دیدگاه ۳ فعال محیط زیست در باره انتقال پایتخت
دکتر محمّد حسن پیراسته، مهندس یاسر انصاری کجور و نگارنده در بارهی تبعات انتقال پایتخت از منظر ملاحظات محیط زیستی با مینو صابری در رادیو زمانه گفتگو کردهاند.
بشنوید:
دکتر محمّد حسن پیراسته، مهندس یاسر انصاری کجور و نگارنده در بارهی تبعات انتقال پایتخت از منظر ملاحظات محیط زیستی با مینو صابری در رادیو زمانه گفتگو کردهاند.
بشنوید:
پروفسور علی یخکشی، دکتر اسماعیل کهرم، مژگان جمشیدی، حامد بهشتی و نگارنده از دغدغهها و ملاحظات خویش در بارهی این انتخاب با فریبا والیات، گزارشگر صفحه محیط زیست بخش فارسی صدای آلمان، دویچهوله سخن میگویند.
فایل شنیداری این گفتگو را نیز میتوانید از اینجا بشنوید.
گزارش امروز روزنامه سرمایه، اختصاص دارد به تبعات نابودی رویشگاههای جنگلی ایران در شمال، غرب و ارسباران. در این گزارش ضمن گفتگو با دکتر مجید مخدوم، علی خاتمی و نگارنده، کوشیده است تا توجه مخاطبین خویش را به خطرات نابودی سبزینه در کشور جلب کند.
البته متن پیاده شده این گزارش، حاوی اشکالات متعدد نگارشی – و بعضاً شنیداری! – است. بخصوص آنجا که از قول نگارنده به رابطهی افزایش سرطان و خشکسالی زاینده رود اشاره شده است!
چند روز پیش هموطنی به نام محسن خبرم کرد که اهالی خیابان ملّت در شهرستان نوشهر با تهیه و امضای یک تومار بلندبالا، خواستار حفظ و حراست از موجودیت باغ اکولوژی نوشهر شدهاند. این خبر برایم سخت انرژیبخش و شورآفرین بود؛ زیرا عمدهترین بهانه مسئولین در تخریب عرصههای طبیعی، ملاحظات اقتصادی / اجتماعی مردم محلی است و حالا در نوشهر، همان مردم محلی میگویند: ما برای رفاه حال خود جاده نمیخواهیم، لطفاً باغ اکولوژی ما را از ما نگیرید.
درود بر شرف اهالی خیابان ملّت نوشهر و به امید تداوم این هوشمندیها و قدرشناسیها.
جا دارد در اینجا از همهی دوستانی که به خبر تهدید تازه بر علیه باغ اکولوژی نوشهر واکنش نشان داده و آن را پیگیری کردند، تشکر کنم.
به ویژه از بروبچههای خوب سبزپرس، ایرن، اعتماد ملّی و خبرگزاری مهر که این خبر و نیز موضوع باغ فین کاشان را پیگیری کردند، قدردانی میکنم.
به نظر میرسد در سال 1388 روند تجاوز به عرصههای طبیعی شتاب گرفته و شوربختانه تعداد بیشتری از سربازان گمنام طبیعت وطن در معرض خطر قرار گرفتهاند. این در حالی است که هریک از افراد گروهان جان بر کف 3 هزارنفری محیطبانان ایران، هماکنون دارند – دست کم - جور 4 نفر را میکشند. امّا دولت به بهانهی کوچکسازی بدنهی خویش، مجوز لازم برای جذب محیط بان بیشتر را ندارد ...
استاد كردواني! يادتان هست فرمان قتل تالابها را صادر كرديد؟
صبح امروز به طور اتفاقي شنوندهي گفتگوي دكتر پرويز كردواني با بخش صبحگاهي راديو جوان بودم. ايشان در باره مهمترين دلايل توليد گرد و خاك و افزايش غلظت ريزگردها در آسمان ايران سخن ميگفت. وي گفت: من هماكنون در دفتر فرماندار سختكوش سمنان هستم و از اين كه وقت ايشان را ميگيرم، عذر ميخواهم! امّا نگفت كه اين موضوع چرا بايد براي شنوندگان راديو جوان جالب باشد؟!
بگذريم ...
استاد اشاره كردند كه اين ريزگردها از شام (منطقهاي بين عراق و سوريه كنوني) ميآيد و بنابراين من به آقاي عبدينژاد (مديركل دفتر امور بيابان) و خانم جوادي هم گفتهام كه با مالچپاشي در كشور نميتوانيد از شر اين ريزگردها خلاص شويد. امّا - جالبتر آن كه - با مالچپاشي در عراق هم نميتوانيد! كردواني افزود كه مهمترين دليل افزايش اراضي خشك و مستعد توليد گرد و خاك در عراق، كمآب شدن رودخانههاي دجله و فرات است كه سبب شده ديگر اين رودخانهها طغيان نكنند و چالابهاي اطراف و پاييندست خود را مشروب نسازند. در نتيجه اين اراضي هم به چشمههاي توليد گرد و خاك بدل شدهاند كه البته حرف بسيار درستي است. امّا نكتهاي كه ايشان – انشاالله به سهو – فراموش كردند كه تذكر دهند، آن بود كه چرا دجله و فرات ديگر طغيان نميكند؟! و چرا حق آبهي اين رودخانهها اينقدر كم شده است؟ آيا جز اين است كه سه كشور تركيه، سوريه و ايران با زدن سدهاي متعدد و انحراف آب، اجازهي خروج آب از كشورهاي متبوعشان را به كمينه رساندهاند؟ آيا اين معضل ناشي از همان احداث سدهاي بيرويهاي نيست كه آقاي دكتر فرمان داده بودند بايد بر روي هر دره در كشور ايران هم احداث شود؟ آيا آقاي دكتر فراموش كردهاند كه چگونه فرمان قتل تالابها را صادر كردند؟ حال چگونه است كه يادشان افتاده، مرگ تالابها ميتواند به افزايش كانونهاي فرسايش بادي و توليد گرد و خاك و خاشاك بيشتر بيانجامد؟
البته باز جاي شكرش باقي است كه اين ريزگردهاي عربي و خس و خاشاك هوا توانستند چهرهي ماندگار و دوستداشتني كشور را از خواب غفلت بيدار كرده و به ايشان يادآوري كنند كه سدسازي را نبايد در هر درهاي توصيه كرد و نميتوان بي مهاباي فرداها به جنگ طبيعت رفته و فرمان ذبح تالابها را صادر كرد.
نكتهي ديگر برميگردد به پيشنهاد جديد استاد، مبني بر اين كه به جاي خاكپوشهاي نفتي (مالچپاشي)، از ريگ براي تثبيت ماسههاي روان بينالنهرين استفاده شود. ايشان اين را هم گفتند كه يكي از دوستانشان يك دستگاه سنگشكن جديد ساخته كه ميتواند سنگها را خرد كند و از ريگ حاصل براي تأمين مواد لازم در اين روش بهره برد!
راستش به فرض كه همهي اين فرضها درست باشد، هنوز نميدانم كه ريگ پاشي را ميخواهند با استفاده از چه ابزاري و در چه زماني و با چه هزينهاي انجام دهند؟ و آيا اصولاً ذرات بسيار ريز دوميكروني كه اينك در فضاي 18 استان كشور قدرتنمايي ميكنند را ميشود با ريگ ريخته شده بر سرشان مهار كرد؟!
واپسين نكته آن كه شگرد خاكپوشهاي نفتي كمك ميكند تا بستر براي تثبيت زيستشناختي (بيولوژيك) مهيا شود. اما ريگپاشي قرار است چه كند؟ آيا ميخواهيم مسكن باشيم يا در پي درمان دايمي و پايداري واقعي سرزمين هستيم؟
بيشتر بدانيم:
- هشدار! آب فرات دوباره نصف شد؛ ترکها مقصر هستند یا سوریها؟
- راهکارهایی برای برون رفت از کابوس غبارآلودگی آسمان آبی ایران
- حرفها را زدهایم؛ حالا هنگام عمل است!
- طغیان خس و خاشاک امروز، نتیجه بیتوجهی به هشدار تاریخی دیروز!
همدردي!
- بدين وسيله مراتب همدردي خود را با ديده بان عزيز محيط زيست ايران و ديگر اهالي شريف پونك اعلام ميدارم و اميدوارم كه از اين پس جنازهها را در همان جايي قرار دهند كه هميشه قرار ميدادند!
گفتگوی نگارنده را در بارهی دلایل بحران پیش آمده در سوّمین جاذبه گردشگری کشور – فین کاشان – با بیژن روحانی در رادیو زمانه میتوانید اینجا بخوانید و یا در اینجا بشنوید.
متهم رديف نخست در افزايش نرخ فرسايش خاك در ايران كيست يا چيست؟ چرا اين نرخ همچنان شتابناك در حال زاد و ولد است؟ عواقب اين شتاب منفي كدام است و چرا اقدامي بايسته در مهار آن مشاهده نميشود؟
دريافتها و پرسشهاي پيش گفته در شمار مهمترين جستارهايي است كه در شماره امروز روزنامه خراسان منتشر شده است.
گفتگوي نگارنده با خبرنگار روزنامه خراسان را با عنوان: «خاك 75 درصد مساحت كشور تحت فرسايش آبي است.» مي توانيد در صفحه 5 روزنامهي امروز بخوانيد.
سرانجام و به رغم جنجالها و اعتراضهای فراوان طرفداران محیط زیست، قانون ایمنی زیستی هفتهی گذشته در صحن بهارستان از تصویب نمایندگان مجلس شورای اسلامی گذشت؛ قانونی که اگر با حساسیت و خردمندانه به آن نگریسته نشود، میتواند لقب خطرناکترین و زیانبارترین قانون تاریخ ایران را به راحتی از آن خود کند!
سری به رادیو زمانه بزنید و بخوانید یا بشنوید که مهمترین مطالبات طرفداران محیط زیست کشور از عالیترین مقام جمهور ایران که نامش از دهمین انتخابات ریاست جمهوری بیرون خواهد آمد، از نظر اسماعیل کهرم، محمد درویش و احمد رحمانی چیست؟
پارکهای ملّی در شمار ارزشمندترین پارههای وطن هستند. پارههایی که این روزها اغلب آنها به دلیل قهر طبیعت از یک سو و آزمندی بشر از سوی دیگر با تهدید و تحدیدهایی روزافزون مواجه شدهاند. این که چرا به پارک ملّی نیاز داریم؟ این که هماکنون چه وضعیتی بر پارکهای ملّی ما حکمفرماست و این که چه باید کرد تا توان زیستپالایی این زیستگاههای ارزشمند دوباره به شرایط مطلوب بازگردد ...
صداي طبيعت نام برنامهاي است كه ظهر روزهاي دوشنبه هر هفته از راديو فرهنگ پخش ميشود. حدود يك سال است با اين برنامه همكاري دارم و كوشيدهام تا به زباني ساده مفاهيم و موضوعات موجود در حوزهي محيطزيست را با شنوندگان و مخاطبان اين برنامهي راديويي مطرح كنم. از جمله تاكنون به مباحثي چون بيابانزايي، بيابانهاي طبيعي ايران، گردشگري در طبيعت، كارمايه (انرژي) هاي نو، تالابها، مناطق حفاظت شده، فرونشست زمين، فروچالههاي همدان، سدسازي، درختان كهنسال و ... پرداخته شده است.
آخرين موضوعي كه در بهار 1388 مورد توجه قرار گرفته، بحث آلودگيهاي متنوع موجود و شيوههاي كاهش اثرات سوء آن است. آلودگيهايي نظير آلودگي آب، خاك، نور، صدا، راديو اكتيو، تكنوژنيك، هوا و امواج حاصل از دستگاههاي مخابراتي.
اميد كه اين مجموعه برنامههاي كوتاه بتواند مؤثر واقع شود. همچنين چنانچه موضوعي را واجد عنايت و طرح موضوع در اين سلسله برنامهها ميدانيد، ميتوانيد به نگارنده خبر دهيد.
گزارش امروز صفحه 5 روزنامه اطلاعات را که حاوی گفتگویی با دکتر تقی شامخی، مهندس مصطفی خوشنویس و نگارنده است را بخوانید تادریابید که چرا قوانین به سمت بخش نخست عنوان این یادداشت میل دارد و حقیقت علمی به سوی بخش دوم آن!
سالي را كه هموطنان عزيز ما در ديار زرخيز خوزستان و بوشهر گذراندهاند، بيشك يكي از غبارآلودهترين سالهايي است كه تاكنون به ياد دارند. اينك به اين غبارآلودگي بيامان، باران گلآلود هم افزوده شده است. همان باراني كه در غلظتي خفيفتر، تهرانيها هم در پنجم فروردين 1388 درك كردند.
دو عامل كليدي سببساز وخامت شرايط پيشآمده شده است. نخست دوام زماني، گستردگي مكاني و شدت كمسابقهي خشكسالي در فلات ايران و سپر عربستان است و دوّم، نابخرديهاي مديريتي و افزايش فشارهاي انساني كه بخشي از آن نيز به بيرون از مرزهاي سياسي كشور مربوط ميشود.
گفتگوي نگارنده را در اين باره با سبزپرس ميتوانيد اينجا بخوانيد.
در همين باره و از همين نويسنده:
- سفر به خوزستان ؛ سرزمين نجابتهاي برهنه و شنهاي رونده
- آيا مشكل خوزستان را ميتوان صرفاً با درختكاري حل كرد؟!
- غبار خوزستان تا آسمان يزد و انارك هم رسيده بود!
- آيا نرخ فرسايش بادي در ايران طبيعي است؟!
- چهلمين حملهي توفانهاي شن به خاكريز دليران خوزستاني!
- آهاي توفان! دست نگهدار، ما همچنان ايستادهايم …
- گوستاو را رها كنيد، لوار را بچسبيد!
- كانال صدام ؛ عبرتي براي تالابستيزان سازهمحور در ايران!
- آقاي دكتر احمدينژاد ؛ ما هوا نداريم ... پول نفت نخواستيم!
مرگ خاموش تالابها در وطن همچنان ادامه دارد، رخدادی که ابعاد وخامتبار ناشی از آن بیشک در حوزهی زیستی گیاهان و جانوران محدود نخواهد ماند. در همین باره، گفتگوی آقای علی درویشی خبرنگار باسابقهی حوزهی محیط زیست و کشاورزی روزنامه اطلاعات با نگارنده و آقای دکتر کریم ثابترفتار، رییس گروه محیط زیست دانشکده منابع طبیعی گیلان را میتوانید در صفحه 5 شماره امروز و فردای روزنامه اطلاعات با عنوان: «نگذاریم تالابها بمیرند» بخوانید. گفتگویی که در آن به حدیث غمبار سد سیوند و ملاصدرا و روزگار مصیبتبار چهار تالاب بختگان، پریشان، انزلی و هورالعظیم اشاره شده است ...
در پي اعلام اين خبر كه گروهي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي
درصدد تنظيم و ارايهي طرحي به صحن بهارستان هستند تا به موجب آن، دولت مجاز باشد
تا اراضي ملّي موجود تا ارتفاع 2 هزارمتر را به بهانهي رونق كشاورزي و اشتغالزايي
به افراد حقيقي واگذار كند (در قطعات 2 هكتاري) و حتا امكان ساخت ويلا در اين قطعات
هم ديده شده است! نگارنده گفتگويي را با بخش فارسي صداي آلمان (دويچه وله) انجام
دادهام كه متن آن را ميتوانيد در اين
نشاني مطالعه فرماييد و يا در اين
نشاني آن را گوش كنيد.
گفتني آن كه خوشبختانه اغلب متوليان اين حوزه - چه در بخش
دولتي و چه در بخش مردمنهاد و دانشگاهي – با اين طرح آشكارا مخالفت كردهاند كه از
آن جمله ميتوان به پژواك شايستهي جامعه جنگلباني ايران، انجمن علمي جنگلباني
ايران و انجمن علمي اعضاي هيأت
علمي مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع اشاره كرد.
همان طور که در نقشههای پیش رو ملاحظه میفرمایید، در طول 5 ماه گذشته (مهر تا بهمن 1387) چیزی در حدود 20 الی 30 درصد از خاک ایران، بیشتر از میانگین درازمدت 30 ساله از ریزشهای آسمانی بهرهمند بوده است که در این میان، اغلب این نواحی در مناطق خشک و بیابانی در مرکز و جنوب شرق کشور (بلوچستان و جازموریان) قرار دارند. به سخنی دیگر ...

امروز در برنامه مكس كه از ساعت 17 الي 19 از راديو جوان پخش خواهد شد، به موضوع درختان كهنسال پرداخته شده (در نیم ساعت پایانی برنامه) و با حضور حجتالاسلام اشكوري (كسي كه فرمان فطع درختان به بهانه مقابله با ترويج خرافهپرستي را داد) و مصطفي خوشنويس (مجري طرح ملّي حفاظت از درختان كهنسال ايران) ابعاد جديدتري از اين رخداد ناگوار آشكار خواهد شد. هموطنان تهراني ميتوانند اين برنامه را روي موج FM رديف 88/10 مگاهرتز و رديف 99/10 مگاهرتز دريافت كنند. همچنين ديگر هموطنان عزيز، با مراجعه به اين صفحه، ميتوانند طول موج مد نظر خويش را دريابند.
ضمن سپاس از مديريت راديو جوان كه به اين موضوع اعتنا كردهاند، وظيفه خود ميدانم از دادستان كل كشور، آقاي دري نجفآبادي كه دستور توقف قطع درختان کهنسال را صادر كردهاند، قدرداني كنم.
اميد كه پروندهي اين رخداد ناميمون براي هميشه در اين مُلك بسته شود (توضيح آنكه متأسفانه طبق اخباري كه از طريق همكارانم در استان گيلان دريافت كردهام، قطر تنه يكي از درختان قطع شده 3 متر بوده است. همچنين مجموع چوب حاصل از قطع دو درختي كه اخيراً قطع شدهاند به 72 متر مكعب ميرسد كه به قيمت نازل يك و نيم ميليون تومان فروخته شده است! در صورتي كه هماكنون قيمت هر متر مكعب چوب 250 هزار تومان است! حالا شما پيدا كنيد پرتقال فروش را!)
بار ديگر از همراهي كمنظير دوستان، مديران رسانههاي نوشتاري، ديداري و شنيداري درون و برونمرزي، خبرنگاران مطبوعاتي و صاحبان تارنماهاي شخصي و عمومي كه به شكلي سزاوارانه اين موضوع را پوشش داده و ابعاد آن را شكافتند، قدرداني ميكنم.
به ويژه بايد از انجمن مهندسين فضاي سبز، انجمن هيأت علمي مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع، كانون عالي گسترش فضاي سبز و محيط زيست ايران، مدرسين گروه جنگل دانشگاه تهران و جمعيت زنان مبارزه با آلودگي محيط زيست گیلان قدرداني كنم.
يك تشكر ويژه نيز از مديريت خبرگزاري سبز دارم كه بيشتر از هر رسانه داخلي اين موضوع را پوشش داد و البته به جز روزنامههاي كيهان، ايران و جمهوري اسلامي، تقريباً تمامي روزنامههاي پرشمارگان و سراسري كشور به اين موضوع به شكلي سزاوارانه پرداختند.
حرمت اين همراهيها و همدليها هرگز در دل و جان من خاك نخواهد خورد.
شعري از استاد شفيعي كدكني از منظومه ماندگار «سرو كاشمر» - همان سروي كه متوكل عباسي را به كشتن داد! - را تقديم ميكنم به همه عاشقان طبيعت وطن (با سپاس از دكتر كمالدين ناصري عزيز كه اين شعر زيبا را برايم يادآوري كردند):
ای روشنی باغ و بهاران که تو بودی وی خرمی خاطر یاران که تو بودی
ای سرو که در پیرهن صبح نگنجید جان تو و ای جان بهاران که تو بودی
با پیرهن سبز بر این آبی بی ابر آیینه صد نقش و نگاران که تو بودی
خنیاگه مرغان و تماشگه خلقان و آرامگه خیل سواران که تو بودی
یاد پدر اندر پدر اندر پدر ما و آیینه صد نسل و تباران که تو بودی
بی پشت و پناهند تذروان و هزاران ای باغ تذروان و هزاران که تو بودی
سال دگر این دشت بهار از که بجوید ای رایت رویان بهاران که تو بودی
ای در غم و اندوه که ماییم پس از تو وای شادی اندوه گزاران که تو بودی

رخداد فروچالههاي كمنظير همدان چنان عجيب و غافلگيركننده بوده كه بسياري از مردم و رسانهها را متوجه خويش ساخته است؛ هر چند كه هنوز اظهار نظري جدي و پيگيرانه از مسئولين ارشد وزارتين نيرو يا جهاد كشاورزي در اين خصوص نديده يا نخواندهام. كه احياناً اين موضوع برميگردد به اينكه از ديدگاه اين مديران عزيزتر از جان! احتمالاً رخدادهايي بسيار مهمتر و روبانهايي قرمزتر وجود دارد كه بايد در اولويت نخست به آنها انديشيد!
به هر حال ضمن سپاس از مديران روزنامهها، رسانههاي ديداري و شنيداري درون و برون مرزي، تارنماها و خبرگزاريهايي كه اين رخداد مهم و نگرانكننده را پوشش دادهاند، توجه خوانندگان عزيز مهار بيابانزايي را به مصاحبهي خويش با مينو صابري در راديو زمانه جلب ميكنم؛ مصاحبهاي كه در آن كوشيدهام علاوه بر تشريح ابعاد اين فاجعهي انسانساز، به راههاي برونرفت از اين بحران هم اشاره كنم.
از اين هفته، سلسله برنامههاي كوتاهي در روزهاي دوشنبه (بين ساعت 12:30 تا 13) از راديو فرهنگ در غالب «صداي طبيعت» پخش خواهد شد كه نگارنده در آن به برخي پيامدهاي ناميمون بيابانزايي و اثرات مخرب زميننشست در ايران و جهان اشاره كرده و خواهد كرد. مردم تهران و استانهاي هم جوار ميتوانند اين برنامه را روي موج Fm رديف 106.7 مگا هرتز و موج Am رديف 558 كيلو هرتز دريافت كنند. گفتني آن كه، برنامهي صداي طبيعت بيش از 2 سال است كه به سردبيري سارا حضايي، تهيهكنندگي پروين كاووسي و گويندگي صديقه رامهرمزي تهيه و از شبكهي راديويي فرهنگ پخش ميشود.
شامگاه چهارشنبهي گذشته – 17 مهرماه – مهمان راديو گفتگو بودم تا به همراه دكتر اسماعيل كهرم (پرندهشناس مشهور) و دكتر محمد تقي رهنمايي (مدير گروه جغرافياي انساني دانشگاه تهران) در بحث داغ و زنده ای مشاركت كنيم كه هدفش يافتن سهم مؤلفههاي مخرب محيط زيست ايران در بخشهاي دولتي و غير دولتي بود. موضوع چالشبرانگيزي كه كهرم، بيشترين سهم آن را به عملكرد مخرب دولت داد، تقي رهنمايي، هم دولت و هم مردم را در پديدآمدن اين معضل به يك اندازه مقصر ميدانست و نگارنده نيز، متهم شماره يك را مردم معرفي كرد! همان مردمي كه نشان دادهاند، اگر موضوعي برايشان جدي باشد، آنقدر مقاومت ميكنند تا دولت و كارگزاران و قانونگذاران قدرتمندش عقب نشينند، همان گونه كه در لايحهي حمايت از خانواده چنين شد و يا در بحث اخذ افزايش 3 درصد ماليات، بازاريها دولت را به عقبنشيني واداشتند. بنابراين، چگونه است كه سيوند آبگيري ميشود، گاوخوني و هامون و بختگان و هورالعظيم خشك ميشوند، درياچه اروميه به چنين وضع رقتباري ميافتد، تالاب انزلي به گنداب انزلي بدل ميشود، رويشگاه مانگرو در پارس جنوبي به سوي انحطاط پيش ميرود و طنين چندشآور ارههاي برقي و موتورپمپهاي آبي همچنان به قتل درختان و مكيدن آخرين قطرههاي آب از ژرفناي زمين ادامه ميدهند و هيچ اعتراض مؤثري را نميشنويم؟ چرا مردم ما در برابر خاموشي صداي طبيعت، خاموش ماندهاند؟!

اين پرسشي است كه در بخش نظرسنجي اين تارنما نيز به طرح آن پرداختهام كه البته تاكنون، حاصل نظرات داده شده، بيشتر در تأييد باور اسماعيل كهرم است.
خوشحال خواهم شد تا دوستان علاقهمند به محيط زيست در اين نظرسنجي بيشتر مشاركت كنند.
این برنامه ۶۰ دقیقه ای را در ۹ فایل صوتی می توانید از اینجا دانلود کرده و بشنوید.

اينكه چرا بايد در كشوري چون چين - كه داراي چهارمين اندوختهي بزرگ منابع آب شيرين در بين ممالك جهان است – هم بحران آب به مرزهاي فاجعهبار برسد؟ موضوع گفتگوي بين نگارنده و بخش فارسي صداي آلمان (دويچهوله) بود كه در اينجا ميتوانيد مشروح آن گفتگو را پي بگيريد و بخوانيد.

برنامهي اين هفتهي زير ذرهبين شبكهي سراسري راديو ايران (دوشنبه، 14 اسفندماه 85)، اين بار و در آستانهي هفتهي منابعطبيعي كه اينك در آغازين روزش قرار داريم، كوشيده بود تا به بهانهي اين رخداد، ديدگاه متولّيان دولتي حوزهي منابع طبيعي كشور را در برابر پندار غالب مردم و تشكلهاي غير دولتي قرار دهد و دلايل توفيق يا عدم توفيق احتمالي در اين مهم را به تحليل كشد. از همين رو، آقايان دكتر پيمان يوسفي آذر (مديركل امور جنگل)، مهندس حسيني و مهندس سليماني (از دفتر آبخيزداري و مشاركتهاي مردمي سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري كشور) در جبههي موافق قرار گرفته بودند و مهندس محمدّي (از ديدهبان كوهستان) و نگارنده ظاهراً در جبههي منتقد دولت قرار گرفته بوديم!
پرسشي را كه درصدد طرح آن برآمدم، اين بود كه «چرا به رغم همهي كوششهاي پرشماري كه در طول چند دههي اخير توسط متوليان بخش منابع طبيعي و محيط زيست كشور صورت گرفته، كماكان از منظر شاخصهاي پايداري زيست محيطي، كشور ما با شيبي كاهنده مواجهه است؟ پاكتراشي چنگلها ادامه دارد، رخداد سيلهاي حادثهخيز با افزايشي بيش از 900 درصد در طول 4 دههي گذشته روبرو بوده است؛ نرخ فرسايش خاك در كشور به رقم 5/4 ميليارد تن در سال رسيده، تالابهاي كشور در معرض نيستي قرار گرفته و ميزان برداشت غير مجاز از منابع چوبي ايران به 10 ميليون متر مكعب رسيده است؟!
پرسشي كه نخستين دليلش را در رويكرد سنتي حاكم بر مديريت كشور ميدانم كه هنوز بر اين گمان است كه ميتوان با تكيه صرف بر كشاورزي، توليد ناخالص ملّي را افزايش داد؛ رويكردي كه نتيجهي آن افزايش بيشتر وابستگي معيشتي به سرزمين است، آن هم سرزميني كه به دليل ضريب بالاي تغييرات حجم آبهاي سطحي آن و آسيبپذيري آشكارش در برابر خشكسالي و سيل، كاملاً در اين حوزه شكننده و منفعل بوده است.
آقاي مهندس محمدي نيز صراحتاً اشاره كرد كه دولت نتوانسته وظيفهي حاكميتي خود را در پاسداري از منابع جنگلي به انجام رسانده و از اين منظر ضربهي جبرانناپذيري به كشور وارد آمده است.
دكتر يوسفي آذر، امّا با اشاره به سفرهاي متعددي كه به كشورهاي مختلف جهان و خاورميانه داشتند، يادمان انداختند كه نگراني ما چندان نبايد جدي پنداشته شود! چرا كه وضعيت حفاظت از منابع طبيعي ايران در مقايسه با ديگر كشورهاي خاورميانه بسيار مطلوبتر بوده و حتا در قارهي اروپا كه مشهور به قارهي سبز است، هماينك تنها 23 درصد از وسعت قاره را جنگل به خود اختصاص داده است و ديگر رويشگاههاي جنگلي خويش را اروپاييان به دليل نيازهاي معيشتي و توسعهاي خويش از بين بردهاند!
آقاي مهندس سليماني نيز با اشاره به نقش مؤلفههاي اقتصادي اجتماعي تأكيد كردند كه سهم اين عوامل در موفقيت يا شكست طرحهاي منابع طبيعي بسيار چشمگير است. آقاي مهندس حسيني نيز يادآوري كردند هماكنون بيش از 22 ميليارد مترمكعب هرزآب داريم كه اين رقم عامل اصلي سيلهاي ويرانگر و افزايش حجم فرسايش خاك در كشور بوده، در حالي كه با اعمال مديريت درست بر سرزمين و رعايت هنجارهاي دانش آبخيزداري، اين رقم را ميتوان به آب قابل استحصال كشور افزوده و بحران كمابي را مرتفع ساخت.
در حاشيه :
- در ابتداي مناظره، تهيهكننده و مجري برنامه با يادآوري مناظرهي دو هفته پيش كه در بارهي سد سيوند بود، جديدترين خبرها را از نگارنده جويا شدند كه گفتم: گويا سرانجام وزارت نيرو با برگزاري يك مناظره در طي هفتهي آينده موافقت كرده است و ايشان هم قول دادند تا متن آن مناظره را بر روي آنتن بياورند.
- آقاي دكتر شريعتنژاد، مديركل جنگلهاي شمال، مهمان تلفني برنامه بود كه متأسفانه با موضعي انفعالي اعلام كرد: ما مجبوريم تن به اجراي طرحهايي چون احداث آزادراه تهران- شمال بدهيم! چرا كه جمعيت در منطقه به طرز سرسامآوري افزايش يافته است و اين جمعيت هم جاده ميخواهد. كاش ايشان يادشان بود كه در همين سفر اخير رئيسجمهور به مازندران غربي، آقاي رئيس جمهور يكي از دلايل عدم موافقت دولت را با استان شدن اين منطقه به مركزيت شهرستان نوشهر، جمعيت كم منطقه اعلام كرده و قول دادند اگر نوشهريها، شمار خود را تا پايان برنامهي چهارم به حد نصاب لازم افزايش دهند، آنجا را استان كنند!
- دكتر يوسفي آذر، وقتي كه نگارنده رقم «برداشت بيش از 10 ميليون متر مكعب از منابع گياهي و چوبي را يادآوري كردم كه به مصرف نياز گرمايشي مردم محلي ميرسد» به شدت موضعگيري كرده و اعلام داشتند كه حتماً يك صفر به آن اضافه شده است!! در حالي كه اين رقم در ارگان رسمي سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري كشور، يعني فصلنامهي علمي ترويجي جنگل و مرتع (شماره 51، صفحه شش) و به نقل از آقاي مهندس بهرامي، معاونت وقت سازمان و رئيس فعلي شوراي عالي جنگل، مرتع و خاك انتشار يافته بود!
- يك نكتهي حايز اهميت ديگر نظرات اغلب شنوندگاني بود كه به برنامه زنگ زده بودند كه حاوي دو نكته بود: نخست آنكه بر خلاف تصور مجري برنامه كه گمان ميكرد، موضوع منابع طبيعي، دغدغهي مردم نيست و در نتيجه ممكن است از اين برنامه استقبال نكنند، اتفاقاً شمار قابل توجهي با اين برنامه تماس گرفته و نظرات صريح و اغلب درست و قابل تأملي را نيز مطرح كردند؛ از جمله به شدت به اقدام شهرداري تهران در قطع درختان سرخه حصار حمله كرده و از مواضع انفعالي سازمان جنگلها و محيط زيست انتقاد كردند.
- دومّين نكته آن بود كه كاملاً از گفتههاي مردم مشخص بود كه ايشان از عملكرد دستگاه متولّي منابع طبيعي كشور راضي نيستند؛ واقعيتي كه به خودي خود بايد براي مسئولين ذيربط زنهاردهنده باشد!
- مجري محترم برنامه پرسش جالب ديگري را نيز طرح كرد و آن اين بود كه اگر در كشور ديگري هم مسألهاي نظير تجاوز به پارك ملّي سرخهحصار پيش ميآمد، آيا چنين واكنشي در جامعه و بين مسئولين ديده ميشد؟! پرسشي كه مانند بسياري ديگر از پرسشهاي طرح شده در اين برنامه، به دليل كمبود وقت، بدون پاسخ ماند!
شايد اين خود يكي از عجايب زادبوم ما باشد كه چگونه نمايندگان نهادي كه قرار است پاسدار هويت تاريخي و فرهنگي كشور باشند، اينك در خاكريز مقابل ...
تسطيح اراضي منطقه حفاظت شده دنا براي انجام يك رزمايش - اول شهريورماه ۱۳۸۵
راديو گفتگو را كه يادتان هست؟ در برنامهي امشب «زمين ؛ سيارهي من» كه مطابق معمول، اسماعيلخان ميرفخرايي هدايتش را برعهده دارد، به تجاوز نيروهاي بسيج و سپاه به منطقهي حفاظتشدهي دنا اشارهاي مستقيم داشتهام. منطقهاي كه از مجموع هشت هزار گونهي گياهي شناخته شده در كشور، افزون بر 1200 گونه را يك جا در خود جاي داده است ، آن هم در گسترهاي كه حتا به يك دهم درصد از خاك ايران هم نميرسد. ويژگي بارزي كه نظيري براي آن در هيچ نقطهي ديگري از اين خاك مقدس، يافت مي نشود. چه دليلي از اين بالاتر كه حفظ و حراست از اين ميراث ارزشمند بين نسلي، ايجاب ميكند تا هر مصلحت و اولويتي را ارجحتر از حفظ اين سرزمين ناهمتا ندانيم؟ با اين وجود، در يكي دو هفتهي گذشته و به بهانهي برگزاري يك رزمايش، شاهد تجاوزي غمانگيز به اين عرصهي بينظير بوديم و همان طور كه ميبينيد، لودرها و بولدوزرهاي سپاه مشغول آمادهسازي بستر! در محوطهاي به بزرگي چندين هكتار هستند ... حتا به بهانهي احداث خاكريز و سنگر، به دامنههاي پرشيب منطقه هم رحم نكردند ...
جالب آنكه اين عمليات در عين مخالفت آشكار مسئولين ادارهي كل محيط زيست استان كهكيلويه و بويراحمد روي داد و حتا هنگامي كه آقاي اميري ، سرمحيطبان شجاع منطقه اعلام ميدارد كه تنها در صورت عبور از روي جنازهي من، ميتوانيد اين عمليات را ادامه دهيد، وي را بي مهابا تهديد به بازداشت ميكنند!
اين است سندي ديگر در تأييد مظلوميت تأسفبار ملاحظات زيستمحيطي در ايرانزمين.
برادران عزيز نظامي
اين چگونه بد سليقگي حيرتانگيزي است كه شما اعمال ميكنيد؟ يعني در كشوري كه بيش از يكصد ميليون هكتار از آن را سرزمين خشك دربرگرفته و برهنگي زمين در آن بيداد ميكند، هيچ مكان مناسب ديگري جز دشتك سيسخت يافت نشد؟! آخر اين چگونه جانمايي است؟!! آيا امنيت رواني وحوش نادر منطقه و گونههاي گياهي اندميك آن را هم در محاسبات خود لحاظ كرديد؟!
خانم دكتر جوادي عزيز
شما چه عكسالعملي نشان داديد؟ آيا از نيروهاي تحت امر خود به درستي حمايت كرديد؟ آيا موضوع را به مقام بالاتر خود گزارش نموديد؟ نتيجه چه بود؟ چرا براي مردم نميگوييد كه بر دنا چه گذشت؟!
«زمين ؛ سيارهي من» را ميتوانيد روي موج اف ام، رديف 9/103 مگاهرتز و از ساعت 10 شب به مدت 45 دقيقه پي بگيريد.