانیان بوده و برای بلندی نام ایران هر چه در توان داشته به انجام رسانده است.
     آنچه که در ادامه می‌خوانید، یکی از تازه‌ترین مقالات ایشان است در مورد کارمایه‌های نو و روند شتابناک اسحصال از آن در جهان. با سپاس از استاد - به دلیل ارسال نسخه‌ای از این نوشتار علمی ارزشمند، برای درج در تارنمای مهار بیابان‌زایی - این امیدواری را برای خود، خوانندگان عزیز این تارنما و سرزمین مقدس‌‌مان محفوظ می‌دارم که همچنان از موهبت داشتن و بالیدن به امثال آل‌یاسین‌ها و آرمان‌های بلندشان مفتخر باشند ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 7 مهر1388ساعت 8:50  توسط محمد درویش  mohandes

نقشه‌ای که ابعاد ویرانی سرزمین در عراق، سوریه و ایران را نشان می‌دهد!

ابعاد گسترش کانون های تولید گرد و خاک واقعاً حیرت انگیز است!

       نقشه‌ای که ملاحظه‌ می‌کنید، پراکنش مکانی چشمه‌های تولید گرد و خاک را در منطقه‌ی بین‌النهرین در سال گذشته نشان می‌دهد؛ همان طور که آشکار است، برخی از این چشمه‌ها در کشورهایی چون ترکیه، عربستان، کویت، اردن و ایران قرار دارد. امّا اغلب این مراکز ناپایدار در عراق و سوریه مستقر هستند. ابعاد فاجعه هنگامی ملموس‌تر می‌شود که پراکنش و وسعت این چشمه‌های تولید گرد و خاک را با نقشه  سال 1368 مقایسه کنیم - در یادداشت قبلی - تا دریابیم که چه فاجعه‌ای در کشور همسایه‌ی غربی ما بعد از پایان جنگ تحمیلی ایشان بر علیه ایران رخ داده است ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 3 مهر1388ساعت 18:57  توسط محمد درویش  mohandes

سابقه وقوع و منشاء توفان‌ها در جنوب غرب ايران - 2

چشمه های تولید گرد و خاک در گذشته

      در ادامه یادداشت قبلی، می‌کوشم تا به مهم‌ترین فرازهای پژوهش نادر جلالی اشاره کنم:
     توفان‌هاي گرد و غبار و ماسهاي همواره مناطق مختلفي از كره زمين و  كشورهاي منطقه و ايران را تحت تاثير قرار داده و مي‌دهند. دست کم از 3 دهه پیش تا امروز، توفان‌هايي در منطقه غرب و جنوبغرب ايران و نیز كشورهاي همسايه آن به وقوع پيوسته است و در مواردي هم، اين توفانها گرد و غبار و ماسه‌هاي مناطق مستعد را به همراه خود جابجا كرده است. ليكن شدت اين توفانها و غلطت مواد حمل شده در آنها به حدي كه در ماه‌هاي گذشته اتفاق افتاده نبوده است ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 3 مهر1388ساعت 0:9  توسط محمد درویش  mohandes

در باره این دو تصویر از قدیمی‌ترین پل معلق ایران بر روی کارون!

پل سفید اهواز : آسمان آبی دیروز و غبار امروز ...

      اگر تهران را با میدان آزادی‌‌اش می‌شناسند، اگر همدان را با عمارت آشنای پورسینا به یاد می‌آورند؛ اگر اصفهان با میدان نقش جهان به جهان معرفی می‌شود و ... بی‌شک یکی از شناسه‌های مشهور شهر اهواز نیز، پل معلق یا پل سفید این دیار است که بیش از 73 سال پیش و توسط  یک شرکت سوئدی بر روی پرآب‌ترین رود کشور – کارون – احداث شده و از آن سال به یکی از نمادهای خوزستان و ایران بدل شده است؛ به نحوی که بر پیشانی تارنمای رسمی شورای شهر اهواز نیز تصویری از همین پل جاخوش کرده است ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 مهر1388ساعت 21:47  توسط محمد درویش  mohandes

سیمای خشکسالی در ایران از مهر ۸۷ تا پایان مرداد ۱۳۸۸: رنگ قرمز همچنان عقب می‌نشیند!

نقشه خشکسالی کشور از مهر 87 تا پایان مرداد 88

      در ادامه مجموعه گزارش‌ها و تحلیل‌های مرتبط با وضعیت خشکسالی کشور - که با استفاده از نقشه‌ها و داده‌های تولید شده توسط همکاران سختکوش اصفهانی‌ام در پایگاه استانی مدیریت خشکسالی کشاورزی اصفهان، انجام می‌شود – اینک می‌شود با اطمینان بیشتری از وضعیت اقلیمی کشور در سال آبی 88-1387 سخن گفت؛ چرا که یازده ماه از سال سپری شده و فقط شهریور باقی مانده است ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 27 شهریور1388ساعت 8:55  توسط محمد درویش  mohandes

25 فروردين خواندم كه مي‌خواهند 25 اقدام اساسي سبز را عملياتي كنند!


    عالي‌ترين مقام سبز كشور، در بيست و پنجمين روز از نخستين ماه منتهي به چهارمين سال صدارتشان بر سبزترين صندلي حاکمیتی كشور اعلام داشتند كه برنامه‌ي عملياتي محيط زيست را مي‌خواهند در 25 اقدام و 65 طرح ارايه كنند. ايشان حتا به جزييات ظريفي چون نبود بيمه براي تلفات حيات وحش در حوادث طبيعي اشاره كردند و اين اميد را در دل مخاطبان خويش افروختند كه نگاه به سامانه‌ي مديريتي كشور در حوزه‌ي محيط زيست از اين پس برنامه‌اي خواهد شد؛ آن هم برنامه‌اي مبتني بر آموزه‌هاي نگرش بوم‌سازگاني يا اكوسيستمي.
    اينك امّا دقيقاً 4 سال و يك روز از صدارت فاطمه واعظ جوادي بر دستگاه 37 ساله‌ي محيط زيست كشور مي‌گذرد و البته باز دقيقاً 4 ماه نيز از انتشار آن سخنان اميدبخش گذشته است.
    مي‌گويم: شايد بد نباشد كه بدانيم در تمامي اين 124 روز گذشته چقدر اين برنامه حقيقتاً به سوي عملياتي شدن پيش رفته است؟ برنامه‌اي كه ظاهراً هم ايشان و هم تمامي خبرنگاران حاضر در نشست مطبوعاتي‌شان در هفته‌ي گذشته، يادشان رفت تا در موردش سزاوارانه سخن گويند.
    در هر حال، آنچه كه مي‌خواهم يادآوري كنم، ذكر يك نكته‌ي اغلب مغفول در صحنه‌ي ارزيابي مديران و مديريت‌هاي كشوري و لشكري است! اين كه آيا بهتر نيست به جاي آن كه آدم‌ها را بر اساس سلوك رفتاري و حرف‌ها و شعارهاي‌شان يا بر بنياد ميزان نزديكي و دوري به آراي خويش نقد و تحليل كنيم، بر بنياد ميزان موفقيت برنامه‌هايي به چالش كشيم كه قرار بوده عهده‌دار اجراي‌شان باشند؟
    به عنوان مثال، مگر نه اين است كه ايران را از منظر جاذبه‌هاي گردشگري طبيعي در شمار پنج كشور نخست جهان مي‌دانيم؟ و مگر نه اين است كه كشورمان را همواره يكي از 10 كشور برتر در حوزه‌ي كهن‌زادبوم‌هاي تاريخي و فرهنگي و ادبي رده‌بندي مي‌كنيم؟
    خُب، يك پرسش ساده مي‌تواند اين باشد كه چرا سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري كشور بعد از 4 سال، حتا نتوانسته درآمد اين بخش را در شمار 90 كشور نخست جهان جاي دهد؟
    و از اين حيرت‌انگيزتر آن كه آيا شنيده‌ايد تاكنون هيچ يك از منتقدان و مخالفان پرشمار رحيم مشايي، ايشان را از اين منظر مورد نقد و قضاوت قرار دهند؟!
     اين است يكي از آن حلقه‌هايي كه همواره در زنجيره‌ي پايش مديريتي كشور خالي به نظر مي‌رسد. نمي‌رسد؟

درج نظر

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 مرداد1388ساعت 13:53  توسط محمد درویش  mohandes

رخداد سيل قم به فصلنامه معماري و ساختمان هم رسيد!

      در تازه‌ترين شماره فصلنامه تخصصي معماري و ساختمان  كه در مردادماه 1388 منتشر شده است، دسته گل مديريت شهري قم كه منجر به رخداد عجيب‌ترين سيل در تاريخ اين شهر و كشور (و لابد خيلي جاهاي ديگر هم) شد! مورد توجه ويژه قرار گرفته و گزارشي از آن به قلم نگارنده در صفحات 136 تا 138 فصلنامه منتشر شده است.

رخداد سيل قم به روايت محمد درويش 

در اين گزارش مصور كوشيده‌ام تا ضمن شرحي اجمالي از ماجرا به مهم‌ترين خطاهاي مديريتي و راهكارهاي عدم تكرار آن بپردازم.

     گفتني آن كه فصل‌نامه معماري و ساختمان ، نشريه‌ای است که در طی چهارسال حضور مستمر خود در جمع جامعه‌ي حرفه‌ای معماران همواره کوشيده است، فضايي باز برای درج نوشتار و نظرات معماران و حضور پروژه‌های متنوع آنها به وجود آورد؛ بی آن که  از جناحی خاص جانب داری کند يا در اختيار عده‌ای معين قرار گيرد . براي دست‌اندركاران اين نشريه آرزوي كاميابي‌هاي بيشتر و خوانندگان فراوان‌تر و شمارگان افزون‌تر دارم.

      بيشتر بدانيم:

     - سیل قم: احمقانه‌ترین سیل در جهان!

    - گزارشی از همایش بررسی سیل ۱۱ فروردین قم

    - یک عبرت تلخ دیگر از احمقانه‌ترین سیل جهان!

    - از سیل در پایتخت مذهبی تا فرونشست زمین در پایتخت سیاسی!

    - مهم‌تر از سخنان استاندار در باره ضرورت تغییر مسیر قم‌رود!

                                                                   درج نظر

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 مرداد1388ساعت 16:25  توسط محمد درویش  mohandes

یک سخنرانی ناب برای آنها که از کلیشه‌ها بریده‌اند!

حامد بهشتی در باغ گیاه شناسی ملی ایران - 3 مرداد 88

      حامد بهشتی چند روزی مهمان ماست؛ او دانش‌آموخته‌ی دانشگاه آمریکایی بیروت و مشاور کمیته انرژی و محیط زیست پارلمان لبنان است.
     از او خواهش کرده‌ام تا پیش از خروجش از کشور، تجربیاتش را در زمینه‌ی استحصال انرژی خورشیدی و استفاده از ساز و کار CDM در اختیار هموطنان علاقه‌مندش قرار دهد.

عنوان جدیدترین سخنرانی وی در بیروت

     وی نیز با روی باز پذیرفت و قرار است رأس ساعت 9:30 صبح روز یکشنبه – 11 مرداد 1388 – در محل تالار اجتماعات مؤسسه متبوع به ایراد سخن بپردازد.
    بنابراین در همین جا از یکان یکان خوانندگان عزیز مهار بیابان‌زایی که علاقه و امکانش را دارند تا خود را به مؤسسه برسانند، دعوت می‌کنم تا در این سخنرانی/هم‌اندیشی متفاوت شرکت کنند.

امید که بتوان از امکانات پیمان کیوتو در کشور بهره برد.


      اطلاعات بیشتر را می‌توانید بر روی تارنمای انجمن اعضای هیأت علمی مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع بازیابید.

درج نظر

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 مرداد1388ساعت 4:48  توسط محمد درویش  mohandes

بیاییم به احترام آخرین نفس‌های قدیمی‌ترین باغ اکولوژی ایران در نوشهر یک دقیقه سکوت کنیم!

موقعیت بندر بوشهر (پیکان قرمز) و باغ اکولوژی نوشهر (پیکان سبز) مشخص است. توضیح آن که استفاده از رنگ سبز و قرمز کاملاً عمدی است! (عکس از گوگل ارث) بر رویش کلیک کنید تا بزرگ تر دیده شود.

     ظاهراً دیگر کار چندانی نمی‌شود کرد ... همه متحد شده‌اند تا در این هنگامه‌ی کم نظیر انفجار ثانیه‌وار خبر و حادثه در جامعه‌ی ملتهب و بحران زده‌ی امروز ایران، حساب دیرینه‌ترین باغ اکولوژی کشور در نوشهر را یکسره کرده و به مقاصد پلید خود برای تخریب این باغ به بهانه‌ی توسعه برسند ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 2 مرداد1388ساعت 11:56  توسط محمد درویش  mohandes

برای آنها که از بیابان، فقط خار و خاشاک و گرد و غبارش را می‌بینند!

بيابان ها بهترين عرصه براي استحصال انرژي لايزال خورشيدي هستند - عكس از خبرگزاري فرانسه

     همان طور كه پيش‌تر هم بارها اشاره كرده‌ام، هيچ صندوق ارزي، مانند بيابان‌ها نمي‌تواند براي ايرانيان پايدار، فربه و سرشار از رفاه و شوكت باشد. ليكن از آنجا كه اخيراً عده‌اي معلوم‌الحال عربي و غير عربي از نوع ريزگرد و ماسه و ريگ و خار و خاشاك امان آسمان و زمين ايران را بريده‌اند، ممكن است خداي ناكرده اين شبهه بوجود آيد كه بيابان‌ها چيزي جز «دشنام پست آفرينش» نيستند!
     از همين رو، خواندن اين خبر را كه حكايت از راه‌اندازي بزرگ‌ترين و حيرت‌انگيزترين نيروگاه خورشيدي جهان در قلب صحراي آفريقا است، به شدت توصيه مي‌كنم. نيروگاهي كه قرار است كليد اجرايي شدن سرمايه‌گذاري هنگفت 50 ميليارد يورويي اروپايي‌ها در صحراي آفريقا را بزند و نشان دهد كه عزم اتحاديه‌ي اروپا براي كاهش وابستگي به سوخت‌هاي فسيلي تا چه اندازه جدي است.
     فقط اميدوارم كه اين فرصت استثنايي را نيز مانند بقيه فرصت‌ها نسوزانيم و تا تنور داغ است، در انديشه‌ي بالفعل كردن كارمايه‌هاي بالقوه‌ي بيابان‌ها و كويرهاي خويش برآييم و البته ياد بگيريم كه:
    بد نگوييم به مهتاب اگر تب داريم!

                                                                 درج نظر

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 تیر1388ساعت 13:40  توسط محمد درویش  mohandes

راهکارهایی برای برون رفت از کابوس غبارآلودگی آسمان آبی ایران

آسمان ایران در 16 تیر 1388 - عکس از ناسا

      اخیراً عزمی – ظاهراً - جدی در سطح کلان نهادهای مرتبط با موضوع در وزارتین جهادکشاورزی، کشور، امور خارجه، راه و ترابری و نیز سازمان حفاظت محیط زیست، بازرسی کل کشور و مجمع تشخیص مصلحت نظام و حتا پاره‌ای از نهادهای امنیتی و انتظامی بوجود آمده تا معضل گرد و غباری که این روزها آسمان 18 استان کشور را متأثر کرده است، شناسایی و مهار شود. از همین رو، تحرکی گسترده و کم‌نظیر در نهادهای علمی و پژوهشکده‌های مرتبط و اغلب دانشگاه‌هایی که در این حوزه صاحب تخصص هستند، بوجود آمده تا آخرین یافته‌ها، تحلیل‌ها و پیشنهادهای کارشناسی خود را برای مقابله‌ی بخردانه با توفان‌های گرد و غبار در کشور ارایه دهند ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 تیر1388ساعت 1:38  توسط محمد درویش  mohandes

پیشروی نامحسوس سبز به موازات عقب‌نشینی محسوس قرمز در نقشه خشکسالی وطن

    بررسی نقشه‌های وضعیت خشکسالی ایران از مهر 1387 تا پایان خرداد 1388 نشان می‌دهد که لکه‌های سبز رنگ گام به گام در حال پیش‌روی هستند. کافی است به آخرین گزارش نگارنده - با عنوان: روزگار خشک گربه ایران - که وضعیت کشور را تا پایان اردیبهشت ماه ارزیابی کرده بود، مجدداً بنگرید تا دریابید که شمار این لکه‌های خوش‌رنگ که نوید ترسالی و گریز از خشکسالی را می‌دهند، چگونه از 5 به 12 افزایش یافته و اینک علاوه بر نطنز، ایرانشهر، چاه بهار، بیرجند و تربت جام؛ مناطق بیشتری در اطراف شهرستان‌های کاشان، کنگاور، ماکو، یزد، رفسنجان، خاش و رباط به رنگ سبز آغشته شده‌اند. همچنین به موازات پیش روی رنگ سبز، شاهد عقب‌نشینی گام به گام رنگ قرمز در نواحی جنوب و غرب کشور هم بوده‌ایم، به نحوی که از 9 لکه‌ی قرمز رنگ – که نشان‌دهنده‌ی شدت خشکسالی بیش از 60 درصد میانگین 30 ساله است – اینک به سه لکه‌ی محدود خشکسالی بسیار شدید در اهواز، بهبهان و لار رسیده‌ایم ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 19 تیر1388ساعت 13:12  توسط محمد درویش  mohandes

اعلام حمایت 138 تن از پژوهش‌گران کشاورزی و منابع طبیعی کشور از میرحسین موسوی


    بیانیه‌ی پیوست که به همت همکاران عزیزم در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان فارس تهیه شده است، به امضای 138 پژوهش‌گر حوزه‌ی منابع طبیعی و کشاورزی کشور رسیده که از این تعداد، 34 نفر دارای مدرک دکترا و بقیه فوق لیسانس هستند.
    مشروح بیانیه که آشکارا بر نقاط ضعف موجود در حوزه‌ی منابع طبیعی، کشاورزی و محیط زیست کشور انگشت نهاده است، به شرح زیر است.

حمایت از میرحسین حمایت از میراث طبیعی و ملی ایران است


به نام خدا

     بدون شك شرايط خطير كشور و دشواري‌ها و نابساماني‌هايي كه در حيطه‌ی محيط زيست و كشاورزي مملكت در دوره‌ي دولت نهم رخ داده است بر هيچ كس پوشيده نيست. 
    اينجانبان، محققان و متخصصان بخش كشاورزي، منابع طبيعي و محيط زيست كه از نزديك و به طور ملموس بر اين نابساماني‌ها واقف‌ايم، بنا بر وظيفه‌اي كه خداوند متعال بر دوش آگاهان جامعه نهاده است، بر خود لازم مي‌دانيم گوشه‌يي از اهم مشكلات را برشمرده و بر لزوم تغيير در روند موجود تأكيد ورزيم.
     همچنین از آن‌جا كه در مجموعه‌ي سوابق مديريتي و نيز بيانيه‌ها و شعارهاي آقاي سيد ميرحسين موسوي نشانه‌هاي روشني از عزم ايشان براي بازنگري و ايجاد تحول در ساختار فعلي و حرکت در مسیر توسعه‌ي پایدار ديده مي‌شود، از نامزدي ايشان در دهمين دوره‌ي انتخابات رياست جمهوري قاطعانه پشتيباني مي‌كنيم و اميد آن داريم كه تمامي متخصصان و نيز بهره‌برداران عزيز بخش كشاورزي و منابع طبيعي كشور از اين فرصت گرانبها براي نجات كشور غفلت نكرده و سهم تاريخي خويش را ايفا كنند.
مهمترين نابساماني‌هاي وضع موجود را چنين مي‌توان برشمرد.

1-در حوزه‌ي محيط زيست و منابع طبيعي:
نبود اعتقاد و التزام عملي به مفهوم بنيادين و حياتي توسعه‌ي پايدار و همه‌جانبه كه به طور آشكار از سوي رييس جمهور به دفعات ابراز شده ريشه‌ي تصميم‌ها و اقدام‌هاي زيانبار در اين حوزه بوده و  تبعاتي همچون موارد زير را در بر داشته است.
- تضعيف جايگاه محيط زيست و منابع طبيعي در مديريت كلان كشور؛
- انحلال شوراي عالي محيط زيست كه ضامن اجرايي و قانوني براي هماهنگي طرح‌هاي توسعه‌يي با محيط زيست بوده است؛
- ناكارآمدي، ضعف شديد مديريت و غلبه‌ي ديدگاه غير تخصصي در سازمان حفاظت محيط زيست؛
- تصويب طرح‌هاي توسعه‌يي نفتي در نزديكي تالاب‌هاي بين‌المللي كه سرمايه‌هاي بي‌بديل ملي و حتا جهاني‌اند؛
- تخريب گسترده‌ي منابع طبيعي، از جمله تغيير كاربري اراضي جنگلي به كاربري‌هاي صنعتي و كشاورزي و تلاش در قانوني كردن آن؛
- نزول 5 پله‌‌ای ایران از نظر پایداری محیط زیستی در طول سال‌های اجرایی برنامه 5 ساله چهارم.

2- در حوزه كشاورزي:
- وارد آوردن آسيب جدي به توليد پايدار در بخش كشاورزي و نبود توجه به مزيت‌هاي نسبي منطقه‌يي كه منجر به گرايش تك‌محصولي و گسترش لجام گسيخته واردات در اين بخش شده است؛
- وارد آوردن آسيب جدي به منابع و ذخاير آب زيرزميني كشور در جهت توليدات تك‌محصولي؛
- بي توجهي به ديدگاه‌هاي كارشناسي و تخصصي در تصميمات اجرايي؛
- تنزل توان تحقيقاتي مجموعه‌ي كشاورزي به پايين‌ترين حد خود در سال‌هاي اخير به دليل كاهش شديد توجهات مادي و معنوي به اين مجموعه‌ي توانمند (اشاره به نامه‌ي سرگشاده‌ي تاريخ مرداد 87 انجمن اعضاي هيأت علمي مؤسسه‌ي تحقيقات جنگل‌ها و مراتع در خبر نامه‌ي شماره 28 اين انجمن و بيانيه‌هاي بعدي محققان ساير مراكز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استاني در حمايت از آن).

       در همین باره:

   بیانیه دیگری نیز در حمایت از آرمان های سبز میرحسین تهیه شده که همچنان بر شمار امضاکنندگان آن نیز افزوده می شود. متن بیانیه را در سبز پرس بخوانید.

                                                              درج نظر

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 خرداد1388ساعت 1:50  توسط محمد درویش  mohandes

روزگار خشک گربه‌ی ایران!


    بررسی تازه‌ترین نقشه‌های خشکسالی کشور (از مهر 87 تا پایان اردیبهشت 88) - که به همت دکتر مرتضی خداقلی و همکاران سختکوشش در مرکز پایش خشکسالی استان اصفهان تهیه و به روز شده است، نشان می‌دهد که سر مشهور و گربه‌نشان وطن، دوباره در سیطره خشکسالی متوسط (یعنی بین 20 تا 45 درصد کمتر از بارش نرمال) قرار گرفته و به جز ماکو – که اندکی وضعیتی بهتر دارد – در اغلب نقاط سه استان اردبیل، آذربایجان شرقی و غربی، وضعیت امیدوارکننده نیست. رخدادی که به ویژه برای زیستمندان پارک ملی ارومیه نمی‌تواند خبری خوش به شمار آید. در حقیقت، اگر قرار باشد که دریاچه ارومیه دوباره بتواند شادابی خود را بازیافته و کاهش 30 درصدی مساحت و 50 درصدی عمقش را ترمیم کند، باید شرایطی مشابه شمال استان اصفهان (شهرستان اردستان، منطقه بین نظنز و نایین) را تجربه کند ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 خرداد1388ساعت 20:32  توسط محمد درویش  |  mohandes

آنچه که در بیانیه اصفهان بر آن تأکید شد

    متن پیش رو، حاوی اغلب نکاتی است که شرکت‌کنندگان در همایش خشکسالی بر روی آن اتفاق نظر داشته‌اند:

بیانیه اختتامیه دوّمین همایش ملّي اثرات خشکسالی و راهکارهای مدیریت آن
مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی اصفهان
اردیبهشت 1388

زاینده رودی که دیگر زنده نیست!

     در سالی که بر مبناي سخنان مقام معظم رهبری سال اصلاح الگوی مصرف نام گرفته، دومین همایش ملی اثرات خشکسالی و راهکارهای مدیریت آن در شرایطی برگزار شد که اثرات خشکسالی بر عرصه‌های کشاورزی و منابع طبیعی قابل توجه و تامل بوده است. از اين رو، مشارکت، هم‌اندیشی و هم‌افزايي اساتید، پژوهشگران، مروجان، کشاورزان، مدیران اجرايی و ديگر تصميم‌سازان كارشناس در قالب چنین همایش‌هايی دارای اثرات فراوان بوده و سبب تبادل تجربیات و نیز انتقال دستاوردهای پژوهشی به منظور کمک به مدیریت بهینه و کاهش و تعدیل خسارت‌های خشکسالی می‌شود.
    همایش حاضر حاصل تعامل و اشتراك فكري كم‌نظير و مجددانه استانداری اصفهان، سازمان‌ها ، ادارات کل، دانشگاه‌ها و تشکل‌های مردمی بخش کشاورزی استان اصفهان و همکاری علمی دانشگاه‌ها و مؤسسه‌هاي پژوهشي کشور با مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان اصفهان است.
    در این همایش بیش از 630 فقره مقاله داوری و مورد پذیرش قرار گرفت. محورهاي اصلی مباحث به بررسی عوامل بروز پدیده‌ي خشکسالی، اثرات خشکسالی بر محیط زیست و کشاورزی به لحاظ اقتصادی و اجتماعی اختصاص يافت. اينك شرکت‌کنندگان در همایش ضمن تأکید بر تغییر نگرش و بهینه‌سازی مدیریت پدیده‌ي خشکسالی، در راستاي کاهش و تعدیل اثرات سوء آن بر دريافت‌ها و پيشنهادهاي زير – مبتني بر مديريت غير سازه‌اي - تأكيد مي‌كنند::
1- به لحاظ محدودیت منابع آب که ناشی از شرایط اقلیمی گرم و خشک کشورمان است، توجه به اصلاح الگوی مصرف آب در مصارف شرب و بهداشت، صنعت و کشاورزی بایستی در شمار اولویت اصلی تمام دستگاه‌های دولتی، خصوصی و مردم‌نهاد قرار گیرد.
2- با توجه به موقعیت جغرافیایی و اقلیمی کشورمان و پذیرش این واقعیت که خشکسالی پدیده‌ای اتفاقی و موقتی نیست، بلکه بخشی از شرایط طبیعی این کشور است. پیشنهاد می‌شود طراحی شبکه‌ي پایش و ديده‌باني خشکسالی در سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی توسعه یابد تا این شبکه بتواند احتمال وقوع خشکسالی را پیش‌بینی كرده و با برنامه‌ریزی مبتنی بر اصول کارشناسی بتواند گام‌های مؤثر در راستای کاهش خسارت آن بردارد.
3- با توجه به محدودیت استعداد خاک‌های کشور به لحاظ حاصلخیزی از یک طرف و محدودیت اراضی کشاورزی، بایستی از تخریب و تبدیل و تغییر کاربری اراضی کشاورزی بخصوص در حاشیه شهرهای بزرگ به شدت جلوگیری شود.
4-مدیریت حفظ منابع طبيعي به نحوی بایستی سامان يابد که ضمن حفظ تنوع ژنتیکی گونه‌های گیاهی و جانوری و حراست از ميراث طبيعي بوم‌سازگان (اكوسيستم) ‌هاي ارزشمند و منحصر به فرد كشور ، ورود هر نوع آلاینده‌ي شيميايي يا فيزيكي در حد ظرفيت پذيرش سرزمين محدود شود.
5- انجام تمامي طرح‌های صنعتی، شهری، طرح‌های انتقال آب بین حوضه‌ای، کریدورهای فناوری، شهرک‌های صنعتی و امثالهم پس از انجام مطالعات جامع زیست محیطی و ارزيابي‌هاي مربوطه (EIA) توسط متخصصان ذیربط، انجام پذیرد.
6- تخصیص اختصاص اعتبار کافی به منظور گسترش و توسعه پژوهش‌های مرتبط با خشكی و خشگسالی و اثرات زیست محیطی آن براي کاهش اثرات و تبعات خشگسالی در دستور کار قرار گیرد.
7- حفظ و صیانت از عرصه‌های منابع طبیعی، مدیریت بهره وری از جنگل‌ها بایستی به صورت جدی و همه‌گیر مورد توجه قرار گیرد.
8- در شرایط خشگسالی کاهش سهمیه آب برای بخش صنعت نیز اعمال گردد و تنها به کاهش سهمیه بخش کشاورزی بسنده نگردد. مضاف به اینکه به منظور صرفه جويی بیشتر در مصرف اب بایستی اب پساب صنایع تصفیه و مجددا مورد استفاده قرار گیرد.
9- رويكرد دراز مدت كشور بايد كاهش وابستگي معيشتي به سرزمين و تقويت زيرساخت‌هاي بخش‌هاي خدماتي و صتعتي باشد.
10- فناوري ذخيره‌ي آب در زيرزمين بايد تقويت شده و در شرايط برابر، آبخوانداري بر سدسازي اولويت داشته باشد.
11- سرمايه‌گذاري براي استحصال كارمايه (انرژي)هاي نو (به ويژه نور خورشيد و باد) به منظور كاهش وابستگي به سوخت‌هاي گياهي و فسيلي و تعديل اثرانت ناخوشايند جهان‌گرمايي بايد با جديتي بيشتر در دستور كار دولت قرار گيرد.

+ نوشته شده در  شنبه 2 خرداد1388ساعت 3:47  توسط محمد درویش  mohandes

خشکسالی؛ داستان غم‌انگیز رخدادی طبیعی که بلا شد!


    آنچه که در پی می‌آید خلاصه‌ای از سخنرانی‌ای خواهد بود که قرار است فردا صبح – 30 اردیبهشت ماه 1388 - و در جریان برگزاری «دومین همایش ملی خشکسالی و راهکارهای مدیریت آن» در دیار مردمان نیک‌اندیش زنده‌رود ارایه دهم.
    عنوان سخنرانی من " خشکسالی؛ «چالشی» که می‌توانست «فرصت» باشد نه تهدید!"  خواهد بود و در آن بر این واقعیت غم‌انگیز پای خواهم فشرد که چرا جای رخداد را با بلا عوض کرده و همواره از خشکسالی، این صفت موروثی چندهزارساله سرزمین ایران با عنوان بلای طبیعی یاد کردیم؟

پاورپوینت سخنرانی محمد درویش در روز 30 اردیبهشت

    در تعریفی اجمالی، هنر مدیریت را شاید بتوان به حق «تبدیل چالش به فرصت» دانست. از همین رو، مدیریت به عنوان یک دانش و فن چند بعدی، همواره مورد توجه دولت‌سالاران و نخبگان جهانی بوده و بیشترین سرمایه‌گذاری در هر کشور بر روی تربیت نسلی متمرکز است که قرار است با شناخت تهدیدها و اولویت‌بندی آنها، راهکارهای تبدیل چالش‌ها را به فرصت و مزیت تبیین ساخته و مدیریت کند.
    به باور نگارنده، خشکسالی نیز در شمار چالش‌هایی است که همواره از آغاز بنای نخستین سنگ تمدن 8 هزارساله‌ی ایرانی در سیلک کاشان تا امروز موجودیت سکونت‌گاه‌های انسانی و زیستگاه‌های طبیعی را نشانه رفته و مورد تهدید قرار داده است. امّا هر زمان که معرفت مبتنی بر مدیریت بر سامانه‌ی حکومتی و چرخه‌ی تصمیم‌سازی این مُلک دست بالا را داشته، خشکسالی نیز کمترین تنش را بر پایداری حیات ایرانیان و دیگر زیستمندان این سرزمین وارد آورده است.
    بنابراین اگر امروز از خشکسالی به عنوان یک بلای طبیعی و بحرانی خانمان‌برانداز یاد می‌شود، بیشتر از آن که مقصر چنین وضعیتی را در آسمان‌ها جسته و چشم به رحمت خالقش بدوزیم، باید این پرسش را از خود بازتکرار کنیم که چرا حضور، استمرار و غلبه‌ی خشکسالی در هیچ یک از ممالک 200 گانه‌ی کره‌ زمین، به عنوان شاخصی برای تعیین فقیر یا غنی‌بودن کشورها به شمار نمی‌رود؟ به زبانی ساده‌تر، هستند کشورهای بسیار ثروتمندی که همواره با رخداد خشکسالی در سامانه‌ی اقلیمی خود روبرو بوده‌اند و هستند کشورهای فقیری که اصولاً از تلاطم اقلیمی چندانی برخوردار نبوده و هرگز دچار خشکسالی‌های پرشمار و خسارت‌بار نشده‌اند.

پوستر همایش خشکسالی اصفهان


    واقعیت پیش گفته نشان می‌دهد: آنچه که خطرناک است، خشکسالی نیست؛ بلکه نگاه منفعل و تسلیم‌وار به آن است؛ نگاهی که اغلب صبر می‌کند تا خشکسالی رخ دهد، آنگاه برایش اتاق‌های بحران تشکیل دهد. درصورتی که باید بر مبنای مدیریت خطرپذیری حرکت کرده و بر اساس رویکردهای غیرسازه‌ای بکوشیم تا چیدمان توسعه‌ی کشور، متأثر از خواهش‌های بوم‌شناختی و ملاحظات بنیادین مبتنی بر آمایش سرزمین تعریف شود. در آن صورت می‌توان مطمئن بود که هرگز هیچ تنش آب و هوایی نخواهد توانست همچون بلایی آسمانی زیرساخت‌های توسعه‌ی مملکت را با رکود و جراحتی ژرف مواجه سازد.
    پس اگر در طول چند دهه‌ی اخیر همواره با روند نگران‌کننده و شتابناک افزایش خسارت‌های ناشی از پدیده‌ی موروثی خشکسالی در ایران مواجه بوده‌ایم، چنان که در سال آبی گذشته این رقم از مرز باورنکردنی و شرم‌آور 13 میلیارد دلار هم گذر کرد، نباید از بخت بد خویش بنالیم و تمام تقصیرها را به گردن بی‌مهری آسمان بیاندازیم.

    یادمان باشد:
    باران وقتی می‌بارد، در پی احراز هویت پیاله‌ها نیست؛ بر همه می‌بارد و بدون منت می‌بارد. این ما هستیم که در چیدمان درست پیاله‌ها، در شناخت دقیق فرصت‌ها و مزیت‌های نسبی این بوم و بر مقدس دقیق عمل نکرده و سبب شدیم تا باران تمام شود، در حالی که بسیاری از پیاله‌ها خالی مانده یا نیمه پر است.
    دریافت‌های پیش رو، در شمار مهم‌ترین انگیزش‌های صاحب این قلم است تا در حضور هموطنان عزیز اصفهانی‌ام راهبردها، سیاست‌ها و راهکارهای مواجهه‌ی خردمندانه با این صفت طبیعی ایران‌زمین را مرور کرده و محوری‌‌ترین شان را معرفی کند.
    باشد که بدین‌ترتیب و به مدد حضور سایه‌وار خشکسالی در بالای سر آبادی ایران و ایرانی، ساکنان این مُلک ترغیب شوند تا از مواهب طبیعی سرزمین مقدس مادری‌شان و از خوان نعمت گسترده‌ای که در حوزه‌ی کارمایه‌های فناناپذیر برایشان مهیا شده، بیشترین و کاراترین بهره را برده و با اصلاح متوازن و درخور الگوی مصرف و کاهش وابستگی معیشتی به سرزمین، ضریب آسیب‌پذیری کشور را نسبت به مخاطرات ناشی از خشکسالی و سیل کاهش دهند.

انشاالله


برای دیدن برنامه همایش به اینجا بروید.

 

                                                             درح نظر

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 13:56  توسط محمد درویش  mohandes

بایدها و نبایدهای طرح‌های انتقال آب در ایران

                  

      ایران‌زمین به دلیل متأثرشدن از نوار 35 درجه‌ی شمالی عرض جغرافیایی، در بسیاری از شاخص‌های اقلیمی، وضعیتی به مراتب پایین‌تر از میانگین‌های جهانی کره‌ی زمین دارد. با این وجود، این واقعیت هرگز نمی‌باید به عنوان یک تنگنا یا محدودیت تحمیل‌شده بر ایرانیان به شمار آید؛ بر مردمانی که حق انتخابی برای حضور و زندگی در این پاره از خاک نداشته‌اند! حتا اگر گشتی اندک در ممالک جهان بزنیم، آشکارا درخواهیم یافت: هستند کشورهایی که از منظر اختصاصات آب و هوایی به مراتب وضعیتی شکننده‌تر و آسیب‌پذیرتر از ایران دارند، اما در شمار ممالک ثروتمند و مرفه جهان طبقه‌بندی می‌شوند. برعکس این رخداد هم البته با مثال‌هایی فراوان قابل ره‌گیری است؛ یعنی می‌‌توان به راحتی کشورهای مرطوب‌تری از ایران را یافت که از تولید ناخالص ملّی کمتری نسبت به ما برخوردار بوده و فقیرتر ارزیابی می‌شوند.
    این‌ها را گفتم که وقتی از تنگناهای اقلیمی وطن سخن می‌گوییم، یادمان باشد که این تنگناها می‌توانستند و هنوز هم می‌توانند به مزیتی نسبی و مؤثر برای ارتقای پایداری کشور بدل شوند؛ اگر ما با تنگنایی اصلی‌تر به نام «فقر مدیریتی» روبرو نباشیم و  «کالابرگ دانایی» را سخاوتمندانه توزیع کرده باشیم.

    ایران در یک نگاه:
   نخستين شناسه‌ي قلمرويي که ايران را در خود جای داده (نيمه‌ي جنوبي منطقه‌ي معتدله موسوم به منطقه‌ي پرفشارِ مجاور حاره)، غلبه‌ي خشکی بر رطوبت و گرما بر سرما است؛ بدين معنی که اگر در ناحيه ای از اين قلمرو  با آب و هوايي سرد يا مرطوب مواجه شويم، علّت را نه در عرض بالای جغرافيايي که در ويژگی پيکری و ارتفاع بالای عرصه‌ي مورد بحث يا نزديکی به دريا بايد جستجو کرد. به سخنی ديگر، هر چند عرض جغرافيايي ايران زمين، مؤلفه ای کاهنده در تنوّع اقليمی کشور محسوب می شود؛ امّا ديگر ويژگي‌های طبيعی سرزمين  (نظير شرايط توپوگرافيک و دامنه‌ي بردباری قابل توجّه گونه های گياهی مستقر در آن) سبب شده تا شاهد يکی از متنوّع¬ترين و ناهمتاترين زيست اقليم‌های جهان در ايران باشيم ؛ وجود سرزمين‌هایي با ميانگين بارندگی کمتر از 25 تا بيش از 2380 ميلي‌متر و محدوده‌ي وسيع دمايي آن كه از 35- تا 50+ درجه‌ي سانتي‌گراد در تغيير است، گواهی بر اين مدعا است .

    - اندوخته ها و استعدادهاي آبي:
    متوسط حجم آبي كه به صورت ريزش‌هاي آسماني، همه ساله بر خشكي‌هاي زمين مي‌بارد به 110 هزار ميليارد‌متر مكعب (م م م) مي‌رسد؛ 8/63 درصد از اين مقدار، يعني حدود 70 هزار ميليارد متر مكعب، به صورت تبخير و تعرق مجدداً به نيوار باز مي‌گردد و مابقي، همان ذخاير قابل استحصال يا تجديدشونده‌ي آب شيرينِ جهان را تشكيل مي‌دهند. قاره‌ي آسيا در اين ميان، هرچند كه تنها 7/32 درصد از مساحت خشكيهاي زمين را به خود اختصاص داده، ليكن بيش از 4/37 درصد از ذخاير آب شيرين قابل استحصال جهان را به ميزان 3/14961(م م م) در اختيار دارد و بدين‌ترتيب، از وضعيتي مطلوب‌تر از متوسط جهاني برخوردار است.
    از مقايسه‌ي استعداد آبي ايران با آسيا و جهان، آشكارا پاره‌اي از تنگناهاي طبيعي كشور نمايان مي‌شوند. نخست آنكه سرزمين پهناوري كه نزديک به 3/1 درصد از سطح خشكي‌هاي كره‌ي زمين، در تملّک اوست، هيچگاه از سهمي بيشتر از 37/0 درصدِ كل ريزش‌هاي آسماني خشكي‌هاي جهان بهره مند نبوده است. يعني ميزان قطره‌هاي آبي كه در اين كشور فرود مي‌آيد، حتا به يك‌سوّم استحقاق طبيعي آن به نسبت وسعت سرزمين هم نمي‌رسد.
    از منظر جغرافيايي محل استقرار، ايران در گوشه‌ي جنوب غربی آسيا، در منطقه ای موسوم به خاور نزديك واقع شده که 14 درصد سطح جهان را فرا گرفته، ليکن منابع آبي آن تنها 2 درصد كل منابع آبهاي تجديدشونده‌ي دنيا را شامل می شود. به همين دليل است که از مجموع 21 کشوری که با کمبود جدی آب مواجه هستند، 12 کشور در اين منطقه قرار گرفته اند.

    دوّمين محدوديت به ميزان تبخير و تعرق واقعي مربوط مي‌شود كه از رقم نظير آن در مقياس جهاني، 5/6 درصد بيشتر است. درنتيجه، سبب تشديدِ نابرابري موصوف شده و تفاوت از ميانگين جهاني را، از يك‌سوّم به كمتر از يك‌چهارم تقليل داده است. به بياني ساده‌تر، نه‌تنها هر متر مربع از خاك كشور، نزولات كمتري را دريافت مي‌كند، بلكه از همين مقدار ناچيز نيز، ميزان بيشتري تبخير رخ مي‌دهد. چنين است كه ملاحظه مي‌شود، آب قابل استحصالِ هر هكتار از وسعت 162 ميليون هكتاري خشكي‌هاي كشور با حدود 735 متر مكعب، به يك‌چهارم سهمِ آبي كه به طور متوسط از هر هكتار زمين در جهان (معادل3060 متر مكعب)، قابل بهره‌برداري است، هم نمي‌رسد.
   افزون بر دو تنگناي ياد شده، پراكنش زماني و مكاني منابع آبي نيز از جمله‌ي موانع جدي مديريت و برنامه‌ريزي پايدار در كشور به شمار مي‌روند. به عنوان مثال، استان كرمان با 7/11 درصد از مساحت كشور، فقط 5/4 درصد از ذخاير آب قابل استحصال را به خود اختصاص داده است، درحالي كه خوزستان با 6/3 درصد از مساحت كشور، نزديك به 30 درصد از كل آب قابل استحصال را در اختيار دارد. در افقي گسترده‌تر، آمارها نشان مي‌دهد كه 30 درصد از مساحت كشور، شامل نواحي شمال، غرب و جنوب غربي، حدود 69 درصد از منابع آبي قابل استحصال را به خود اختصاص داده‌اند، آن هم در شرایطی که فقط از 56 درصد از حجم ریزشهای آسماني كشور برخوردارند. از بعد زماني نيز تغييرات حجم منابع آبهاي سطحي و زيرزميني كشور در طول سال‌هاي مختلف، چشمگير بوده است.
    مثلاً در يك بررسي 16 ساله (81-1365)، حجم سالانه‌ي منابع آبهاي سطحي كشور از 9/42 (م م م) در سال آبي 79- 1378 تا 6/164 (م م م) در سال آبي 72-1371 متغير بوده است (تماب، 1382). اين ميزان تغيير  – حدود 122 (م م م)  – نشان از تغيير‌پذيري شديد حجم منابع آب سطحي از سالي به سال ديگر داشته و درنتيجه، بيانگر دشواري برنامه‌ريزي در چنين شرايطي است. در اين ميان، وضعيت حوضه‌هاي آبخيز هامون و سرخس نسبت به چهار حوضه‌ي آبخيز ديگرِ كشور، غير قابل پيش‌بيني‌تر بوده، به طوري كه ضريب تغييرات آن به 1/53 درصد مي‌رسد. از اين نظر، حوضه‌ي مركزي با 74/33 درصد، كمترين تفاوت را با كل كشور (88/33 درصد) از خود نشان مي‌دهد.

    نتیجه‌گیری:
    ضرورت طرح‌های انتقال آب در کشوری که چنین با ناهمسانی آشکار توزیع اندوخته‌های آبی – چه در بعد زمان و چه در بعد مکان - دست به گریبان است، اجتناب‌ناپذیر می‌نماید. ما یا باید مردم را به نزدیک منابع آب منتقل کنیم و یا برعکس برای حفظ سکونت‌گاه‌های انسانی خویش و ممانعت از خیزش تنش‌های اجتماعی بنیان‌کن، در اندیشه‌ی بازمهندسی مدیریت آب و توزیع متناسب مکانی و زمانی آب در کشور باشیم.
    اما در اینجا نباید یا نبایدهایی هم وجود دارد که معمولاً فراموش شده یا درنظر گرفته نمی‌شود.

نخست آن که
طرح‌های انتقال آب نباید به نحوی طراحی و پیاده شوند که سکونت‌گاه‌های بهره‌مند کنونی از ایشان را در پایین دست با زحمت روبرو سازد؛ نظیر آنچه که هم‌اکنون در پایین دست کارون و بسیاری از مناطق خوزستان مشهود است.

دوم آن که
آبی را که با این قیمت تهیه می‌شود، نباید به مصرف صنایع یا خدمات پرمصرفی رساند که می‌توانند در چیدمانی مناسب‌تر و سرزمین‌هایی سزاوارتر هم مستقر شوند. از این رو، ایجاد کارخانه‌ها و کارگاه‌هایی برای ساخت سفال و لاستیک و نظایر آن که در شمار پرمصرف‌ترین صنایع به حساب می‌آیند در مناطقی نظیر یزد و کرمان و قم (که از موهبت طرح‌های انتقال آب بهره‌مند شده یا خواهند شد)، به هیچ عنوان خردمندانه نیست. همچنین کشاورز یزدی نباید افتخار کند که می‌تواند در جایی که 4 هزار میلی‌متر تبخیر دارد، یونجه بکارد! این اصراف محض است؛ نه افتخار.
امید که در فرصت‌هایی دیگر بیشتر به این موضوع مهم پرداخته شود.

بخش هایی از این مقاله در شماره امروز روزنامه اعتماد منتشر شده است.

                                                       درج نظر

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 اردیبهشت1388ساعت 13:21  توسط محمد درویش  mohandes

رشت یک سر و گردن بالاتر است، امّا ...


     جمعه به اتفاق اروند سری به نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران زدم و البته آن چه که بیش از همه جلب نظر می‌کرد، ازدحام غیرقابل تصور زباله در محوطه‌های عمومی نمایشگاه بود! به قول اروند: این همه پروفسور آمده‌اند کتاب بخرند، پس چرا نمی‌دانند که زباله‌ها را نباید پخش و پلا کنند؟!
     و وقتی جماعت کتابخوان ما این گونه به ملاحظات ابتدایی محیط زیستی می‌نگرد و عمل می‌کند، دیگر چه جای انتظار و گله از دیگر طبقات عام اجتماعی کشور؟
بگذریم ...
     یکی از کتاب‌هایی که در نمایشگاه خریداری کردم، مجموعه‌ای از تازه‌ترین تحلیل‌های آماری کشور بود که همه ساله توسط مرکز آمار ایران  و با عنوان «سالنامه آماری کشور» منتشر می‌شود (هر چند که مدتی است انتشار این سالنامه به جای یک سال، با دوسال تأخیر محقق می‌شود).

میانگین سالانه بارندگی 30 مرکز استان کشور در سال 1386

     این نمودار هم یکی از نمودارهای متعددی است که در این سالنامه وجود دارد. همان طور که می‌بینید، میزان میانگین ریزش‌های آسمانی رشت از نزدیک‌ترین رقیبش (یاسوج) هم یک سر و گردن بالاتر است. اتفاقاً یزد در آخرین پله قرار گرفته است. با این وجود، استان گیلان همواره در شمار فقیرترین و محروم‌ترین استان‌های کشور طبقه‌بندی شده‌اند؛ در حالی که یزد همواره زبانزد بوده و یکی از ثروتمندترین استان‌های ایران محسوب می‌شود!
     چرا؟
    واقعاً چگونه است که مواهب آسمانی نمی‌توانند از شدت فقر یک سرزمین بکاهند و یا برعکس بر سرخوشی‌های مردمانش بیافزایند؟
   این نمودار را آوردم تا بار دیگر تأکید کنم در تحلیل رخدادهای پیرامون – چه در حوزه‌ی محیط زیست و یا غیر آن – بهتر است کمتر جوگیر تظاهرات بیرونی داستان شوید!
 

  به قول مولانا:
  از درون خویش این آوازها
  دور کن  تا کشف گردد رازها
  رنگ‌ها بینی به جز این رنگ‌ها
  گوهران بینی به جای سنگ‌ها

                                                             درج نظر

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت 1:4  توسط محمد درویش  mohandes

ماجراي يك بحث شيرين طلبگي در باره برنامه‌ريزي فضايي (Spatial planning)

عهدیه کالیراد


     عهديه كاليراد، يكي از پژوهشگران باسابقه و سختكوش بخش تحقيقات بيابان است كه مي‌كوشد تا ردپاي دانش خود را بر جاذبه‌هاي كويري و بياباني كشور نهاده و آنها را به زبان علمي و مبتني بر معيارهايي فني كمّي سازد. موضوعي كه تاكنون كمتر مورد توجه قرار گرفته است. چند روز پيش با او بحثي در باره‌ي دانش‌واژه‌ي Spatial planning  داشتم كه در ايران با عنوان برنامه‌ريزي فضايي از آن ياد مي‌شود؛ برگرداني كه شايد مانند خيلي از برگردان‌هاي ديگر نتواند حق مطالب را ادا كند.
    از او خواستم تا ماحصل ديدگاه ارزشمند و متفاوتش را به نظم درآورده و با خوانندگان گرامي مهار بيابان‌زايي به اشتراك نهد.
    او نيز اينك اين كار را انجام داده كه ضمن قدرداني از زحمتش، توجه شما را به روايت اين همكار عزيز از ماجراي جايگزيني «برنامه‌ريزي فضايي» جلب مي‌كنم؛ روايتي كه مي‌دانم براي خيلي‌ها از جمله اسد افلاكي دوست‌داشتني مي‌تواند تأمل‌برانگيز باشد!

بنام خالق زلالي آب و سادگي عشق

"Spatial (environmental) data can be used to explore conflicts, examine impacts and assist decision-making"

    اولين کلمه "بابا" بود ... بزرگ‌تر شدم، مادرم گفت: "پدر" ولي من "بابا" را دوست داشتم، تمام احساسم بود.
    به من آموختند ساده و روان صحبت کن؛ چون، مي‌تواني تمامي احساست را با کلمات بيان کني. وقتي به کودکم مي‌گويم "دوستت دارم" او با  تمام وجود احساس مادرانه‌ي مرا درک مي‌کند.
    به کودکم آموختم مي‌تواند به آن کس که دوستش دارد، بگويد: "دوستت دارم"؛ او آموخت کلمات تنها بيان حروف در کنار هم نيست؛ بلکه کلمات آهنگ احساسي است که بايد ساده و روان بيان شود.
آموخت موجوديت يعني وجود و وجود يعني حسي پنهان.
    در کلاس درس وقتي اولين بار شنيدم: Spatial  ؛ دنبال فضايي مي‌گشتم تا آن را تجسم کنم. براي جمع‌آوري Spatial  data نمي‌دانستم کجاي فضا را جستجو کنم، باور کنيد نمي‌دانستم.
    نمي‌دانيد چقدر سخت است نداني کجايي؟ چه مي‌خواهي و سخت‌تر آن که چگونه بايد جواب بگويي؟!
    پاي صحبت سخنران که نشستم ديدم چقدر بيگانه‌ام، اشتباه نکنيد با انسان‌ها بيگانه نبودم، با کلمات نا آشنا بودم:
    "براي برنامه‌ريزي فضايي(spatial planning) بايد جمع آوري data داشته باشيم،option هاي مختلف را  بررسي کنيم بايد .................."
    نمي‌دانم کلمات ساده‌ي خودمان، حجم زحمات تحصيلي و کاري ما را نشان نمي‌دهد؟ چرا به دنبال مغلوب‌کردن مخاطبين هستيم؟ چرا باور نداريم  کلمات بيگانه در زبان خودشان کلمات ساده‌اي هستند براي بيان احساس ... آن هم بسيار ساده و روان.

چرا از ياد برده‌ايم "بابا" را
چرا روشنايي را در هاله مي‌پيچيم
چرا خودمان را با تمام سادگي باور نداريم

    استاد به کمک من شتافت تا مرا از اين گم گشتگي در فضا نجات دهد: Spatial را همان محيط معنا کن به بيان بسيار ساده ما به دنبال "اطلاعات محيطي" مي‌گرديم. محيطي که بايد آن را بشناسيم. چقدر ساده بود فهم اين کلمات به ظاهر بيگانه.
     رنج‌هاي بسيار کشيدند تا زبان فارسي را زنده بدارند و ما چه ساده فارسي سخن مي‌گوييم!

   مؤخره:
   - ديرگاهي نيست که براي انجام بسياري از بررسي‌ها و پروژه‌ها اين اصطلاح بکار مي‌رود:
"  آمایش سرزمین از منظر برنامه ریزی، در اصل نوعی برنامه ریزی فضایی است،  لیکن هر برنامه ریزی فضایی که یک یا چند ویژگی برشمرده را نداشته باشد، آمایشی نخواهد بود.
  با توجه به اینکه به طور عام آمایش سرزمین تنظیم رابطه بین انسان، فضا و فعالیت تعریف شده است، موضوع آمایش سرزمین در جامع ترین حالت آن ترکیبی از مقولات زیر خواهد بود:
•        رابطه انسان و فضا
•        رابطه انسان و فعالیت
•        رابطه فعالیت و فضا
•        رابطه فعالیت و انسان
•        رابطه فضا و فعالیت
•        رابطه فضا و انسان

    برای آگاهی بیشتر

درج نظر

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اردیبهشت1388ساعت 17:58  توسط محمد درویش  mohandes

مسابقه ای براي آنها كه به اصلاح الگوي مصرف در بخش منابع طبيعي مي‌انديشند

انجمن اعضاي هيات علمي برگزار مي كند: مسابقه طلايي


    انجمن اعضاي هيأت علمي مؤسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع اقدام به برگزاري يك مسابقه براي تبيين و معرفي مهم‌ترين راهبردها و راهكارهاي اجرايي و پژوهشي كشور در حوزه مديريت مصرف در بخش منابع طبيعي و محيط زيست كشور كرده است.
    اين انجمن قصد دارد تا نه‌تنها اقدام به انتشار بهترين مقالات رسيده كند، بلكه جايزه‌ي نفيسي هم براي نفر اوّل اين مسابقه درنظر گرفته است.
    اطلاعات بيشتر را مي‌توانيد در تارنماي انجمن مطالعه فرماييد.

درج نظر

+ نوشته شده در  شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت 14:31  توسط محمد درویش  mohandes

آقای رییس جمهور: برای مهار ناپایداری سرزمین چه برنامه‌هایی دارید؟ - 4

تئودور پانايوتو


      تئودور پانايوتو دانشمند نامی و مؤلف کتاب «ابزارهای تحوّل؛ برای فراهم‌کردن موجبات توسعه‌ی پايدار» در نخستين فصل از کتابش می‌نویسد: «همه‌ی کشورها، مشتاق توسعه‌ی پايدارند، ولی فقط اندکی روش پيگيری و دستيابی به آن را می‌دانند و حتا تعداد کمتری برای تحقق آن دست به اقدام مؤثری زده‌اند.»  
     این ادعا – اگر بپذیریم که درست است – نشان از فاجعه‌ای بزرگ در عالی‌ترین سطوح تصمیم‌گیری جهانی دارد؛ فاجعه‌ای که برای ایران ما در بدترین وضعیت خود است! چرا که فقط 12 کشور در جهان وجود دارند که از نظر ناپایداری محیط زیستی سرزمین، وضعیتی بدتر از ایران را تجربه می‌کنند.
      این که راهکارهای مدیریتی رییس دولت دهم در ایران برای درمان این معضل چیست، می‌تواند یکی از عیارهای برون رفت از ناپایداری محیط زیستی وطن را در چشم‌انداز 4 سال آینده بنمایاند ...
      در این باره بیشتر خواهم نوشت.

      در همین باره:

      - بياييم مطالبات خود را از رييس جمهور آينده به اشتراك نهيم

      - مطالبات محیط زیستی از رییس جمهور آینده - ۲ 

      - آقای رییس جمهور! محیط زیست عبارت است از برقراری ارتباط - ۳

 

درج نظر 

+ نوشته شده در  شنبه 12 اردیبهشت1388ساعت 8:47  توسط محمد درویش  mohandes

يكي از فضلاي مؤنث حوزه علميه قم : درختان غير مثمر سمي و خطرناك هستند!

     شايد اگر اين يادداشت را همزمان با سيزدهمين روز نوروز منتشر مي‌كردم، بسياري را بر اين باور مي‌انداختم كه اين هم يك شوخي است، نظير شيطنت مهدي اشراقي عزيز. امّا متأسفانه عنوان اين يادداشت شوخي نيست و بيشتر از آن كه خنده‌دار باشد، غم‌انگيز و شرم‌آور است.
     اين ديگر باوركردني نيست ... مگر مي‌شود بتوان انساني را بر روي كره زمين يافت كه خواهان پايان حيات درختان غير مثمر باشد؟ مگر مي‌شود در عصري كه از آن با عنوان عصر تحولات زيست‌محيطي ياد مي‌شود؛ هنوز بتوان انديشمنداني مذهبي را يافت كه اينگونه حيرت‌انگيز بر ضد درختان غير مثمر قلم‌فرسايي كرده و حتا چنين درختاني را – بدون استثناء – سمي و خطرناك و به صورتي ضمني عامل استكبار جهاني معرفي كنند؟!



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 فروردین1388ساعت 16:47  توسط محمد درویش  mohandes

همه‌ی آنچه که می‌خواهید در باره‌ی قم بدانید!

   این کتاب از 11 فصل (در 400 صفحه) تشکیل شده که در آن به موضوعاتی چون: زمین شناسی و کانی‌های معدنی، منابع آب و خاک، پوشش گیاهی و حیات وحش، کشاورزی و دامپروری، گردشگری و دیگر ویپگی‌های اقتصادی و اجتماعی و مذهبی قم می‌پردازد. افزون بر آن در این کتاب چندین نقشه‌ی رنگی از وضعیت شبکه‌ی آب‌شناختی استان قم، شیب، زمین‌شناسی، کاربری اراضی، طبقات ارتفاعی، پوشش گیاهی و موقعیت ایستگاه‌های هواشناسی استان وجود دارد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 14 فروردین1388ساعت 12:23  توسط محمد درویش  mohandes

نظریه‌ای که می‌تواند نگرش‌ها را متحول کند!


    در روز سوم بهمن 1385 یادداشتی را در مهار بیابان‌زایی منتشر کردم با عنوان: "خبري كه «بيابانيان» را به وجد آورد!" و در آن یادداشت با اشاره به ستاده‌های برآمده از تحقیقات گروهی از دانشمندان اسراییلی شاغل در مؤسسه پژوهشی وایزمن، اشاره کردم که سرسبز‌ترين، ارزشمندترين و پهناورترين رويشگاه جنگلي جهان در آمازون ، بايد بيش از هر چيز موجوديت خود را مديون صحراي سوزان و لم‌يزرع ساحل در شمال آفريقا بداند. صحرايي كه اگر نبود، بي‌گمان خاك آمازون حتا نيمي از توان رويشي و قدرت حاصلخيزي بي‌نظيرش را هم نداشت ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 4 فروردین1388ساعت 0:27  توسط محمد درویش  mohandes

آنچه که برنامه راهبردی بیابان عرضه خواهد داشت - 26

     يقيناً نگاه به تصوير تمام نماي عملكردي در سه مقطع گذشته‌، حال و آينده مي تواند ابزار مناسبي جهت حك و اصلاح بموقع روند تغييرات سياست‌ها، برنامه‌ها‌، راهبردها‌، اقدامات جهت حصول سريعتر‌، دقيقتر و كم هزينه تر اهداف سازماني محسوب گردد كه در همين راستا در برنامه ملي مديريت مناطق بياباني بصورت فشرده و به تفكيك مقاطع زماني سه گانه فوق در جدول شماره (1-5) «تصوير روند تغيير و تكامل سياست‌ها‌، برنامه‌ها‌، راهبردها و اقدامات بيابان‌زدايي و كنترل فرسايش بادي در مناطق بياباني ايران» در قالب 35 شاخص اساسي تدوين و ارايه شده است‌.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 30 اسفند1387ساعت 7:52  توسط محمد درویش  mohandes

تحليل اثربخشي و افق نهايي مناطق بياباني پس از اجراي برنامه راهبردي – قسمت 25

 

    1 -5- چشم‌انداز آينده
    با اجراي اين برنامه چشم‌انداز مناطق بياباني كشور به شرح زير ترسيم مي‌شود:

   1-1-5-  ايجاد كمربند سبز حفاظتي (درختي و درختچه‌اي)

    در نوار ساحلي و چاله‌هاي كويري با اجراي برنامه مذكور كمربند سبز اطراف چاله هاي كويري و نوار ساحلي مناطق بياباني كشور تكميل خواهد شد كه علاوه بر اثرات  مثبت اقتصادي و اجتماعي از جمله كاهش فرسايش بادي‌، افزايش توليد‌، ظرفيت سازي چراي دام‌، ترسيب كربن(Co2) مازاد در هوا‌، كاهش آلودگي هاي جوي‌، بهبود شرايط زيست محيطي را نيز به همراه خواهد داشت‌. برآورد كارشناسي براين است كه ارزش ترسيب كربن و تلطيف هوا در 5/3 ميليون هكتار جنگلكاري و توسعه پوشش گياهي و مديريت مناطق مرطوب كويري‌، معادل 2/1 ميليون هكتار جنگل‌هاي شمال خواهد بود‌.

     2-1-5-  افزايش توليدات بخش كشاورزي (زراعت‌، باغباني‌، دامداري و … )
    در حال حاضر بسياري از مزارع و باغات كشور به دليل عوامل مختلف بيابان‌زايي از جمله فرسايش بادي و كاهش حاصلخيزي خاك‌، شوري زايي‌، تبخير و تعريق بيش از حد و… از كاهش توليد نسبتاً بالايي برخوردار مي باشند‌. پاره اي از مزارع و باغات نيز در معرض 100 درصدي تهديد ماسه‌هاي روان و يا شور شدن خاك مي باشند‌. اميد است طي اين برنامه بتوان بر توليد خالص بخش كشاورزي افزود كه در اين صورت ارزش افزوده و بازگشت سرمايه قابل توجهي در امر بيابان‌زدايي خواهيم داشت‌.

     3-1-5- افزايش درآمد سرانه و بهبود وضع معيشتي ساكنين مناطق بياباني    
 در حال حاضر متوسط خسارت‌هاي سرانه ناشي از عوامل مختلف بيابان‌زايي به جوامع محلي مستقر در مناطق بياباني بيش از پانصد هزار ريال در سال معادل 5 درصد درآمد سالانه
است‌. تنها در محدوده دشت يزد – اردكان صرفاً خسارات سرانه ناشي از فرسايش بادي و طوفانهاي گرد و خاك در حدود 184000 ريال در سال برآورد شده است‌. بنابراين در نظر است تا پايان اين برنامه بتوان با كاهش اثرات و عوامل تخريبي موثر در بيابان‌زايي‌، خسارات ناشي از بيابان‌زايي را تا سقف 1 درصد درآمد سرانه عمومي كاهش داد‌. بدين ترتيب وضع اقتصادي و معيشتي ساكنين جوامع محلي مناطق تحت پوشش برنامه ارتقاء خواهد يافت‌.

      4-1-5-  كاهش گرد و غبار هوا و افزايش سالم سازي محيط زيست
     آلودگي‌هاي زيست محيطي خاصه غبار آلودگي هوا ناشي از فرسايش بادي و تعليق ذرات ريز خاك توسط باد در هوا يكي ديگر از عوامل مهم و موثر در تخليه سكونتگاه‌ها و تشديد مهاجرت به شمار مي‌آيد‌. در حال حاضر در بسياري از مناطق بياباني ايران از جمله شهرهاي قم‌، سمنان‌، يزد، كرمان‌، زاهدان و… تشديد پديده غبارناكي هوا يكي از معضلات اصلي و از عوامل مهم مهاجرت به شمار مي رود‌. تعداد روزهاي غبارناكي واضح و نامناسب براي فعاليت‌هاي زيستي در تمام شهرهاي فوق الذكر از 60 روز در سال (16 درصد ايام سال) فراتر مي رود‌. بعد از اجراي اين برنامه اين شاخص به ويژه در كانون‌هاي جمعيتي مهم به 20 روز در سال (كمتر از 5درصد ايام سال) كاهش مي‌يابد‌.

     5-1-5- كاهش دست‌كم يك رتبه از پتانسيل بالفعل بيابان‌زايي و برقراري گرايش مثبت در عرصه‌هاي بياباني
 در حال حاضر غالب عرصه هاي مناطق خشك و بياباني از پتانسيل بالفعل بيابان‌زايي بالا و در حدود كلاس‌هاي 3 و4 برخوردار است‌. ضمن اينكه گرايش منفي بيابان‌زايي در غالب نقاط به جز مناطقي كه قبلاً طرح اجرايي و مديريتي بيابان‌زدايي اجرا شده است ديده ميشود‌. تصور بر اين است در پايان برنامه حاضر بتوان حداقل يك رتبه (كلاس) از توان بياباني شدن اراضي را كم نمود و گرايش مثبت را بر آنها حاكم كرد‌. در صورتي كه اين امر تحقق يابد ميتوان ايران را به عنوان يكي از اعضاء شاخص كنوانسيون مقابله با بيابان‌زايي جهان تلقي كرد كه وظيفه خود را در قبال كنوانسيون و تعهدات مربوطه به انجام رسانده و قابليت مديريت قابل تعميم بر ساير مناطق مشابه جهان را دارا است‌.

    6-1-5- ايجاد بستر مناسب به عنوان دانشگاه جهاني علمي –كاربردي و برگزاري كارگاه‌هاي بين‌المللي مقابله با بيابان‌زايي و مديريت بيابان
     ايران از تنوع كم‌نظيري در حوزه‌ي زيستمندان گياهي و جانوري و نيز زيستگاه‌هاي كويري و بياباني و ديگر زيست‌اقليم‌هاي خشك و نيمه‌خشك در دامنه‌هاي ارتفاعي متنوع برخوردار است و در حال حاضر نيز يك كلكسيون بياباني جهاني قلمداد مي‌شود‌. قطعاً با اجراي برنامه مذكور و كنترل و مستندسازي فرايندهاي بياباني و بيابان‌زدايي زمينه براي نمايش و آموزش علوم مربتط با بيابان‌زدايي فراهم مي‌شود كه ميتوان از آن در تبليغات عمومي جهاني و ارتقاء جنبش نرم افزاري و توليد علم نيز استفاده نمود‌. لازم به يادآوري است كه در حال حاضر پاره اي از كشورها از جمله چين‌، هند‌، پاكستان و غيره به رغم تنوع محدودتر در عرصه هاي بياباني‌، هر ساله با برگزاري دوره هاي آموزشي و كارگاه‌هاي بيابان‌زدايي اعتبارات خوبي را از سوي سازمان‌هاي جهاني به خود اختصاص مي‌دهند‌. در اين راستا اميد بر اين است كه كشور ايران نيز در طي دوره برنامه حاضر بتواند سهم خود را از محل اعتبارات جهاني بيابان‌زدايي اعم از اجرايي و آموزشي و صدور دانش فني تا سقف مناسبي ارتقاء بخشد.

        7-1-5- تبديل وظايف دولتي و يا موردي مقابله با بيابان‌زايي به فرهنگ عمومي
      به رغم اقدامات گسترده ترويجي‌، آموزشي در دهه‌هاي گذشته هنوز هم مفاهيم و واژه‌هاي بيابان‌زايي و بيابان‌زدايي براي بسياري از مردم‌، حتي تحصيل كرده ها روشن و گويا نمي‌باشد‌. انتظار بر اين‌است تا در پايان برنامه بتوان در اين زمينه سطح آگاهيهاي عمومي را به حد قابل قبولي افزايش داد.

       8-1-5- وفاق و تعامل ملي دستگاه‌هاي دولتي و مردمي در امر مشاركت در مديريت و كنترل پديده بيابان‌زايي
     با توجه به نگرش چند جانبه به طرح‌ها و پروژه‌هاي پيش بيني شده در اين برنامه و تطابق زمان اجراي آن با سند نهايي چشم‌انداز 20 ساله كشور و برنامه اقدام ملي مقابله با بيابان‌زايي و كاهش اثرات خشكسالي در نظر است تا ميزان همكاري و تعامل سازمان‌ها و مراكز مرتبط با مقوله بيابان از سطح محدود موجود‌، به سطح قابل قبولي ارتقاء يابد‌.

       9-1-5-  قانونمند شدن مديريت بيابان و مقابله با بيابان‌زايي
      هر چند كه در سال‌هاي گذشته گامهاي مهمي در امر تدوين قوانين و ضوابط جلوگيري از تخريب منابع آب‌، خاك و گياه برداشته شده است‌، ولي مقوله بيابان‌زايي جنبه هاي بسيار متعدد و پنهاني دارد كه بايد در قانونگذاري به آن توجه بيشتر شده و زواياي مختلف آن مورد توجه قرار گيرد تا تخلفات منجر به بيابان‌زايي از سوي مردم و حتي بخش هاي دولتي به حداقل ممكن كاهش يابد‌. در حال حاضر توانمندي قوانين موجود در امر مقابله با بيابان‌زايي وضع مطلوب نداشته‌، اميد مي رود با آشكار شدن جنبه هاي مختلف آن در طي برنامه‌، اين مهم به حد مورد انتظار ارتقاء يابد‌.

درج نظر

+ نوشته شده در  جمعه 30 اسفند1387ساعت 7:25  توسط محمد درویش  mohandes

پايش و ارزيابي طرح‌ها و پروژه‌های موجود در برنامه راهبردی بیابان – قسمت 24


    پايش و ارزيابي از ملزومات مهم و اساسي در سلامت و اصلاح بموقع طرح‌ها و پروژه‌ها مي‌باشد‌. يكي از ويژگي هاي برنامه حاضر توجه خاص به مسيله پايش و ارزيابي آن است كه به صورت مستمر و مرحله اي انجام خواهد گرفت‌. زيرا كه در نظر است برنامه مبتني بر واقعيات استوار گردد‌، خطاهاي آن به كمينه‌ي ممكن برسد و راه را براي برنامه‌هاي آينده هموارتر و روشن تر نمايد‌. در اين برنامه مقاطع زماني پايش و ارزيابي و نيز روش‌هاي ارزيابي به شرح زير مدنظر قرار گرفته است:

1-4-4- مقاطع زماني پايش و ارزيابي
به دليل اينكه طرح‌ها و پروژه‌هاي منابع طبيعي خاصه در مناطق بياباني‌، عموماً دير بازده بوده و حداقل زمان لازم براي امكان اظهارنظر و نتيجه گيري درخصوص آنها حداقل در حدود پنج سال ميباشد‌؛ ضمن نظارت و ارزيابي سالانه در عملكرد برنامه توسط دفتر امور بيابان عملكرد كل برنامه نيز از هر دوره پنج ساله مورد پايش و ارزيابي قرار مي گيرد‌.
 
2-4-4- انواع ارزيابي
   با توجه به اثرات مختلف طرح‌ها و پروژه‌هاي تعريف شده در برنامه‌، ارزيابي از
جنبه هاي مختلف به شرح زير ضروري است كه براي هر كدام روش كار و شرح خدمات مشخصي تدوين خواهد شد :
الف ) ارزيابي فني : براساس‌، دستورالعمل ها و معيارهاي فني هر طرح يا پروژه و براساس قابليت‌ها و محدوديت‌هاي عرصه هايي كه در آن طرح يا پروژه اجرا مي‌شود‌.
ب ) ارزيابي اثر اقتصادي : براساس‌، هزينه ها‌، برگشت سرمايه و نهايتاً ارزش افزوده مستقيم و يا غيرمستقيم اثر اقتصادي طرح‌ها و پروژه‌ها صورت مي گيرد‌.
پ ) ارزيابي اثر اجتماعي و فرهنگي : براساس‌، شاخص هاي كيفي مورد اندازه گيري وتبديل آن به ارزش هاي كمي انجام مي‌شود‌.
ت ) ارزيابي اثرات زيست محيطي و توسعه اي : براساس‌، اثرات زيست محيطي و توسعه اي هر طرح يا پروژه بر مناطق پيرامون خود

3-4- روش ارزيابي
جهت ارزيابي از روش گام به گام و خوشه اي به شرح زير استفاده خواهد شد :
الف ) ارايه تصويري روشن از منطقه قبل از اجراي طرح‌ها و پروژه‌ها بر حسب نوع و اهدافي كه بدين منظور از مطالعات پايه ( شناسنامه طرح يا پروژه ) كه قبلاً تهيه شده استفاده خواهد شد‌. لذا تهيه طرح توجيهي و اجرايي براي هر طرح و يا پروژه ضروري است‌.
ب ) بررسي گزارش هاي ناظر طرح و يا پروژه از جنبه هاي مختلف‌، خاصه محدوديت‌ها و قابليت هاي مكاني‌، زماني‌، نيروي انساني‌، مشاركت مردمي و غيره كه در شرح وظايف ناظر تدوين خواهد شد‌.
پ ) ارزيابي طرح يا پروژه از جنبه هاي مختلف اعم از فني‌، اقتصادي‌، اجتماعي و يا زيست محيطي بر دستورالعمل هاي تعيين شده‌، در تدوين دستورالعمل ها موارد زير مدنظر قرار خواهد گرفت‌. 
پ-1- ميزان دستيابي طرح يا پروژه به اهداف از قبل تعيين شده
پ-2- ميزان سلامت و پايداري طرح يا پروژه در حال و آينده
پ-3- ميزان مشاركت و استقبال مردمي در اجرا‌، نگهداري و مديريت طرح يا پروژه
پ-4- ميزان برگشت پذيري سرمايه به صور مختلف‌، اعم از مستقيم يا غيرمستقيم

     لازم به ذكر است كه يكي از ملزومات ارزيابي دقيق طرح‌ها و پروژه‌ها‌، وجود نظارت قوي و مستمر است لذا بايد از ابتدا اعتبار لازم پيش بيني گردد‌. بدين منظور اعتبارات لازم جهت بخش ارزيابي و پايش در 2 بخش جداگانه تحت عنوان اعتبارات نظارت و ارزيابي مدنظر قرار مي گيرد‌.
    ميزان اعتبارات كل موارد مربوط به نظارت و ارزيابي حدوداً معادل 1 درصد كل اعتبارات برنامه خواهد بود‌.

درج نظر

+ نوشته شده در  جمعه 30 اسفند1387ساعت 7:15  توسط محمد درویش  mohandes

الزامات برنامه راهبردی بیابان – قسمت 23

   الزامات برنامه در پنج بخش شامل الزامات قانوني، الزامات اجرايي، الزامات ترويجي، الزامات آموزشي و الزامات تحقيقاتي به شرح زير طبقه‌بندي شده است:

1-2-3-4-  الزامات قانوني
الف ) اجراي سياست‌ها و برنامه‌هاي اقدام ملي مقابله با بيابان‌زايي و تعديل اثرات خشكسالي توسط دستگاه‌هاي مؤثر و متأثر از پديده بيابان‌زايي
ب ) تأمين اعتبارات و تسهيلات بانكي مورد نياز در قالب موافقتنامه هاي سالانه
پ ) استفاده از اهرم واگذاري زمين‌، بهره‌برداري از معادن و ساير پتانسيل‌هاي بالقوه و بالفعل مناطق بياباني و نيز تمركز حمايت‌ها و … به منظور كاهش فشار ناشي از فقر بهره‌برداران و جوامع محلي بر پايداري مناطق بياباني
ت ) ايجاد الزام در اخذ تاييديه ادارات كل منابع طبيعي استان‌ها درخصوص صدور مجوز نحوه بهره‌برداري از معادن سطحي در مناطق بياباني
ث ) الزام به جبران خسارت و يا احياء حداقل برابر مساحت سطوح تخريب شده ناشي از بهره‌برداري معادن سطحي توسط بهره‌برداران معادن در مناطق بياباني
ج ) عدم صدور و ابطال تدريجي پروانه‌هاي چرا در مراتع بياباني فاقد شايستگي چرا

2-2-3-4-  الزامات اجرايي
الف) انجام مطالعات بررسي اثرات ناپايداري بوم‌شناختي و زيست محيطي بر اراضي پايين دست ناشي از احداث سدها‌، بندها و ساير سازه هاي مكانيكي حفاظت آب، خاك و آبخيزداري در بالادست حوضه‌هاي آبخيز
ب) انجام مطالعات فرسايش بادي و تثبيت ماسه‌هاي روان قبل از طراحي و تعيين مسير راه‌ها‌، راه آهن و … در مناطق بياباني تحت تأثير فرسايش بادي
پ) نظارت‌، كنترل و مديريت شاخص‌ها و معيارهاي بيابان‌زايي
ت) مشاركت مردم و دستگاه‌ها در اجراي طرح‌هاي بيابان‌زدايي و كنترل فرسايش بادي
ث) تأمين‌سوخت فسيلي يا … مورد نياز ساكنين مناطق بياباني براي جلوگيري از بوته‌كني
ج) احداث بادشكن اطراف مزارع و نيز تغيير الگوي كشت به كشت گياهان زراعي دايمي يا باغ در اراضي زراعي حساس به فرسايش بادي

3-2-3-4-  الزامات ترويجي
الف) كمك به هماهنگي، حضور و مشاركت هدفمند و همه جانبه مردم (به ويژه جوامع محلي) و دستگاه‌هاي مؤثر و متأثر در كنترل روند پديده بيابان‌زايي و تخريب سرزمين
ب) كمك ‌به تسريع درايجاد و تعميم الگوهاي موفق و قابل تعميم ‌مديريت مناطق‌ بياباني
پ) ايجاد، توسعه و تقويت تشكل‌هاي غيردولتي (NGOها) براي اجراي فعاليت‌هاي مرتبط با مهار بيابان‌زايي.

4-2-3-4-  الزامات آموزشي
تمركز توان آموزشي به ارتقاء سطح دانش فني و مهارتي بهره‌برداران و جوامع محلي در مناطق بياباني، كارشناسان و مسئولان ذيربط در تمام سطوح درخصوص شناخت، كنترل و مديريت پديده بيابان‌زايي.

درج نظر

+ نوشته شده در  جمعه 30 اسفند1387ساعت 7:9  توسط محمد درویش  mohandes

نيازها و الزامات تحقق اهداف برنامه راهبردی بیابان – قسمت 22


     اجراي برنامه ملي مديريت مناطق بياباني يكي از گام‌هاي اساسي در راستاي تحقق اهداف برنامه چهارم توسعه و نيز سند چشم‌انداز 20 ساله كشور است‌. شرط اساسي در دستيابي به موقع همه اهداف برنامه تعيين واقع بينانه و تأمين بموقع نيازها و الزامات آن است كه در همين راستا الزمات و نيازهاي تحقق اهداف اين برنامه بشرح ذيل تعيين مي‌شود:

1-3-4-  نيازهاي برنامه
نيازهاي برنامه در دو بخش شامل نيازهاي فرابخشي و نيازهاي بخشي به شرح ذيل طبقه‌بندي شده است.

1-1-3-4- نيازهاي فرابخشي
برخي از نيازهاي اساسي فرابخشي برنامه كه مي‌بايست از طريق كميته‌ي ملّي مقابله با بيابان‌زايي پيگيري شود، به تفكيك دستگاه عبارت است از :

الف ) معاونت برنامه‌ريزي راهبردي رياست جمهور (سازمان مديريت و برنامه‌ريزي سابق)
تأمين به موقع منابع مالي‌، اعتباري و تسهيلاتي مورد نياز برنامه

ب ) وزارت نفت
- تأمين مالچ رايگان ( به طورمتوسط به ميزان 100 ميليون ليتر در سال )
- تأمين سوخت فسيلي مورد نياز در مناطق بياباني
- حمايت و مشاركت بموقع در اجراي طرح‌هاي تثبيت شن و بيابان‌زدايي جهت حفاظت ز تأسيسات نفت و گاز

پ ) وزارت نيرو
- صدور مجوزهاي لازم براي تأمين‌آب ‌مورد نياز اجراي پروژه‌هاي نهال‌كاري در طرح‌هاي مقابله با بيابان‌زايي و كنترل فرسايش بادي
- تقويت كنترل و نظارت بر بهره‌برداري از آب‌هاي زيرزميني به ويژه در دشت‌هاي ممنوعه آبي مناطق بياباني، به منظور كاهش روند فرونشست زمين
- فراهم کردن تسهیلات لازم و حمایت‌های مالی از توسعه سهل و ارزان انرژی‌های نو, به ویژه انرژی خورشیدی و بادی

ت ) وزارت صنايع و معادن
- تقويت نظارت بر بهره‌برداري از معادن سطحي به ويژه از حيث اثر بر كاهش تنوع گونه اي‌، توليد زيست‌شناختي و تشديد ناپايداري بوم‌شناختي در مناطق بياباني
- الزام بهره‌برداران معادن سطحي به پرداخت هزينه احياء و يا احياء مناطق بياباني حداقل معادل سطوح تخريب شده ناشي از برداشت معادن سطحي در مناطق بياباني در چارچوب قوانين و مقررات مربوطه
- الزام بهره‌برداران معادن سطحي به استفاده از روش‌هاي با حداقل يا فاقد خسارت در ناپايداري بوم‌شناختي مناطق بياباني جهت استخراج معادن


     ث) دستگاه قضايي و نيروي انتظامي
- برخورد بموقع با متخلفين و متجاوزين به عرصه هاي منابع طبيعي در مناطق بياباني به ويژه از حيث چراي دام غيرمجاز‌، بوته‌كني‌، تخريب و…

     ج) صدا و سيما و ساير رسانه‌هاي جمعي
- كمك به تبديل فرهنگ منابع طبيعي به معارف عمومي به ويژه در مناطق حساس و شكننده بياباني
- ساخت آثار هنري جذاب به منظور افزايش آگاهي مردم از مزيت‌هاي مناطق كويري و تقويت استفاده از انرژي‌هاي نو
- همكاري در شناساندن قابليت‌هاي مناطق بياباني و حساسيت هاي آن در مقابل تخريب
- كمك به مديريت هماهنگ مناطق بياباني به ويژه از حيث نظارت‌، كنترل و مديريت شاخص‌ها و معيارهاي بيابان‌زايي با همكاري جوامع محلي
- كمك به ايجاد زمينه مشاركت آگاهانه و همه جانبه مردم‌، بهره‌برداران و دستگاه‌ها در اعمال مديريت پايدار بر مناطق بياباني

     چ) سازمان بسيج سازندگي
         - الزام  مشارکت سازمان بسیج سازندگی در کمک به اجرای برنامه در تمام سطوح

     ح) ساير دستگاه‌ها ( وزارت راه و ترابري‌، وزارت كشور - ستاد حوادث غير مترقبه، وزارت مسكن و شهرسازي، وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح و …)
- حمايت ومشاركت در اجراي طرح‌هاي تثبيت شن و بيابان‌زدايي جهت حفاظت از راه‌ها‌، فرودگاه‌ها‌، واحدهاي مسكوني و …
- رعايت سياست‌ها و اجراي اصول برنامه اقدام ملي مقابله با بيابان‌زايي و كاهش اثرات خشكسالي


  2-1-3-4-  نيازهاي بخشي

  الف) وزارت جهاد كشاورزي
-  علاوه بر اولويت دادن به تأمين اعتبارات و تسهيلات مورد نياز برنامه در فصل كشاورزي و منابع طبيعي‌، به طور مشخص مهمترين نيازهاي بخشي برنامه عبارت است از :
- تأمين تسهيلات بانكي مجريان طرح‌هاي احداث بادشكن اطراف مزارع
- هدايت و حمايت كشاورزان داراي اراضي زراعي حساس به فرسايش بادي به تغيير الگوي كشت به سمت كشت گونه هاي زراعي دايمي و يا باغ
- در اولويت قراردادن حمايت از تغيير روش‌هاي آبياري سنتي به تحت فشار‌، لايروبي قنوات و اجراي طرح‌هاي شبكه هاي آبياري و انتقال آب در مناطق بياباني
- ترويج و حمايت از شخم عمود بر جهت شيب
- تغيير سامانه شترداري سنتي به سامانه‌هاي بسته‌، نيمه صنعتي و صنعتي در مناطق بياباني
- كاهش دام مازاد متكي به مراتع و تمركز حمايتها جهت تبديل دام سبك متكي به مراتع بياباني به دام سنگين و با سامانه دامپروري نيمه صنعتي و صنعتي
- كنترل‌، نظارت و مديريت شاخص‌ها و معيارهاي بيابان‌زايي متأثر از سياست‌ها، برنامه‌ها و اقدامات زير بخش‌هاي مختلف بخش كشاورزي
-  در اولويت قرار دادن توان تحقيقاتي وزارت به معرفي روش‌هاي نوين :
- چگونگي كنترل و مديريت عوامل انساني بيابان‌زا در كشور
- معرفي روش‌هاي سريعتر و كم هزينه تر تثبيت ماسه‌هاي روان و كنترل كانون‌هاي بحراني فرسايش بادي
- بررسي و معرفي گونه هاي گياهي مناسب عمليات زيست‌شناختي احياء مناطق بياباني
- كمك به ايجاد شبكه سنجش و ارزيابي فرسايش بادي كشور
- در اولويت قراردادن توان آموزش و ترويج وزارت به منظور :
- جلب مشاركت مردم و بهره‌برداران در حفاظت‌، مديريت و اجراي طرح‌ها و پروژه‌هاي بيابان‌زدايي و كنترل فرسايش بادي
- جلوگيري از تغيير بي رويه كاربري مراتع به مزارع و … در مناطق بياباني
- جلوگيري از بوته‌كني‌، چراي دام غيرمجاز و… در مناطق بياباني

ب ) سازمان جنگل‌ها‌، مراتع و آبخيزداري كشور
- اولويت دادن به حفاظت و حمايت از بوم‌سازگان هاي شكننده بياباني به ويژه از حيث كنترل :
- چراي دام
- بوته‌كني
- آتش سوزي
- آفات و امراض
- تخريب و تغيير كاربري
- بهره‌برداري از معادن سطحي
- توقف صدور پروانه و ابطال تدريجي پروانه‌هاي چراي صادره در مراتع بياباني فاقد شايستگي چرا
- اولويت دادن به ايجاد تعادل بين تعداد دام و ظرفيت مراتع در مراتع مناطق بياباني
- ساماندهي واگذاري زمين در راستاي تحقق هدف فقرزدايي و كاهش جمعيت انساني
متكي به منابع طبيعي در مناطق بياباني
- تأمين اعتبارات نيازها و الزامات مورد نياز برنامه
- ايجاد ادارات بيابان‌زدايي و اصلاح ساختار سازماني اين ادارات در اداره كل منابع طبيعي استان‌ها به منظور ايجاد امكان پيگيري انجام بموقع فعاليت‌هاي پيش بيني شده در برنامه ملي مديريت مناطق بياباني كشور
- تبيين سازوكارهاي موثر و كارا جهت اجراي برنامه اقدام ملي مقابله با بيابان‌زايي و كاهش اثرات خشكسالي
- افزايش ظرفيت هاي پيمانكاري و بخش خصوصي در جهت تحقق اهداف كمي برنامه
- تأمين و تجهيز نيروي انساني متناسب با اجراي برنامه
- تكميل پستهاي مصوب دفتر و ادارات بيابان‌زدايي استان‌هاي بياباني به منظور نظارت بر فعاليت‌هاي پيمانكاري جهت تحقق‌اهداف كمي وكيفي برنامه ملي‌مديريت مناطق بياباني كشور
- مديريت و ممانعت از هدر رفت آب‌هاي سطحي در مناطق بياباني

درج نظر

+ نوشته شده در  جمعه 30 اسفند1387ساعت 0:26  توسط محمد درویش  mohandes

ميانگين تابش خورشيد بر خاك ايران چقدر است؟

     به دنبال مجموعه يادداشت‌ها و گزارش‌هايي كه در باره‌ي اهميت تغيير رويكرد ايران به سوي استحصال كارمايه‌هاي نو (به ويژه انرژي خورشيدي و بادي) در اين تارنما انتشار دادم، هموطن عزيزي به نام امين، ضمن مكاتبه با نگارنده، پيگيري‌هاي دقيق‌تري را در اين خصوص به انجام رساندند كه حاصل آن دو نقشه‌ي زير است كه به وضوح و به صورتي كمي و دقيق، استعداد ايران در برخورداري از مواهب انرژي خورشيدي مشخص شده است ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 17 اسفند1387ساعت 10:50  توسط محمد درویش  mohandes

راهبردها و راهکارهای پژوهش در سند راهبردی بیابان - 21

 

     3-1-4- راهبردهاي تحقيقاتي

    بر طبق آنچه كه گذشت و با توجه به شش راهبرد اجرايي ارايه شده، در بخش پژوهشي نيز، شش راهبرد زير انتخاب و معرفي مي‌شود:

1- شناخت تنوّع زيستي و ارزش‌هاي آن در مناطق كويري و بيابان به منظور ارتقاء شرايط بوم‌سازگان‌هاي آسيب ديده؛
2- پهنه‌بندي و پايش بيابان و ارزيابي بيابان‌زايي در كشور
3- شناخت و معرفي مزيت‌هاي نسبي كوير و بيابان به منظور بهبود شرايط معيشتي جوامع متاثر از بيابان‌زايي؛
4- بررسي اثرات خشكسالي و تغيير اقليم در روند بيابان‌زايي؛
5- تحقيق در  شناسايي اندوخته‌ها و منابع آب و خاك؛
6- شناخت تأثیر فعاليت‌هاي انساني، نظام‌های بهره‌برداری و کاربری اراضی بر بيابان‌زايي و ظرفيت‌سازي اطلاعاتي.

     اينك به معرفي و تشريح راهكارهاي هر يك از راهبردهاي شش‌گانه‌ي پژوهشي موصوف مي‌پردازيم.

     1-3-1-4- راهكارهاي پژوهشي راهبرد نخست:
شناخت تنوّع زيستي و ارزش‌هاي آن در مناطق كويري و بيابان به منظور ارتقاء شرايط بوم‌سازگان‌هاي آسيب ديده

 بررسي نحوه‌ي استقرار و تعيين آستانه‌ي مقاومت گونه‌هاي گياهي بياباني به عوامل محدود‌كننده (نظير خشكي، شوري و ...)
- بوم‌شناسي فردي اندوخته‌هاي گياهي بومي و معرفي گونه‌هاي سازگار با مناطق خشك،
- معرفي گونه‌هاي مناسب براي احداث بادشكن در مناطق بياباني،
- انتخاب مناسب‌ترين گونه‌ها براي بادشكن سبز حاشيه مزارع و مراكز سكونتگاهي يا اقتصادي،
- تعيين حدود مقاومت به شوري و قلياييت گونه‌هاي گياهي بياباني،
- معرفي گونه‌هاي بومي سازگار و مقاوم به خشكي براي مقابله با بيابان‌زايي،
- تحقيق پيرامون توليد نهال و استقرار گونه‌هاي مقاوم به شرايط دشوار بياباني،
- شناخت و معرفي گونه‌هاي گياهي كاهنده‌ي آلودگي منابع آب و خاك در مناطق خشك.

• پژوهش در روش‌هاي مديريت حفاظت و بهره‌برداري پايدار از منابع طبيعي بيابان:
    - تحقيق در زمينه‌ي تعيين بيلان آبي مناطق خشك.
•  بررسي استعداد رويشي مناطق بياباني از منظر توليد و پرورش گونه‌هاي با ارزش اقتصادي:
    - تحقيق در زمينه‌ي تعيين نياز آبي گياهان با ارزش مناطق خشك.

    2-3-1-4- راهكارهاي پژوهشي راهبرد دوّم:
•  پهنه‌بندي و پايش بيابان و ارزيابي بيابان‌زايي در كشور
• تعيين و معرفي کاراترين معيارها و شاخص‌های بيابان‌زايي و نيز انتخاب حوضه‌های معرف با توجه به ويژگي‌هاي بومي كشور:
   - بررسي، شناسايي و معرفي معيارها و شاخص‌هاي ميداني تخريب سرزمين
   - بررسي و مطالعه معيارها و شاخص‌هاي دورسنجي (RS) در تخريب سرزمين
          - تكوين روش‌شناسي بهينه براي همنهاد و جمع‌بست شاخص‌هاي ميداني و دورسنجي

• ارايه‌ي سازوکارِ بومی‌کردنِ روش‌های تهيه‌ي نقشه‌ي بيابان‌زايي در ايران
   - بررسي و واسنجي روش‌هاي تهيه‌ي نقشه‌ي بيابان‌زايي، مانند روش‌هاي فائو و يونپ، مدالوس، گلاسود لادو گلادا

• پايش مستمر عرصه‌هاي طبيعي به منظور آگاهي از ميزان شتاب پس‌رونده يا پيش‌رونده‌ي علايم حياتي و تغييرات فيزيكوشيميايي در زيست‌اقليم‌هاي گوناگون كشور و دلايل بروز آنها:
    - پايش شناسه‌هاي بيابان‌زايي، به ويژه در حوضه‌هاي مركزي، جنوبي و شرقي كشور،
    -  تدارك پايگاه‌ها يا ايستگاه‌هاي ثبت دايمي ويژگي‌هاي مربوط به آب، خاك، گياه و اقليم مناطق بياباني،
    - شناخت و طبقه‌بندي مناطق آسيب‌پذير و تهيه‌ي نقشه‌ي حساسيت اراضي به بيابان‌زايي،
    - بررسي و ارايه‌ي تعاريفي بومي به همراه تعيين قلمرو طبيعي بيابان‌هاي واقعي كشور،
    - تحقيق پيرامون سامانه‌هاي ديده‌باني و مراقبتي بوم‌سازگان بيابان.

    3-3-1-4- راهكارهاي پژوهشي راهبرد سوّم:
شناخت و معرفي مزيت‌هاي نسبي كوير و بيابان به منظور بهبود شرايط معيشتي جوامع متاثر از بيابان‌زايي

• پژوهش و معرفی متناسب‌ترين و پايدارترين شيوه‌هاي بوم‌گردي بياباني و كويري:
                       -  بررسی ويژگي‌هاي بومي و منحصر به فرد كويرها و بيابان‌هاي ايران (ظرفيت‌سازي براي بهره‌برداري‌هاي بوم‌‌گردي)
                  - معرفي معيارها و شاخص‌هاي لازم براي انتخاب سايت‌هاي گردشگري
                  - شناخت و تعيين سايت‌هاي ‌گردشگري در مناطق كويري و بيابان
                  - بررسي ضوابط ارايه برنامه‌هاي تفرج گسترده و متمركز در سايت‌هاي گردشگري
 
•          ارزش‌گذاري خدمات غيرقابل تبادل كويرها و بيابان‌هاي كشور:
                     - شناخت و ارزشگذاري تنوع جانوري
                 - شناخت و ارزشگذاري تنوع گياهي
                 - بررسي توانايي گونه‌هاي گياهي بومي و سازگار به زيست‌بوم بياباني كشور از منظر ترسيب كربن، توليد اكسيژن،
                 - بررسي نقش استقرار پوشش گياهي در مناطق بياباني بر تعديل اقليم و آشيان‌سازي
           - شناخت و ارزشگذاري چشم‌انداز‌هاي طبيعي
           - شناخت و ارزشگذاري كهن‌زادبوم‌ها و سكونتگاه‌هاي انساني حاشيه‌ي كوير و بيابان‌ها

•        تحقيق در بهره‌برداري از توان‌هاي موجود در مناطق بياباني (براي بهبود معيشت يا معيشت‌هاي جايگزين اهالي)
           - بررسي شيوه‌هاي تنوع‌بخشي (تنوع بهره‌برداري) به اقتصاد روستايي مناطق بياباني كشور

•        بررسي نحوه‌ي استحصال فرآورده‌هاي چوبي و غير آن از گونه‌هاي گياهي بياباني و توجيه اقتصادي كشت آنها
•        ابداع فناوري و تبادل دانش در حوزه‌ي بهره‌برداري پايدار از منابع سرزميني:
•       پژوهش، آزمون و معرفي شيوه‌ها و فناوري‌هاي مهار و استفاده از كارمايه‌هاي طبيعي‌ِ جايگزين در زيست‌بوم‌هاي كويري و بياباني (آب، باد، زمين‌گرمايی، نور خورشيد و ...)،
•       شناسايی و تلفيقِ دانش‌هاي بومي با فناوري‌هاي روز:
           - بازشناسي دانش بومي بيابان‌داري (بندسار، بادگير، يخدان، آب‌انبار، كشت‌هاي سنتي و ...)
           - کاربستِ نوين‌ترين و کاراترين شگردهای ارزيابی و مديريت زيست‌محيطی به هدف کاهش جريان پس‌رفت در مناطق مستعد بيابان‌زايی،
           - توليد و معرفی ابزارها يا نرم‌افزارهای مؤثر در مهارِ بيابان‌زايی و آگاهي‌بخشي آسان‌تر و سريع‌تر از تغييرات حادث شده در مناطق كويري و بياباني.

    4-3-1-4- راهكارهاي پژوهشي راهبرد چهارم:
•  بررسي اثرات خشكسالي و تغيير اقليم در روند بيابان‌زايي
• بررسي پديده‌ي جهان‌گرمايي و تغيير اقليم به تفكيك مناطق اصلي بوم‌شناختي كشور
    - تعيين تأثير متقابل بيابان‌زايي و تغيير اقليم در هر يك از مرزهاي آب‌شناختي واقعي كشور
    - پژوهش در مورد اثر تغييرات اقليمي بر منابع آب و خاك و گياه،
    - تحليل روابط خطي تعداد وقوع دوره‌هاي خشك و مرطوب در كشور،
    - پيش‌بيني وقوع خشكسالي و اثرات آن بر بيابان‌زايي

• ابداع، معرفي و ترويج الگوهايي مبتني بر روش مديريت غير‌سازه‌اي براي سازگاري با خشكسالي بر پايه‌ي آموزه‌ي مديريت خطر‌پذيري

• بررسي استعداد سيل‌خيزي در آبخيز سرزمين‌هاي خشك كشور و راهكارهاي مهارِ بخردانه كارمايه‌ي سيل:
    - رونديابي آورد حوضه‌هاي آبخيز اصلي كشور، به ويژه حوضه‌هاي مركزي، جنوبي و شرقي.

     5-3-1-4- راهكارهاي پژوهشي راهبرد پنجم:
•  تحقيق در  شناسايي اندوخته‌ها و منابع آب و خاك

• کاوش در شيوه‌های افزايش استحصال آب و کارايی مصرف آن، شامل: افزايش بهره‌وري از ريزش‌های آسمانی و  استفاده از آب‌های با کيفيت پايين:
      - روش‌هاي بهره‌برداري، صرفه‌جويي و حفاظت منابع آب و خاك،
      - بررسي اثرات آبياري با آب شور در احياء مناطق بياباني،
      - بررسي و معرفي بهينه‌ترين روش‌هاي جمع‌آوري هرزآب

• مطالعه و شناسايي منابع آب و خاك در مناطق بياباني
• پژوهش در مورد شناسايي و معرفي سازندهاي آلوده‌كننده‌ي آب و خاك
• بررسي و مقايسه اثربخشي مواد جاذب‌الرطوبه در استقرار گياهان بياباني
• بررسي شيوه‌هاي مناسب توليد با توجه به بهبود حاصلخيزي خاك در مناطق بياباني

      - بررسي و معرفي راهكارهاي استفاده از بيوگاز در حاصلخيزي خاك

• شناخت عوامل و فرآيندهاي مؤثر در پديده‌ي فرسايش آبي و بادي به همراهِ تعيين نقش هر يك از آنها به تفكيكِ زيست‌اقليم‌هاي گوناگون كشور در تشديد فرآيند بيابان‌زايي و خشکسالی:
      - شناسايي و آناليز بادهاي فرساينده و تعيين اشكال تراكمي فرسايش بادي به تفكيك استان‌هاي كشور
      - تعيين آستانه‌ي آسيب‌پذيري خاك‌دانه‌ها در مناطق بياباني كشور
      - معرفي مناسب‌ترين روش‌هاي مهار فرسايش بادي و تثبيت ماسه‌هاي روان
      - تعيين آستانه فرسايش بادي در مناطق بياباني
      - معرفي مناسب‌ترين روش‌هاي كنترل فرسايش بادي
      - تعيين خصوصيات فيزيكي شيميايي و مينرالوژيكي شن‌زارهاي كشور
  
• تحقيق در منشاء ماسه‌هاي روان و جستجوي روش‌هاي مؤثر و مقرون به صرفه‌ي تثبيت پايدار آنها:
     - پژوهش در مورد انواع خاكپوش‌هاي شن‌هاي روان و اثر آنها در استقرار گياه
     - بررسي بر روي ظرفيت توليدي ماسه‌هاي روان در ايجاد درآمد براي ساكنين مناطق بياباني

    6-3-1-4- راهكارهاي پژوهشي راهبرد ششم:
شناخت تأثير فعاليت‌هاي انساني، نظام‌های بهره‌برداری و کاربری اراضی بر بيابان‌زايي و ظرفيت‌سازي اطلاعاتي

• شناخت مؤلفه‌های کاهنده يا افزاينده‌ي کارايی سرزمين در حوزه‌ي اقتصاد، اجتماع و فرهنگ به تفکيک حوزه‌هاي جغرافياي انساني:
      - تحقيق در نقش برنامه‌هاي توسعه و قوانين حقوقی، قضايی و مالی كشور در تشديد يا كاهش روند بيابان‌زايي،
      - پژوهش پيرامون نقش مؤلفه‌هاي توسعه و فقر انساني در كاهش يا افزايش روند بيابان‌زايي،
      - تحقيق در زمينه‌ي مشاركت مردم و توانمند‌سازي جوامع محلي در مهاربيابان‌زايي،
      - بررسي پيامدهاي زيست‌محيطي عملّيات آبخيزداري و سدسازي در مناطق خشك.
  
• واسنجي فعاليت‌هاي گذشته بخش دولتي و غير دولتي و مقايسه آن با عملكرد طرح‌هاي مشاركت‌ مردمي در روند مقابله با بيابان‌زايي:
     - پايش و ارزشيابي طرح‌هاي مقابله با بيابان‌زايي

• تأثير بيابان‌زايي بر مسايل اقتصادي و اجتماعي و پايداري سكونتگاه‌هاي بياباني:
     - ارزيابي آثار و پيامدهاي سيل و خشكسالي بر مسايل اقتصادي اجتماعي و فرهنگي
     - بررسي دستيابي به بهترين راهكار مديريت مشاركتي در مهار بيابان‌زايي
     - بررسي الگوي موفق فرهنگ‌سازي در سرزمين‌هاي خشك
     - نقش فرصت‌هاي اقتصادي مستقل از توليد بيولوژيك در بهبود معيشت ساكنان حوضه‌ها.
 
• همكاري در بررسي وضعيت نظام‌هاي بهره‌برداري در بخش كشاورزي و نقش آنها در افزايش يا كاهش تخريب كمي و كيفي منابع آب و خاك
• بررسي روند شوري‌زايي و شورشدگي ثانويه اراضي.

درج نظر

+ نوشته شده در  جمعه 9 اسفند1387ساعت 8:28  توسط محمد درویش  mohandes

مزیت های نسبی ایران در حوزه بیابان - قسمت 16

      با وجود تنگناهاي آشكاري که در بهره‌مندي از پاره‌اي از مواهب طبيعي کشور وجود دارد، ايران از امتيازات و مزيت‌هاي نسبي ناهمتايي نيز برخوردار است كه توانسته پاره‌اي از محدوديت‌هاي اقليمي را خنثي ساخته و آبي درخور براي توليد به ارمغان آورد. ارتفاع زياد فلات كوهستاني كشور، به همراه پاره‌اي از ويژگي‌هاي كم‌نظيرِ پيكر‌شناختي و زمين‌شناسي، نظير مخازن طبيعي آبرفتي (آبخوان) با حجم انباشت ذخيره‌ي زياد در شمارِ آن امتيازها قرار دارد؛ مزيتي كه در صورت بكارگيري خردمندانه‌ي آن، مي‌تواند به صورتي مانا با بيشترين ارزش افزوده در خدمت ارتقاء كيفيت زندگي و مهار جريان‌هاي پس‌رونده قرار گرفته و توسعه‌اي پايدار به ارمغان آورد. در واقع مي­توان گفت: سيماي طبيعي ايران و تنوّع کم­نظيرِ پيراسنجه‌هايي نظير اقليم، آب، خاک، کاني­ها، پوشش گياهي، ترکيب جانوري و ديگر ذخاير ژنتيکي و توارثي آن، نشان­دهنده‌ي توان توليدي قابل توجه و ميراث طبيعي منحصر به فرد و پرارزشِ اين سرزمين است؛ به نحوي كه ايران را در شمارِ 5 كشور نخست دنيا از لحاظ تنوّع زيستي جاي داده­اند و تنها اثربخشي سالانه‌ي منابع‌طبيعي آن را تا چهار هزار ميليارد دلار (كلانتري، 1380)، يعني 1/12 درصدِ ارزش کل منابع طبيعي جهان برآورد کرده­اند؛ در حالي که کمتر 3/1 درصد از خشکي‌هاي جهان را در تملّک خود دارد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 4 اسفند1387ساعت 21:45  توسط محمد درویش  mohandes

دستاوردهاي مقابله با بيابان زايي در حوزه پژوهش - قسمت 12

    بخش تحقيقات بيابان از ابتداي تأسيس موسسه تحقيقات جنگل‌ها و مراتع كشور به عنوان يك بخش محوري, در ترتيبات ساختاري و نهادي موسسه از اهميت و جايگاه ويژه‌اي برخوردار بوده است. اين بخش هم اكنون مشتمل بر 4 گروه تحقيقاتي فعال شامل گروه تحقيقات منابع آب در بيابان, گروه تحقيقات اقليم و بيابان, گروه بررسي عوامل بيابان‌زا و تحقيقات اقتصادي اجتماعي و گروه تحقيقات تپه‌هاي شني است كه اقدامات تحقيقاتي آن در حال حاضر توسط40 نفر محقق در چندين ايستگاه تحقيقاتي در سطح 18 مركز استاني و ستاد مؤسسه اجرا، پشتيباني و هدايت مي‌شود. بر پايه آخرين گزارش آماري بانك اطلاعات طرح‌هاي تحقيقاتي موسسه در ديماه سال 86، بخش بيابان تاكنون بالغ بر 160 طرح تحقيقاتي در قالب طرح ملي, پروژه، طرح‌هاي مستقل و خاص به  اجرا درآورده است. به ‌طوري كه فرايند اجرايي و عملياتي تعداد 114 فقره از آنها به اتمام رسيده و 46 طرح نيز در حال اجراست. در يك ارزيابي و دسته‌بندي كلي 55 درصد طرح‌هاي بخش از نوع بنيادي راهبردي، 29 درصد كاربردي و 16 درصد ديگر از نوع توسعه‌اي است. همچنين به لحاظ موضوعي 5/55 درصد طرح‌ها در زمينه شناخت منابع و تحليل موقعيت، 7 درصد در زمينه بهره‌برداري از شن‌زارها، 5/20 درصد در زمينه تثبيت, احياء و توسعه و 17 درصد آنها نيز در زمينه سازگاري و جنگلكاري انجام شده است. تهيه و انتشار متجاوز از 450 مقاله علمي و هدايت ده‌ها پايان‌نامه دانشجويي در مقاطع تحصيلات تكميلي از ديگر خدمات پژوهشي بخش بوده است ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 بهمن1387ساعت 11:48  توسط محمد درویش  mohandes

دستاوردهای مقابله با بیابان زایی در حوزه اجرا - قسمت 11

     هرچند مي­توان گفت: نخستين گام عملي براي اعمال مديريتي سازمان­يافته بر منابع­طبيعي کشور با تأسيس اداره‌ي جنگل‌ها در سازمان كشاورزي (غله‌ي سابق) در متجاوز از 69 سال پيش (1939 ميلادي) برداشته شده است؛ گامي که زمينه­سازِ تأسيس واحد حفاظت از منابع طبيعي در چند سال پس از خود شد؛ ليکن شايد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 27 بهمن1387ساعت 11:51  توسط محمد درویش  mohandes

مطالب قدیمی‌تر