
محیط زیست، حقوق بشر و مهار بیابانزایی!
بنا بر اعلام دبیرخانهی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، خوشبختانه تارنمای مهار بیابانزایی توانسته است با جلب نظر شرکت کنندگان در مسابقهی «حقوق بشر در آیینه وبلاگها» و نیز هیأت محترم داوران این مسابقهی بیسابقه، به عنوان وبلاگ برتر در رشته محیط زیست انتخاب شود.
ناگفته پیداست که اگر مهار بیابانزایی این گونه میتواند مورد توجه قرار گیرد، سهمی از این موفقیت را باید مدیون آن گروه از نویسندگان و کوشندگانی بداند که حاضر شدند از وقت گرانبهای خویش درگذرند و بخشی از آن را به روشنگری در حوزه محیط زیست اختصاص دهند. جریانی که میشود هویت تمامنمای آن را در اعضای گرینبلاگ مشاهده کرد؛ اعضایی که پیوسته بر شمارشان افزوده میشود و بدینترتیب وزن محتوای سبز را در وبلاگستان فارسی ارتقاء میدهند.
درود بر آنان و همهی ایرانیانی که عاشقانه طبیعت خویش را دوست میدارند و حرمت مینهند.
و اما بعد:
وقتی از اين حقيقت تلخ آگاه هستيم که زادگاهِ مشترک ما از منظر پايداری زيستمحيطی در رتبهی يکصد و سی و پنجم قرار دارد و پايتخت آن در ميان 215 شهر جهان از نظر امنيت عمومی، يکصد و پنجاهم و از نظر کيفيت زندگی، يکصد و شصت و هفتم است؛ سادهانگارانه خواهد بود، اگر بپنداريم که با توجهی که در دنیای مجازی به مقولهی محیط زیست شده است، میتوان امیدوار بود که این روندهای نگرانکننده به سرعت شیبی معکوس بیابند. چرا که هيچگاه نبايد فراموش کنيم: ما همچنان در سرزمینی زیست میکنیم که ساکنانش تنها 8 دقيقه در سال (به طور متوسط) مطالعه میکنند؛ سرزمینی که هرگز از منظر شاخصهای توسعهی انسانی حتا نتوانسته در شمار 90 کشور نخست جهان هم قرار گیرد! همان سرزمینی که برای هر شش نفر از ساکنانش فقط يک جلد کتاب وجود دارد - به نقل از محمّدحسين ملك احمدي، دبير هيأت اُمناي كتابخانههاي عموميكشور – که این میزان فقط يک پانزدهم نسبت جهانی آن است. بنابراين، به نظر میرسد برای دستيابی به آستانهی تحوّل و توسعهی جامعه در هر حوزهای، نيازمند پرورش نسلی دانا، با صلاحيت، با کفايت و شديداً معتقد و پايبند به مراعات حدود و ثغورِ عادلانه (متعادل) در آن حوزه باشيم؛ نسلی که با تعريف و اجرای دقيق حدود آزاديها و مسئوليتها و کيفر دادنِ (در جای خود نهادن) کسانی که از حدود پا را فراتر بنهند، امنيت پايدارِ فردی و اجتماعی را - به عنوان نخستين شرطِ وجودی يک محيط بارور و پويا - برقرار و محافظت کنند.
سخنان خانم مري رابينسون، كميسر عالي حقوق بشر سازمان ملل متحد در اجلاس ژوهانسبورگ، ميتواند كلام سزاواري در اين جستار باشد: «فكر ميكنم در آيندهی نزديك جامعهی جهاني به اين نتيجه خواهد رسيد كه مهمترين مسايل بشري عبارتند از: توسعهی پايدار، حفاظت از محيطزيست و رعايت حقوق بشر. در واقع اين سه مسأله، اضلاع ضروري يك مثلث هستند كه سرنوشت بشر را رقم ميزنند. بدون هر يك از اين سه، بهبود وضعيت انسانها و جوامع ناممكن خواهد بود. تحقق توسعهی پايدار، مستلزم توجه به حقوق بشر و حفاظت از منابع طبيعي و محيطزيست است. از طرف ديگر، حقوق بشر آنگاه رعايت خواهد شد و محيطزيست آنگاه محافظت ميشود كه توسعهی پايدار در تمامي جهان تحقق پيدا كند.»
آیا کسی هست که هنوز درنیافته باشد که چرا حفظ محیط زیست میتواند با حرمتنهادن به حقوق بشر مرتبط باشد؟
بار دیگر و به سهم خویش از اقدام سزاوارانهی دستاندرکاران این مسابقهی ارزشمند تشکر کرده و این امیدواری را برای خویش محفوظ میدارم که سرانجام بتوانیم روزی را درک کنیم که در آن نه فقط انسان که هر زیستمندی که در جهان فانی حضور دارد، بتواند از حرمت و احترامی درخور و سزاوارانه بهرهمند شود.
درج نظر
+ نوشته شده در سه شنبه 19 آبان1388ساعت 14:31  توسط محمد درویش
احتمالاً شما نیز ممکن است مانند من یکی از صدها هزار شهروندی باشید که امروز صبح چنین تابلویی را در سطح برخی از معابر تهران دیدهاید ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 16 آبان1388ساعت 20:15  توسط محمد درویش
نزدیک به پنج سال است که از نزدیک با جریان سبزها در دنیای وبلاگستان فارسی آشنا هستم؛ جریانی که گاه میشود آن را به راحتی از دنیای مجازی حذف کرد، بدون آن که بازخوردی را شاهد باشیم و گاه از چنان موج توفنده و ابعاد سترگ و تأثیرگذاری برخوردار میشود که انگار وبلاگستان فارسی بدون محیط زیستنویسها چیزی کم دارد!
راستی چرا این گونه است؟ چرا صاحبان تارنماهای پرمخاطب و تأثیرگذاری چون دیدهبان محیط زیست ایران، برای طبیعت، دور روزگاران، گرگ خاکستری، زیستا، تاریخ و جغرافیا و ... دیگر یا نمینویسند و یا فقط مینویسند که مجبور نباشند پاسخ دهند که چرا نمینویسند؟!
بدتر از همه این که کسی هم سراغ خاموششدهها و خاموشماندهها را نمیگیرد!
این در حالی است که در سالهای اخیر با تحرک خوبی که مهدی اشراقی با گرین بلاگ، یاسر انصاری با سبزپرس، ناصر کرمی با ایرن و سپهر سلیمی با زیستا در محتوای سبزنویسی مجازی بوجود آورده بودند، امیدهای فراوانی آفریده شده بود که موجهای سبز وبلاگستان به تدریج همه جا را فراگیرد. امّا افسوس که تارنمای موج سبز مدتهاست که دارد خاک میخورد. دردناک تر آن که کسی حتا مرگ تمام و کمال زیستا را تسلیت هم نگفت؛ حتا خود سپهر سلیمی عزیز!
بگذریم!

در همین باره، تحلیلی خواندنی را محمود صالحی و بابک بهمنش در بخش فارسی صدای آلمان انتشار دادهاند که روشنگرانه است.
امید که وبلاگنویسی سبز روزی به جایگاه سزاوارانهی خویش در تولید محتوای فارسی وبلاگستان دست یابد؛ هرچند که نباید فراموش کنیم: هماکنون نیز این جایگاه بسیار رفیعتر از همتای اجرایی و پژوهشی آن در دولت است.
درج نظر
+ نوشته شده در جمعه 15 آبان1388ساعت 0:41  توسط محمد درویش

هومان خاکپور عزیز در واپسین یادداشتش خبرمان داده که به رغم آتش سوزانی که بیش از یک ماه زیستمندان گندمان را آزار داد – و البته اینک به لطف باران پاییزی، کاملاً سرد و خاموش شده است – طبیعت با گشادهرویی مثالزدنیاش آن خشم انسانساز را با گلهای سفید و صورتی پاسخ داده است!
هرچند که ظهور شکوفهها در این فصل، هرگز نمیتواند خبر خوشی برای درخت و سالی پربار در بهار آینده باشد. چرا که نشان از تنشی محیطی داده که سامانهی زیستمندی درخت را متأثر کرده است.
با این وجود، کامنت مرضیه ناظری عزیز و تعبیر عاشقانهی او از واقعیت رخداده، سخت به دلم نشست و دوباره یادم افتاد که در مواجهه با طبیعت و هر آنچه در اوست:
دچار باید شد
و دچار یعنی:
تعبیر عاشقانهی اشکال ...
درست مثل عباث که وقتی زندگی به او نقره میداد، او سیبهای طلایش را سخاوتمندانه بین مردم پخش میکرد تا بشود زندگی ... بشود ضرب زمین در ضربان دل ما ...
بیاییم از طبیعت بیاموزیم و نوشخندمان را ارزانی نیشخند زمانه کنیم.
همین.
درج نظر
+ نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388ساعت 23:54  توسط محمد درویش

انگار آزادکوه خیال آمدن ندارد؛ انگار دارد خوش میگذراند ... بیشتر از همهی پایکوبیهایش در هزارتوی طبیعت ایران و حتا آن بالابالاها در هیمالیا ...
همین است دیگر ... عباث همه چیز زندگی را به شوخی میگرفت؛ از عباس بگیر تا مرگ! او آدم «معمولی رفتن» و در یکی دو متر زیر خاک آرمیدن، مثل بچهی آدم نبود! او اصلاً آدم نبود ...
او بزرگتر از آدم، فراختر از او و دریادلتر از وی بود ...
اصلاً او از زندگی طلبکار بود! چون وقتی زندگی به او نقره میداد؛ عباث مشغول دهش سیبهای طلا در بین آدمزمینیهای به زمین چسبیده بود ... و کیست که بگوید: سخاوت چیزی جز این است؟

یکی از عکسهای ماندگار عباس جعفری را بسیار دوست دارم ... باورم این است که اگر بخواهم و بخواهیم تصویری درست و نزدیک به شخصیت عباث ترسیم کنیم؛ هیچ چیز مانند آن تکدرخت سبز یگانه که مثل شیری صبور و بیخیال در برابر طنازیهای درخشان آن همه ابر سفید پرباران و خیس در سینهکش آسمانی آبی و پاک قدعلم کرده، نمیتواند حقیقت آزادکوه را نشانمان دهد و به نمایش درآورد.
آنها که او را دوست دارند؛ میخواهند در نکوداشتش گرد هم جمع شوند و از خاطرات با او بودن بگویند ...
وعدهی ما: ساعت 17 روز پنجشنبه 21 آبان 1388 در فرهنگسرای پایداری واقع در میدان قبا، خیابان ناطق نوری (پشت حسینیه ارشاد).
درج نظر
+ نوشته شده در سه شنبه 12 آبان1388ساعت 1:8  توسط محمد درویش

لابد
شنيدهايد يا شايد هم ديدهايد كه اخيراً به جاي واژهي مأنوس و غمبار
«گورستان» يا «قبرستان» از واژه دلپذير و مشكوك «آرامستان» استفاده
ميكنند ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 9 آبان1388ساعت 15:34  توسط محمد درویش

اگر قرار ادغام كردن است، خب بياييد مانند قديم يك وزارت امنيه داخلي درست كنيد، يك عدليه و يك خارجه و قال قضيه را هم بكنيد. آخر اينجور كه نميشود. كوچك كردن دولت نبايد در حوزهي اختلاط وظايف حاكميتي و تصديگريهاي غير آن باشد.
حفظ منابع طبيعي و پاسداري از ارزشهاي محيط زيستي سرزمين، در شمار وظايف حاكميتي دولتها وحكومتهاست.
همان گونه كه هيچگاه ارتش را با وزارت بازرگاني يا تعاون ادغام نميكنند؛ نبايد به دست خود كاري كنيم كه آن 12 كشوري كه هنوز در جهان وجود دارند و وضعيت پايداري سرزمينشان بدتر از ماست، نفس راحتي كشيده و يك پله صعود كنند!
ما به دنبال قويتر كردن دستگاه منابع طبيعي و مجزاكردن آن از بخش كشاورزي بوديم، ما خواهان استقلال بيشتر نهاد متولّي محيط زيست كشور هستيم. نه اين كه سازمان حفاظت محيط زيست را از مرتبه معاونت رييس جمهور به معاونت وزير تنزل داده و سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري كشور را هم از مرتبه معاونت وزير ببريم به زير زير معاون وزير يا همان اداره كل!
نكتهي عجيبتر ماجرا آن است كه تقريباً همه با اين ادغام - به قول ناصر كرمي - «دردناك» مخالفند؛ از خانم جوادي گرفته تا محمد رضا اسكندري و تقريباً همه متخصصان و نخبگان و علاقه مندان اين حوزه در تشكلهاي مردم نهاد!
بنابراين سؤال ساده اين است كه: نمايندگان طراح اين قانون دردناك، با چه افرادي در شبانه روز مشورت كرده و مراوده دارند كه نتيجهاش ميشود آفرينش چنين طرحهاي دردناكي؟
شايد خداي ناكرده افراد نابابي باشند كه به دليل عناد با رنگ سبز، ميخواهند بچه مردم را از راه به دركرده و اصولاً نهاد متولي سبزينه در كشور را منهدم سازند!
سبزهای عزیز: لطفاْ یادداشت زیر را با دقت بخوانید!
- ناپایداری اجتماعی و قفل شدن ذهن
درج نظر
+ نوشته شده در دوشنبه 19 مرداد1388ساعت 14:7  توسط محمد درویش

در شماره 10 سپتامبر 1994 میلادی، هفته نامه معتبر اکونومیست، عکسی را بر روی جلد خود انداخت که فضای ژورنالیستی حرفهای را تا مدتها تحت تأثیر قرار داده و بسیاری از نخبگان این حوزه را به تحسین واداشت؛ به نحوی که آن جلد مشهور کماکان در بین 40 تصویر و طرح ممتازی قرار دارد که در طول 40 سال گذشته در ایالات متحده آمریکا منتشر شده است.
امّا منظر اندمیکی که ناصر کرمی از آن ارایه داد! تا یکی از بحثبرانگیزترین طرحهای مجالس قانونگذاری در قبل و بعد از انقلاب اسلامی را به چالش بکشد، حقیقتاً غافلگیرکننده، انصافاً جذاب و البته طنزافناک بود!
با این وجود و به رغم فتوای ناصرالحکمای عزیز وبلاگستان سبز برای مجاز بودن به آتش کشیدن سبزها در پای بهارستان و در اعتراض به این طرح ترکمنچایگونه، تو گویی که گرد مرگ بر سبزها پاشیده باشند! آنقدر که ناصر مجبور شد توصیف آن راه را از زبان ابوالحسن اشارت دهد و هشدار دهد که نخواهد گذاشت آن لقمه مثل هلو بره تو گلو!
راستی کسی میداند چرا حتا آن هنجارشکنی شتری هم نتوانست تا یخ سبزها را آب کند و خشمشان را به قلیان انداخته و به بهارستان بکشاند تا بگویند:
ما میگوییم وزارت مستقل منابع طبیعی میخواهیم؛ ما میگوییم: تا کی باید ملاحظات منابع طبیعی در پای کشاورزی ناپایدار قربانی شود؟
آنگاه شما نهتنها منابع طبیعی را از سطح معاونت وزیر ارتقاء نمیدهید، بلکه آن را تنزل مقام داده و یک سازمان نظارتی و حاکمیتی دیگر را نیز با اخته کردن بر تشکیلات ناسازهوار کشاورزی میافزایید!
آیا این گونه میخواهیم اصل 50 قانون اساسی را صیانت کنیم؟
عزیزان قانونگذار بهارستانی: لطفاً دورگوهای تمام دیجیتال همراهتان را خاموش کنید و ببینید که در چه موقعیتی قدم میزنید!
در این باره بیشتر خواهم نوشت ...
توصیه ضروری و کفایی!
برخی از آن 40 تصویر برگزیده روی جلد را فقط ناصر کرمی میتواند ببیند که یک ژورنالیست حرفهای بوده و در دام حاشیهها نمیافتد. بنابراین اگر این کاره نیستید، لطفاً آن کار را نکنید و نبینید!
به قول اچ جکسون براون: «به افکار بزرگ فکر کن، امّا از شادیهای کوچک لذت ببر!»
درج نظر
+ نوشته شده در جمعه 16 مرداد1388ساعت 22:23  توسط محمد درویش
بی شک همهی آن ایرانیانی که شب و روز گذشته و امروز از معابر و خیابانهای اصلی و فرعی اغلب شهرهای کوچک و بزرگ کشور عبور کرده و یا در آیینهای نکوداشت میلاد آخرین امام شیعیان(عج) شرکت داشتهاند، چنین مناظری را دیده و با پدیدهی غریب لیوانپوش شدن شهر و دیار خویش آشنا هستند. به دیگر سخن، حالا میتوان بعد از مالچهای نفتی و ریگی و ... از مالچهای لیوانی هم سخن گفت و رویالتی آن را – در چنین حجم و گسترهای - به نام ایرانیان ثبت کرد ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 16 مرداد1388ساعت 21:0  توسط محمد درویش
+ نوشته شده در دوشنبه 12 مرداد1388ساعت 16:25  توسط محمد درویش

همان طور که پیشتر اشاره کردم، شوربختانه سروهای بلندقامت، زیبا و مشهور پردیس فین در کاشان، آخرین نفسهای خود را میکشند؛ همان سروهایی که در خاطرهی دیرپای خویش شاهد بسیاری از وقایع ماندگار تاریخ ایران - پایکوبیها و بر سرزدنها - بودهاند. از جشن تاجگذاري رسمي شاه اسماعيل صفوي گرفته تا قتل دردناک و ناجوانمردانه ی ميرزا تقيخان امير كبير ...
اینک اما همان درختانی که در سکوت نظارهگر قتل ناجوانمردانهی، یکی از مردترین رهبران تاریخ معاصر ایران بودهاند، باید در بهت و حیرت یا بیتفاوتی و خاموشی ما ایستاده بمیرند و به حافظهی تاریخی نسلی سپرده شوند که البته موضوعات فراوانتر دیگری برای بایگانی و انباشت در ذهن دارد!
گزارش دقیق، مشروح، جذاب و علمی دوست و همکار عزیزم، مصطفی خوشنویس را در ادامه میخوانیم تا با مرور 5 اشتباه فاحش رخ داده در مدیریت باغ، دریابیم که چرا آنی نیستیم که باید باشیم؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 1 مرداد1388ساعت 14:28  توسط محمد درویش
دوست و همكار عزيزم، سيّد ابوالفضل ميرقاسمی، مديركل دفتر استعداديابي و بهرهبرداري از اراضي سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري كشور، اخيراً تحليلي را به رشتهي تحرير درآورده كه در آن با اشاره به مهمترين چالشهاي حوزهِ منابع طبيعي و محيط زيست كشور، پيشنهاد تشكيل وزارت منابع طبيعي را مطرح كرده است. از آنجا كه ايشان يكي از كارشناسان باتجربه و دلسوز اين حوزه به شمار آمده و نيز مدير ملّي پروژه بينالمللي "تقويت و انسجام سازماني براي مدیریت يكپارچه منابع طبيعي" - GEF/MENARID Program in Iran by UNDP نيز هستند، توجه خوانندگان عزيز مهاربيابانزايي را به مرور ديدگاههاي وي جلب ميكنم ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 28 تیر1388ساعت 12:2  توسط محمد درویش
+ نوشته شده در یکشنبه 21 تیر1388ساعت 1:8  توسط محمد درویش

به این میگویند یک تیتر کاملاً هوشمندانه در خبرگزاری مستقل محیط زیست ایران! تیتری که هم حرفش را با ظرافت میزند و هم با درایت نمیزند! شگردی که فقط از ناصر کرمی و ایرن برمیآید و بس!
درود بر او که بهتر از همهی ما میداند چگونه بر روی طناب تلاطمات سیاسی ایران راه خود را برود و حرف خود را بزند و گزک هم دست نااهلان ندهد!
به امید روزی که اقلیت به قدرتی برابر با همان 25 درصد قانع شود و بگذارد اکثریت هم نفس بکشد؛ آرزویی که در صورت اجابت میتوان مطمئن بود که فرآیندهای کاهندهی کارایی سرزمین در وطن متوقف شده و شعار این تارنما – یعنی مهار بیابانزایی – تحقق خواهد یافت.
درج نظر
+ نوشته شده در جمعه 12 تیر1388ساعت 0:47  توسط محمد درویش
+ نوشته شده در پنجشنبه 11 تیر1388ساعت 23:58  توسط محمد درویش
بیانیهی پیوست که به همت همکاران عزیزم در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان فارس تهیه شده است، به امضای 138 پژوهشگر حوزهی منابع طبیعی و کشاورزی کشور رسیده که از این تعداد، 34 نفر دارای مدرک دکترا و بقیه فوق لیسانس هستند.
مشروح بیانیه که آشکارا بر نقاط ضعف موجود در حوزهی منابع طبیعی، کشاورزی و محیط زیست کشور انگشت نهاده است، به شرح زیر است.

به نام خدا
بدون شك شرايط خطير كشور و دشواريها و نابسامانيهايي كه در حيطهی محيط زيست و كشاورزي مملكت در دورهي دولت نهم رخ داده است بر هيچ كس پوشيده نيست.
اينجانبان، محققان و متخصصان بخش كشاورزي، منابع طبيعي و محيط زيست كه از نزديك و به طور ملموس بر اين نابسامانيها واقفايم، بنا بر وظيفهاي كه خداوند متعال بر دوش آگاهان جامعه نهاده است، بر خود لازم ميدانيم گوشهيي از اهم مشكلات را برشمرده و بر لزوم تغيير در روند موجود تأكيد ورزيم.
همچنین از آنجا كه در مجموعهي سوابق مديريتي و نيز بيانيهها و شعارهاي آقاي سيد ميرحسين موسوي نشانههاي روشني از عزم ايشان براي بازنگري و ايجاد تحول در ساختار فعلي و حرکت در مسیر توسعهي پایدار ديده ميشود، از نامزدي ايشان در دهمين دورهي انتخابات رياست جمهوري قاطعانه پشتيباني ميكنيم و اميد آن داريم كه تمامي متخصصان و نيز بهرهبرداران عزيز بخش كشاورزي و منابع طبيعي كشور از اين فرصت گرانبها براي نجات كشور غفلت نكرده و سهم تاريخي خويش را ايفا كنند.
مهمترين نابسامانيهاي وضع موجود را چنين ميتوان برشمرد.
1-در حوزهي محيط زيست و منابع طبيعي:
نبود اعتقاد و التزام عملي به مفهوم بنيادين و حياتي توسعهي پايدار و همهجانبه كه به طور آشكار از سوي رييس جمهور به دفعات ابراز شده ريشهي تصميمها و اقدامهاي زيانبار در اين حوزه بوده و تبعاتي همچون موارد زير را در بر داشته است.
- تضعيف جايگاه محيط زيست و منابع طبيعي در مديريت كلان كشور؛
- انحلال شوراي عالي محيط زيست كه ضامن اجرايي و قانوني براي هماهنگي طرحهاي توسعهيي با محيط زيست بوده است؛
- ناكارآمدي، ضعف شديد مديريت و غلبهي ديدگاه غير تخصصي در سازمان حفاظت محيط زيست؛
- تصويب طرحهاي توسعهيي نفتي در نزديكي تالابهاي بينالمللي كه سرمايههاي بيبديل ملي و حتا جهانياند؛
- تخريب گستردهي منابع طبيعي، از جمله تغيير كاربري اراضي جنگلي به كاربريهاي صنعتي و كشاورزي و تلاش در قانوني كردن آن؛
- نزول 5 پلهای ایران از نظر پایداری محیط زیستی در طول سالهای اجرایی برنامه 5 ساله چهارم.
2- در حوزه كشاورزي:
- وارد آوردن آسيب جدي به توليد پايدار در بخش كشاورزي و نبود توجه به مزيتهاي نسبي منطقهيي كه منجر به گرايش تكمحصولي و گسترش لجام گسيخته واردات در اين بخش شده است؛
- وارد آوردن آسيب جدي به منابع و ذخاير آب زيرزميني كشور در جهت توليدات تكمحصولي؛
- بي توجهي به ديدگاههاي كارشناسي و تخصصي در تصميمات اجرايي؛
- تنزل توان تحقيقاتي مجموعهي كشاورزي به پايينترين حد خود در سالهاي اخير به دليل كاهش شديد توجهات مادي و معنوي به اين مجموعهي توانمند (اشاره به نامهي سرگشادهي تاريخ مرداد 87 انجمن اعضاي هيأت علمي مؤسسهي تحقيقات جنگلها و مراتع در خبر نامهي شماره 28 اين انجمن و بيانيههاي بعدي محققان ساير مراكز تحقيقات كشاورزي و منابع طبيعي استاني در حمايت از آن).
در همین باره:
بیانیه دیگری نیز در حمایت از آرمان های سبز میرحسین تهیه شده که همچنان بر شمار امضاکنندگان آن نیز افزوده می شود. متن بیانیه را در سبز پرس بخوانید.
درج نظر
+ نوشته شده در سه شنبه 19 خرداد1388ساعت 1:50  توسط محمد درویش
در چهارمین روز از خرداد ماه سال 1315 هجری شمسی، کودکی در دیار حافظ شیرین سخن پای به عرصهی وجود نهاد که شاید بیشتر از هر ایرانی دیگری برای حفظ موجودیت گنجینههای زیرزمینی آب ایرانیان تلاش کرده است. آن کودک دیروز؛ آهنگ کوثر نام دارد، مرد فرزانه و دانشمندی جهانی که هنوز کودک وجود خود را از خویش نرانده است ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 4 خرداد1388ساعت 23:46  توسط محمد درویش
«يك بادبادك، پرواز كردن و اوج گرفتن خويش را مديون باد مخالف است. از مورد انتقاد قرار گرفتن نهراسيد.»
وینستون چرچیل
سیامک معطری را همهی طرفداران محیط زیست و فعالان حوزهی طبیعت ایرانزمین میشناسند. شاید کمتر کسی را بتوان سراغ گرفت که به اندازهی او کار تشکیلاتی برای نهادینه کردن فعالیتهای محیط زیستی در ایران انجام داده باشد. آن هم فردی که به دلیل ماهیت نگاه ناراضیاش به محیط، هرگز نتوانسته درچارچوب یک تخصص خاص خود را محدود کند. حتا نگاهی به ویترین مدارک دانشگاهیاش و تنوع موجود در آن نشان میدهد که او تا چه اندازه فرا رشتهای میاندیشد. از همین روست که شاید هنوز هم خود را ترجیح میدهد دانشجو بداند و بنامد ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 4 خرداد1388ساعت 3:8  توسط محمد درویش
در شامگاه سي امين روز از دوّمين ماه بهار، مژگان جمشيدي و ياسر انصاري عزيز شادمانهاي را تجربه كردند كه بي شك بازخوردها و پرتوهاي فروزانش دامن طبيعت وطن را هم خواهد گرفت. چرا كه ايمان دارم اين شايد سبزترين پيوندي باشد كه ميتوانست خبرش در محيط زيست ايران منتشر شود ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه 2 خرداد1388ساعت 11:37  توسط محمد درویش
چه باید کرد برای معلمی که دیدار از نمایشگاه کتاب تهران را بر دریافت سکه طلا ترجیح میدهد؟
چه میتوان گفت برای آن پدر و مادر فرهنگ دوست خوزستانی که در سالروز نکوداشت مقام معلم، برای آموزگار فرزندانشان بلیط هواپیما به مقصد نمایشگاه کتاب تهران هدیه میدهند ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 18 اردیبهشت1388ساعت 14:11  توسط محمد درویش
+ نوشته شده در دوشنبه 14 اردیبهشت1388ساعت 1:16  توسط محمد درویش
این تصاویر که حدود ساعت 17 امروز در حوالی میدان صنعت تهران (شهرک غرب) گرفته شده است، به خوبی شوکه شدن چندین بارهی معابر عمومی پایتخت را در برابر بارندگیهای بهاری نشان میدهد! حالا شما خودتان میتوانید حدس بزنید که وقتی اوضاع معابر شهر در بخشهای شمالی و پرشیب اینگونه است، مردمان جنوب شهر با چه شرایط گزندهتری مواجه هستند ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 22:28  توسط محمد درویش
خبرهای رسیده ازپایگاه مقابله با خشکسالی اصفهان حکایت از آن دارد که هماکنون حجم ورودی آب به سد زایندهرود از مرز 120 متر مکعب در ثانیه نیز گذر کرده است؛ این در حالی است که رقم مزبور در هفتهی گذشته 70 متر مکعب در ثانیه بود. به دیگر سخن، بارندگیهای نخستین هفتهی اردیبهشت ماه در سراب زاینده رود – این خاطرهانگیزترین رود مرکزی ایران – سبب شده تا به زودی شاهد سرریز سد بزرگ زاینده رود در چادگان باشیم. مشابه رخدادی که امروز در سنندج رخ داد و پس از مدتها مردم کردستان به چشم خود شاهد سرریز آب از یکی از اصلیترین سدهای تأمینکنندهی آب شرب و کشاورزی منطقه بودند ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 21:45  توسط محمد درویش
امروز وقتي اين نامهي دردمندانه را كه از سر شور و شعور به رشتهي تحرير درآمده بود، خواندم؛ دلم لرزيد و احساسي دوگانه را تجربه كردم ...
خواهش ميكنم شما هم اين يادبرگ شورآفرين را كه به بهانهي پريشانحالي پريشان از پريشاني محيط زيست وطن ياد كرده و خواستار اقدامي سزاوارانه شده است، بخوانيد و برايم بنويسيد كه براي مهار اين پريشانحالي چه بايد كرد و چه ميتوان كرد؟
اين را هم خالصانه و با تمام وجودم بگويم كه درويش حاضر است در هر جا و به هر مدت كه لازم بود بيايد و همراه با شما از پريشان عزيز وطن دفاع كند.
اينك شما خوانندهي عزيز مهار بيابانزايي را دعوت ميكنم تا نامهي اين هموطن دردمند را از ديار حكيم جاودانهي توس بخوانيد و بگوييد كه شما چه فكر ميكنيد؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 9 اردیبهشت1388ساعت 12:46  توسط محمد درویش
«با ایزدان پیمان بسته بودم در امپراطوری پارس ستم و دروغ نباشد.»
کوروش بزرگ

حسن احمدپور عزیز در بزنگاه مهمترین رویداد فرهنگی کشور، یعنی برپایی نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، دست به ابتکار جالبی زده و یک بازی وبلاگی جدید را عرضه داشته است. او ضمن معرفی یک کتاب به خوانندگانش، از آنها نیز خواسته است تا بهترین کتابی را که اخیراً خواندهاند به خوانندگان وبلاگستان فارسی معرفی کنند.
اینک ضمن سپاس از این دوست فرهنگ دوست که نگارنده را نیز به این بازی دعوت کرده است، از خوانندگان عزیز این سطور تقاضا دارم اگر تاکنون هنوز موفق به خرید و مطالعه شاهکار گزنفون، مورخ بزرگ یونان نشدهاند، زمان را از دست نداده و هر چه سریعتر بکوشند تا نسخهای از کتاب ارزشمند «مدیریت کوروش بزرگ» که توسط دکتر محمّدابراهیم محجوب به فارسی برگردانده شده است تهیه کنند؛ کتابی که در 194 صفحه توسط انتشارات فرا و به قیمت 4300 تومان هماکنون در اختیار فارسیزبانان قرار دارد.
کتابی که به قول پیتر دراکر، پدر دانش مدیریت نوین جهان: «نخستین و هنوز بهترین کتاب در زمینهی رهبری است.»
کتابی که در آن از زبان این ایرانی وارسته و فرزانه میخوانیم: «شما باید چشم از من برندارید تا ببینید آیا به آن چه میگویم عمل میکنم یا نه. من نیز شما را زیر نظر دارم تا هرکدام را که شایستهی بزرگداشت بودید، گرامی بدارم.»

آیا مفهومی از این رساتر، سادهتر و دیرینهتر برای مردمسالاری و دیکتاتورگریزی سراغ دارید؟! آیا شایستهسالاری میتواند چیزی جز این باشد؟ کوروش کبیر افزون بر 2500 سال پیش میگوید: «من با کوشش خود گیتی را چنان که میخواستم سامان دادم، نه با زور بازو، که به نیروی خرد.» و هم او میگوید: «بردگی شایسته انسان نیست، آزادی، سربلندی و بینیازی سه خواسته بزرگ انسان است.»
آری من و تو فرزندان چنین مرد آزادمنشی هستیم، مردی که صدها سال قبل از منشور حقوق بشر غرب، بردهداری را نفی کرد و برای خردمندان ارزشی بالاتر از جنگسالاران قایل شد.
بکوشیم تا لایق چنین پدر فرزانهای باشیم.
از خانمها دکتر معصومه ابتکار، دکتر کتایون ربیعی، صفورا زواران حسینی، الهه موسوی و آقایان استاد هرمز ممیزی، محمد افراسیابی، دکتر سیامک معطری، حمیدرضا بی تقصیر، سام خسروی فرد، آرمین منتظری و حسین نوروزی عزیز میخواهم تا آنها نیز بهترین کتابی را که خواندهاند به مخاطبین خود معرفی کنند.
در همین باره:
- معرفی یک کتاب
- چند کتاب
- اکنون مرد فریب خورده است!
- اردیبهشت : ماه بازی با کتاب
- دعوت به یک بازی جذاب
درج نظر
+ نوشته شده در دوشنبه 7 اردیبهشت1388ساعت 23:15  توسط محمد درویش
به دنبال انتشار گزارشی مصور از حضور بینظیر مردم داوطلب برای کاشت نهال اُرس در ایستگاه تحقیقاتی سیراچال، هموطنی به نام سید حسین با درج دو کامنت ادعا کرده بود که در بخش نهالکاری هم مافیا وجود دارد و اتهاماتی را متوجه همکار عزیز و شریفم مصطفی خوشنویس کرده بود که میتوانید نظرات ایشان و پاسخ نگارنده به وی را در همان پست ملاحظه فرمایید. اینک از آنجا که ایشان حاضر نشدند تا برای ادعاهای خود دلیل ارایه داده و یا با نگارنده تماس بگیرند، پاسخ مکتوب و مشروح مصطفی خوشنویس را در اینجا منتشر میکنم و همچنان این امیدواری را برای خویش محفوظ میدارم که شاید دلیل عدم پاسخگویی ایشان، قانع شدنشان باشد.
و امّا پاسخ مصطفی خوشنویس :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 7 اردیبهشت1388ساعت 0:46  توسط محمد درویش

مصطفي خوشنويس را بيشك همهي آنهايي كه با دانش جنگل و به ويژه درختان كهنسال، آشنايي دارند، ميشناسند. او دوست و همكار عزيز و سختكوش من در مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع است. مردي كه به رغم تجربه كردن 55 بهار از زندگي پرفراز و نشيبش، همچنان دلي جوان و قلبي كودكانه داشته و به ندرت ميتوان انساني را يافت كه به اندازهي او عاشق طبيعت باشد ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 30 فروردین1388ساعت 15:58  توسط محمد درویش

در بيست و پنجمين روز از آخرين ماه فصل پاييز 1387، جشني ساده، امّا صميمانه و منحصر به فرد در مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع كشور برگزار شد؛ جشني به افتخار 40 سالگي بزرگترين نهاد متولّي تحقيقات منابع طبيعي در ايران. بيگمان هيچ نهاد پژوهشي ديگري نميتوان در ايران يافت كه در طول فعاليت خويش بيش از 500 كتاب مرجع منتشر كرده باشد؛ هيچ بنگاه تحقيقاتي را نميتوان سراغ گرفت كه همزمان هفت مجلهي علمي را به صورت فصلنامه منتشر كند كه شش عنوان از آنها، داراي مرتبهي علمي/پژوهشي از وزارت علوم، تحقيقات و فناوري باشد. افتخار من اين است كه در بين همكاران فرزانهاي خدمت ميكنم كه در آفرينش 1200 پاياننامه در مقاطع كارشناسي ارشد و دكترا نقش داشتهاند؛ همكاران عزيزي كه تاكنون نقشهي مناطق اكولوژيك كشور را در 131 ميليون هكتار منتشر ساختهاند ... و باز باختياري من اين است كه شايد نتوان هيچ محيط كاري ديگري را در ايران يافت كه به گستردگي، تنوع و زيبايي باغ گياهشناسي ملّي ايران باشد؛ جايي كه از بهمن ماه 1368 در آن مشغول انجام خدمت هستم.

و امروز آغاز چهل و يكمين سال حيات چنين نهاد فرهمندي است.
به همين مناسبت، بسياري از همكاران ديروز و امروز گرد هم جمع شدند، اغلب رؤساي سابق مؤسسه از جمله دكتر بهروز ملك پور، مهندس علاقهبند راد، مهندس ميرمحمدي، دكتر شامخي، دكتر معصومي، دكتر جعفري به همراه دكتر محمّدحسن عصاره، رياست كنوني مؤسسه كه اين ابتكار ارزشمند را كليد زده بود، دور هم جمع شده بودند تا با يادآوري خاطرات دور و نزديك و به حرمت اين درخت تناور 40 ساله، اشك شوق بريزند و آرزوي ماندگاري ابدي او را داشته باشند.
خوشبختانه اين نشست صميمانه از يك جهت ديگر نيز براي نگارنده و همكاران عزيزم در بخش تحقيقات بيابان خاطرهانگيز شد؛ چرا كه «برنامه راهبردي بيابان، چشمانداز 1404» مورد تقدير ويژه عاليترين مقام وزارت متبوع قرار گرفت؛ برنامهاي كه بيش از 2 سال تهيه آن به طول انجاميد و حاصل برگزاري 95 جلسه و 1700 نفر ساعت كار كارشناسي با حضور نمايندگان بيش از 50 نهاد آموزشي، تحقيقاتي، اجرايي و مردمنهاد بود.

لوح تقدير آقاي محمّدرضا اسكندري، وزير جهاد كشاورزي از نگارنده و مراسم اهداء آن را ميتوانيد اينجا ببينيد. همچنين در آيندهاي نزديك و به تدريج تمامي متن اين سند راهبردي را در همين تارنما منتشر خواهم كرد.
بار ديگر دست همهي عزيزاني كه در اين كار بزرگ به محمّد درويش كمك كردند، صميمانه ميفشارم و اميدوارم اين برنامه بتواند در افق چشمانداز 1404 به تمامي آرمانهاي بلندش دست يابد.
- تصاوير اين مراسم را ميتوانيد اينجا ببينيد.
- تصاويري از باغ گياهشناسي ملي ايران را نيز ميتوانيد اينجا ببينيد.
درج نظر
+ نوشته شده در پنجشنبه 28 آذر1387ساعت 1:12  توسط محمد درویش
«اي كاش ميتوانستيد خورشيد و باد را بيشتر با پوست خود ملاقات ميكرديد، نه با جامهتان ... دَم ِ گرم حيات در پرتو خورشيد است و دست زندگي بر باد.»
جبران خليل جبران

نامش مهديه كردبچه است. اگر چه فقط 28 سال دارد، امّا آنقدر به گياهان، طبيعت و هموطنان سختكوش كشاورزش عشق داشته است تا به پاس خدمات ارزشمندش در حوزهي ترويج كشاورزي، به عنوان مددكار نمونهي وزارت جهاد كشاورزي در سال 1387 معرفي شود. مدرك كارشناسياش را در رشتهي توليدات گياهي از دانشگاه شاهرود اخذ كرده و ميخواهد تا در رشتهي علفهاي هرز ادامه تحصيل دهد. او كارش را شبيه پرستاري ميداند؛ منتها پرستاري و مراقبت از گياهان! وقتي الهه ستوده – خبرنگار روزنامه ايران - از او ميپرسد كه انرژي ادامهي كار را از كجا بدست ميآوري؟ ميگويد: «گياهان به من انرژى مثبت مىدهند. با شادابى و طراوتى كه آنها به من مىدهند، مىتوانم همچنان با انرژى به كارم ادامه دهم و به ديگران هم شور زندگى بخشم.»
بايد قدر كردبچه و كردبچهها را بدانيم و آرزو كنيم عرصهي كشاورزي اين بوم و بر، بيش از اينها از مواهب حضور چنين مددكاران مروّج و عاشقي بهرهمند باشد و بتواند بين قوانين طبيعت و نيازهاي مشروع آدمي پلي بخردانه و سزاوارانه برقرار سازد.
درود بر انسانهايي كه ميتوانند از گياهان انرژي مثبت گرفته و شور زندگي بگسترانند ...

همچنان بر باور ديرين خود استوار هستم و يقين دارم كه در طبيعت، نه «علف هرز» وجود دارد و نه «جاندار زيانكار». هر زيستمندي كه مادر طبيعت اجازهي ظهور و حضورش را فراهم آورده، به يقين دربردارندهي حكمت و معرفتي بزرگ و ارزشمند است؛ حكمتي كه اگر آستانهي دانش آدمي به او اجازه دهد، درخواهد يافت كه تا چه اندازه همان علف – به ظاهر هرز – يا جاندار – به ظاهر – زيانكار در مسير تكوين و تكامل زنجيرهي حيات، نقشي بنيادي برعهده دارد.
براي مهديه كردبچه، آرزوي برآورده شدن آرزوهايش را دارم و اميدوارم كه امثال مهديه در حوزهي كشاورزي، منابع طبيعي و محيط زيست ايران بيش از پيش اجازهي نمود و حضور يابند.
گفتگوي خواندني و متفاوت او را در شمارهي 3990 روزنامه ايران – صفحه 16- ميتوانيد بخوانيد تا در واپسين پرسش از مهديه، دريابيد كه وي چه آرزويي دارد؟!
درج نظر
+ نوشته شده در دوشنبه 14 مرداد1387ساعت 23:7  توسط محمد درویش
شايد آنها كه در چهارمين روز از اسفندماه 1384، در تالار همايشهاي دانشكدهي منابع طبيعي كرج حضور داشتند، هنوز خاطرهي آخرين طنازي و کاریکلماتورهای استاد را در هنگام دريافت جايزه و قدرداني از ايشان به پاس يك عمر حضور مستمر در عرصهي آموزش و پژوهش فرزندان اين ديار در حوزهي دانش منابع طبيعي، به ياد بياورند ... براي آنها كه از خاطر بردهاند، يكبار ديگر گزارش آخرين روز همايش ملّي آيندهي جنگلهاي ايران را منتشر ميكنم تا در نخستين روزهاي پرواز ابدي استاد به سوي ديار باقي، ياد و نامش را بيش از پيش، گرامي داريم ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 3 مهر1385ساعت 8:3  توسط محمد درویش
|
وقتی انسان دوست واقعی دارد که خودش هم یک دوست واقعی
باشد.
امرسون
ديروز براي من و بسياري ديگر از همكاران عزيزم در مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع روزي فراموش نشدني و بيادماندني بود؛ روزي كه در آن به پاس خدمات صادقانهي دو تن از پژوهشگران با سابقهي خويش، «مسعود شکویی» و «مسعود علیها» كه اينك به افتخار بازنشستگي نايل آمدهاند؛ جشني ساده، امّا صميمانه برگزار كرديم؛ جشني كه ميتوانستي در آن لبخند غرور و رضايت را توأم با اشك شوق و فراغ با هم ببيني ...
مسعود شكويي، مجري توانمند «طرح شناخت مناطق اكولوژيك كشور» گفت: نخستين باري كه احساس كردم به دوران بازنشستگي نزديك شدهام، زماني بود كه در اتوبوس شركت واحد، جواني جاي خودش را به من داد! وي گفت: تنها ناراحتي من، دوري از دوستان عزيزم در مؤسسه است كه شايد به سختي بتوانم با آن كنار بيايم. مسعود عليها نيز كه از مؤسسان ايستگاه تحقيقاتي هومند آبسرد محسوب شده و سالها مديريت اين مجموعهي تحقيقاتي را برعهده داشته است، در حالي كه اشك در چشمانش حلقه زده بود، گفت: «گمان نبرم كه اين روز زيبا و اين حركت قشنگ شما دوستان خوبم را هيچگاه از ياد ببرم.»
در اين مراسم خاطرهانگيز، پيشكسوتاني چون دكتر علي اصغر معصومی و دكتر بهرام پيمانيفرد به ايراد سخنراني و ذكر خاطرههايي از اين دو عزيز پرداخته و افزون بر آن، برخي ديگر از دوستانش، از جمله محمود معلمي، حميد رضا عباسي، اسماعيل رهبر، محمّد فياض، عيسي مؤمن، ناصر انصاري، منوچهر ربيعي، خسرو ثاقبطالبي و نگارنده به گوشههايي از خاطرات خويش از آن دو عزيز اشاره كردند.
اينك ضمن درج يادبرگهايي كه به بهانهي بازنشستگي آن دو عزيز، به ايشان تقديم شد، بهترين آرزوها را و شادترين لحظهها را از درگاه خاتمكار بال پروانهها برايشان ميطلبم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 6 تیر1385ساعت 3:12  توسط محمد درویش
|