«ما هدفی والا داشتیم، لیک برای دستیافتن به آن هر کاری را آزاد نمیدانستیم. از جمله کارهایی که پست میشمردیم، دروغ گفتن بود.»
کوروش بزرگ
وضعیت محیط زیست در هر کشور، یکی از مهمترین شاخصهایی است که به واسطهی آن میتوان به ارزیابی کیفیت توسعهی پایدار در آن سرزمین پرداخت و جایگاه ملاحظات محیط زیستی را در سبد اولویتهای راهبردی دولت حاکم تشخیص داد.

به دیگر سخن، با بررسی رد پای بومشناختی یا اکولوژیک سکونتگاههای انسانی، به راحتی میتوان دریافت که شادابی زیستمندان ساکن در یک سرزمین در چه طبقهای قرار میگیرد. از همین روست که اینک از شاخص جدیدی به نام «شادی سرزمین» برای طبقهبندی کشورها بهره برده میشود؛ شاخصی که نشان میدهد: هر چه تخریب چشماندازها و میراث طبیعی در یک کشور بیشتر باشد و هر چه نرخ بیابانزایی فزونتر گردد، قدرمطلق شاخص شادی سرزمین هم به سمت صفر بیشتر میل پیدا میکند.
چنین است که در بررسی نشانزدهای مؤید پایداری در زیست محیط وطن، این امکان وجود دارد تا به ارزیابی نسبتاً بیطرفانه و علمی از شرایط کنونی محیط زیست ایران دست یافت.
مهمترین رخدادهای محیط زیست ایران در طول 4 سال گذشته کدامها بوده است؟
الف ) در حوزهی طبیعی:
تشدید روند خشکی و آلودگی دریاچهها و تالابهای ارزشمند کشور که از آن جمله میتوان به بختگان، هامون، هورالهویزه، پریشان، ارژن، گاوخونی، طشک، کمجان و ارومیه اشاره کرد.
تشدید نرخ فرسایش آبی و بادی؛ به نحوی که رقم آن – در خوشبینانهترین حالت - به شش برابر میانگین جهانی افزایش یافته است.
افزایش شیب منفی آبخوانهای کشور؛ به نحوی که آثار اُفت سطح آبزیرزمینی در 80 درصد آبخوانها آشکار شده و میزان تراز منفی بیلان آب به بیش از 6 تا 7 میلیارد متر مکعب رسیده است. یعنی: دستکم 6 میلیارد متر مکعب بیشتر از آن چه که در سفرههای آب زیرزمینی ذخیره میشود، برداشت میگردد. رخدادی که منجر به تشدید فرآیند ویرانگر فرونشست زمین در اغلب دشتهای مرکزی و شرقی کشور شده است.
بیش از یک هزار گونه از مجموع 1728 گونهی اندمیک (انحصاری) کشور در سیاههی سرخ قرار گرفته و با خطر انقراض مواجه هستند.
حدود يكصد ميليون هكتار از اراضي كشور (بيش از 60 درصد) در شرايط ناپايدار (در حال كاهش توان توليد) به سر برده، كه 95 ميليون هكتار آن در معرض انواع فرسايشهاي آبي و بادي قرار دارد.
تشدید آلودگی آب و خاک و هوا؛ به نحوی که کیفیت آب اغلب رودخانهها و چالابهای کشور به شدّت افت کرده و عملاً از حیز انتفاع خارج شده است.
ب) در حوزهی انسانی:
1- کاهش محسوس فعالیت تشکلهای مردمنهاد در حوزهی محیط زیست و تعطیلی یا سکون اغلب آنها؛ ناشی از قطع حمایتهای موجود از ایشان
2- برداشتن قانون منع توسعهی صنعتی در شعاع 120 کیلومتری کلانشهرهای کشور و نیز قانون عدم تمرکز صنایع بزرگ و آلودهکننده در شمال کشور
3- تشدید نرخ رشد جمعیت و گذشتن آن از مرزی که در سند چشمانداز 20 ساله برای آن درنظر گرفته شده بود.
4- عدم تشویق به سرمایهگذاری در حوزه استحصال انرژیهای نو و کاهش وابستگی معیشتی به سرزمین
5- ادامه تجاوز به حریمهای طبیعی و عدم اعتنا به هنجارهای علمی آمایش سرزمین در چیدمان توسعه.
6- عدم اعتنای جدی به اجرایی کردن ماده 60 قانون برنامه چهارم توسعه و پیاده نشدن اصول حسابداری سبز و عدم ارزشگذاری بر روی کارکردهای غیرقابل تبادل منابع طبیعی و محیط زیست کشور.
چنین نشانههایی ثابت میکند که شیب منفی پایداری محیط زیست و منابع طبیعی کشور کاملاً مشهود است. به نحوی که گزارش وضعیت پایداری محیط زیست جهانی هم که توسط دانشگاه کلمبیا و مؤسسه مرسر همه ساله تهیه میشود، نشان میدهد که ایران در طول سالهای اجرای برنامه 5 ساله چهارم، 5 رتبه دیگر از منظر شاخص ESI سقوط کرده و از رتبه 132 به 137 نزول یافته است. اين در حالي است كه هنوز سقوط 14 پلهاي ايران از منظر شاخص EPI را فراموش نكردهايم.
مفهوم سادهی رخدادهای نامیمونی که در حوزه محیط زیست کشور اتفاق افتاده و به بخشی از آن در این یادداشت اشاره شد، آن است که مدیریت حاکم در این بخش از لکنتهای غیرقابل انکاری رنج برده و میبیند. با این وجود، کمترین بازخواست یا تنش مدیریتی اتفاقاً در همین بخش مشاهده میشود! واقعیت تلخی که نشان میدهد، ظاهراً کسی در این دیار خیال ندارد که محیط زیست را جدی بگیرد؛ نه مردم، نه مسئولین، نه نمایندگان ملت در مجلس شورای اسلامی و نه طیف گستردهای از نهادهای نظارتی و بازرسی کشور! موضوعی که متأسفانه ردپای غمانگیز و دلسردکنندهی آن در جستارهای کاندیداهای ریاست جمهوری دهم هم دیده میشود و درحقیقت، تاکنون کمترین اشارهای به فجایع زیستمحیطی کشور و راهکارهای تحقق اصل 50 قانون اساسی در برنامهها و سخنان کاندیداها مشاهده و ملاحظه نشده است.
البته به رغم رخدادهای منفی مورد اشاره، همهی خبرها در محیط زیست ایران ناگوار و ناخوشایند نیست. از آن جمله باید به افزایش چشمگیر حجم مطالب محیط زیستی در رسانههای دیداری، نوشتاری و شنیداری کشور اشاره کرد. همچنین، وضعیت دنیای مجازی نیز، وضعیتی کاملاً امیدوارکننده بوده و رشد شمار وبلاگها و سایتهای مرتبط با حوزه محیط زیست بسیار قابلتوجه بوده است. تولد سه خبرگزاری محیط زیستی نیز میتواند از دیگر خبرهای خوش باشد که بیشک به ارتقاء ظرفیتهای فرهنگی ایرانیان در بخش محیط زیست کمک خواهد کرد.

فرازنای کلام آن که
شوربختانه بايد اعتراف كرد: در دورهي چهارسالهي اخير، نهتنها محيط زيست مورد حمايت جدي قرار نگرفت، بلكه طرفداران محيط زيست و منابع طبيعي كشور مورد نيش و تمسخر و تهديد رييس جمهور، معاون اول ايشان، وزير ارشاد، وزير كشور، رييس سازمان جنگلها، مراتع و آبخيزداري كشور و بسياري ديگر از مديران ارشد و مياني دولت هم قرار گرفت؛ نكتهي حيرتانگيزي كه در كمتر كشوري ميتوان سراغ گرفت و شاهد بود كه طرفداران محيط زيست را پياده نظام دشمن و ستون پنجم و گروه مشكوك و ... بنامند و مخالفان سياستهاي درهاي باز در حوزه زاد و ولد را عوامل استكبار جهاني بدانند!
چنين است كه کارنامهی دولت نهم در بخش محیط زیست، به هیچ عنوان کارنامهی قابل دفاعی نبوده و به راحتی میتوان آن را نه فقط تجدید که مردود کرد. امید که نمایندگان فعال مردم در رکن چهارم دموکراسی بتوانند بیش از پیش با گسترش فعالیتهای روشنگرانه و اطلاعرسانی شایستهی خود، ضریب انتشار اخبار غیرواقع را در این حوزه کاهش داده و آرمان کوروش بزرگ را که در پیشانی این نوشتار، مورد اشاره قرار گرفته است، محقق سازند.
گزارش مژگان جمشيدي را در همين باره ميتوانيد در شماره ديروز روزنامه اعتماد ملّي بخوانيد.
درج نظر